دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٢ - احمد بن ابی الحواری
احمد بن ابی الحواری
نویسنده (ها) :
حسین لاشیء
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدِ بْنِ اَبِی الْحَواری، ابوالحسن (١٦٤-٢٤٦ ق / ٧٨١-٨٦٠ م)، از مشاهیر عرفای شام. ابوالحواری را برخی از منابع، كنیۀ پدرش عبدالله (ابن ماكولا، ٣ / ٢١٦؛ ابن ملقن، ٣١) و برخی دیگر كنیۀ جدش میمون دانستهاند (ابن منذر، ١(١) / ٤٧؛ ابن حبان، ٨ / ٢٤؛ خولانی، ٥١؛ ابن ابی یعلی، ١ / ٧٨). كنیۀ او به اختلاف ابوالحسین یا ابوالعباس نیز یاد شده است (ابن حبان، همانجا؛ قشیری، ٤١٠؛ شعرانی، ١ / ٨٢).
گفتهاند كه اصل او از كوفه بوده، و در دمشق زیسته است (هجویری، ١٤٦؛ ابنعساكر، ٥٠؛ سمعانی، ٤ / ٢٩٦؛ ابنكثیر، ١٠ / ٣٦٣). خانوادۀ او به زهد و ورع و عرفان معروف بودهاند. پدرش و همسرش رابعه (یا رایعۀ) شامیه، و برادرش محمد و فرزندش عبدالله جملگی از زهاد بودهاند (سلمی، ٨٨؛ یافعی، ٢١٢-٢١٣؛ ابن ملقن، ٣٥)، و خود او را نیز گاه با لقب زاهد یاد كردهاند (دارقطنی، ٢ / ٩٢٩؛ ابن عساكر، همانجا). او از وكیع بن جراح و ولید بن مسلم و برخی دیگر از ثقات روایت كرده است و عبدالله بن محمد مقدسی، حسین بن عبدالله قطان رقی، ابوزرعه، ابوحاتم رازیان و دیگران از او روایت كردهاند (نصری، ١ / ٢٠٤، ٢٦١-٢٦٥؛ دارقطنی، همانجا؛ ابونعیم، ١٠ / ٥-٢٤؛ سمعانی، همانجا).
احمد در تصوف از مریدان ابوسلیمان دارانی بوده است و با مشایخی همچون سفیان بن عیینه، احمد بن عاصم انطاكی، فضیل بن عیاض بشر بن سری و ابنسماك نیز مصاحبت داشته است (نصری، ١ / ٥٥٧؛ سراج، ٥٣؛ سلمی، ٨٨، ١٢٩؛ ابونعیم، ٨ / ٣٠٠، ٩ / ٢٥٥؛ خواجه عبدالله، ٤٣، ١٢٣؛ جامی، ٦٥). او همچنین قاسم بن عثمان جوعی را دیده، و از او سخنانی نقل كرده (ابنجوزی، صفة ... ، ٤ / ٢٣٦)، و با احمد بن حنبل نیز آشنایی داشته است (نصری، ١ / ٣٠٥، ٤٦٣). از میان كسانی كه مصاحبت او را دریافتهاند، میتوان از ابوالحسین نوری نام برد (سلمی، ١٥١؛ خواجه عبدالله، ١٩٠).
گفتهاند كه احمد ٣٠ سال علم آموخت و سپس كتابهای خویش را در آب ریخت و گفت: «نیكو دلیلی تو، اما پس از رسیدن به مقصود، مشغول بـودن به دلیل محـال بود» (عطـار، ٣٤٥؛ نیز نك : ابونعیم، ١٠ / ٦-٧؛ ابن ملقن، ٣٢). برخی گفتهاند كه وی در حال جذبه و سكر نوشتههای خود را غرق كرده است (عطار، همانجا).
احمد از بزرگان مشایخ شام بود، چندانكه جنید او را «ریحانۀ شام» میخوانده است. او در طریقت دارای سخنان و اشارات لطیف است (همجویری، ١٤٦، ١٦٥؛ قشیری، عطار، ابن كثیر، همانجاها) و در تصوف كتابی نیز داشته است كه خواجه عبدالله انصاری آن را دیده، و مطلبی را از آن دربارۀ شیخ عرون بن زنابه در كتاب طبقات الصوفیه نقل كرده است (ص ٢٧٦). به گفتۀ هجویری او ازجمله مشایخی است كه غنا را بر فقیر ترجیح میدهند و صف غنا را برای خلق شایستهتر از صف فقر میدانند (ص ٢٤). وی در باب برخی دیگر از اصول و قواعد تصوف، چون جمع و تفرقه و مسألۀ سماع نیز آراء و اقوالی داشته كه در تألیفات صوفیه بدانها اشاره شده است (سراج، ٢٧١؛ هجویری، ١٦٥، ٥١٧؛ قشیری، ٣٤١).
تأكید او در طریقت بر ضرورت پیروی از شریعت و سنت رسول خدا (ص) بوده، تا آنجا كه عمل بودن تبعیت از سنت را باطل میدانسته است (سلمی، ٩٠؛ قشیری، ٤١٠). گفتهاند كه وی ولایت را افضل از نبوت میشمرده، و ازاینروی ناچار از دمشق گریخته، و مدتی در مكه به سربرده است (ابنجوزی، تلبیس ... ، ١٦٧).
دربارۀ سال وفات او اختلاف است. برخی آن را در ٢٣٠ ق / ٨٤٥ م نوشتهاند (سلمی، ٨٨؛ قشیری، همانجا؛ ابن جوزی، صفة، ٤ / ٢٣٨)، ولی قول درست همان سال ٢٤٦ ق است كه شاگردش ابوزرعۀ دمشقی (نك : نصری، ٢ / ٧١٠) نقل كرده است (نیز نك : ابن حبان، همانجا؛ ابنماكولا، ١ / ٧٨؛ ابنابییعلی، سمعانی، همانجاها).
مآخذ
ابن ابی یعلی، محمد، طبقات الحنابلة، به كوشش محمد حامد فقی، قاهره، ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، تلبیس ابلیس، بیروت، ١٣٦٨ ق؛
همو، صفة الصفوة، به كوشش محمد فاخوری، بیروت، ١٤٠٦ ق؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
ابن عساكر، علی، المعجم المشتمل، به كوشش سكینه شهابی، دمشق، ١٩٧٩ م؛
ابنكثیر، البدایة؛
ابنماكولا، علی، الاكمال، به كوشش عبدالرحمان بن یحیی معلمی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
ابن ملقن، عمر، طبقات الاولیاء، به كوشش نورالدین شریبه، بیروت، ١٤٠٦ ق؛
ابن منذر، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الاولیاء، بیروت، ١٤٠٥ ق؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به كوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٣٧ ش؛
خواجه عبدالله انصاری، طبقات الصوفیه، به كوشش محمد سرور مولایی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
خولانی، عبدالجبار، تاریخ داریا، به كوشش سعید افغانی، دمشق، ١٣٦٩ ق / ١٩٥٠ م؛
دارقطنی، علی، المؤتلف و المختلف، به كوشش موفق بن عبدالله، بیروت، ١٤٠٦ ق؛
سراج طوسی، عبدالله، اللمع فی التصوف، به كوشش نیكلسون، لیدن، ١٩١٤ م؛
سلمی، محمد، طبقات الصوفیة، به كوشش پدرسون، لیدن، ١٩٦٠ م؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان بن یحیی معلمی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٤ ق؛
شعرانی، عبدالوهاب، الطبقات الكبری، به كوشش احمد سعد علی، قاهره، ١٩٥٤ م؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، تذكرة الاولیا، به كوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
قشیری، عبدالكریم، الرسالة القشیریة، به كوشش معروف زریق و علی عبدالحمید بلطهجی، بیروت، ١٤٠٨ ق؛
نصری، عبدالرحمان، تاریخ ابی زرعة الدمشقی، به كوشش شكرالله قوجانی، دمشق، ١٤٠٠ ق؛
هجویری، علی، كشف المحجوب، به كوشش ژوكوفسكی، تهران، ١٣٥٨ ش؛
یافعی، عبدالله، روض الریاحین، به كوشش ابراهیم عبیدی مالكی، قبرس، مؤسسة عمادالدین.
حسین لاشئ