دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٠ - بکری، مصطفی
بکری، مصطفی
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَكْری، مصطفی بن كمالالدین بن علی صدّیقی حنفی، ملقب به محییالدین و قطبالدین (ذیقعده ١٠٩٩- ربیعاﻵخر ١١٦٢ / سپتامبر ١٦٨٨- مارس ١٧٤٩)، سیاح، ادیب و عارف نامدار طریقت خلوتیه. وی در دمشق به دنیا آمد، در ٦ ماهگی پدرش را از دست داد و از آن پس، یكی از بستگان پدرش سرپرستی او را بر عهده گرفت (مرادی، ٣ / ١٩٠؛ نبهانی، ٢ / ٤٧٢؛ حصنی، ٢ / ٦٣٧؛ مبارك، ٣ / ٤٣٥).
بكری تا ٢٣ سالگی، در زادگاهش به كسب علوم دینی و معارف صوفیه پرداخت و از محضر بسیاری از عالمان بهره برد؛ چنان كه شرح صحیح بخاری ابن حجر را نزد شیخ ابوالمواهب حنبلی فرا گرفت، و ظاهراً در همین دوره نزد شیخ عبدالغنی بن اسماعیل نابلسی، برخی از آثار محییالدین ابن عربی، از جمله: التدبیرات الالٰهیه، فصوص الحكم، عنقاء مغرب و بخشهایی از الفتوحات المكیه را خواند، و همچنین مباحثی از فقه را نیز نزد او آموخت (مرادی، ٣ / ١٩٠-١٩١، ١٩٤؛ نبهانی، همانجا؛ نیز نک : جبرتی،١ / ٢٢٤؛ دوزجوی، ٢٩-٣٠؛ موسوعه ... ، ٤ / ٢٢٧).
بكری در ١١١٩ق / ١٧٠٧م به طریقۀ خلوتیه گرایش یافت و نزد شیخ عبداللطیف بن حسامالدین حلبی، از مشایخ این طریقه تلقین اسماء و ذكر یافت و در حجرهای در ایوان «مدرسۀ بادرائیه» خلوت گزید و پس از گذشت یك سال، از شیخ عبداللطیف اجازۀ ارشاد و تبلیغ گرفت (مرادی، ٣ / ١٩١؛ نیز قس: جبرتی، ٢ / ٤٢). پس از آن به اشارۀ شیخ عبداللطیف، شاگردان او به بكری دست بیعت دادند و او را به عنوان شیخ خود برگزیدند (مرادی، همانجا).
از ١١٢٢ق بكری به سیر و سیاحت در سرزمینهای اسلامی ازجمله عثمانی، فلسطین، عراق، عربستان و مصر پرداخت و از شهرهای بزرگ این نواحی دیدن كرد و نیز برای گزاردن مناسك حج، چندین بار به مدینة النبی و مكۀ مكرمه رفت. در این مدت هر چند بارها به زادگاه خود بازگشت، اما بیشتر عمر خود را در سفر گذراند و علاوه بر نشر طریقۀ خلوتیه و تعلیم و تربیت مریدان، با بسیاری از عالمان و عارفان نامدار دیدار كرد و از محضر آنان بهره برد. او همچنین باطریقههای قادریه و نقشبندیه نیز آشنایی یافت و در همین دوره با شیخ عبدالرحیم هندی، مشهور به ازبكی، از مشایخ نقشبندی دیدار كرد و از او تلقین ذكر یافت (نک : همو، ٣ / ١٩١-١٩٤؛ دوزجوی، ٣٠). از مهمترین دستاوردهای این سفرها، سفرنامههایی است كه در آنها به شرح سیر و سیاحتهای خود پرداخته، و اطلاعات و گزارشهای بسیار مفیدی از آن مناطق به دست داده است (مرادی، ٣ / ١٩٧؛ نیز نک : دباغ، ٢(٢) / ٣٧٤، ٤(٢) / ٣٢١-٣٢٢؛ خالدی، ٣٧، ٣٩، حاشیه، نیز ٤٩، ٥١، ٥٢؛ منجد، ٢٥٦؛ عسلی، «التربیة ... »، ٢٠).
بكری در ١٩ محرم ١١٢٢ نخستین سفر خود را به بیتالمقدس آغاز كرد. در این سفر كه حدود ٧ ماه به طول انجامید، نزد شیخ نجمالدین بن خیرالدین رملی كه به قصد زیارت به بیتالمقدس آمده بود، موطأ مالك بن انس، و برخی از كتابهای حدیث را خواند و از او اجازۀ روایت یافت. وی در همین سفر، رسالهای با عنوان الفتح القدسی و الكشف الانسی نوشت كه محتوای آن از جانب برخی، بدعتآمیز تلقی شد و مورد انتقاد قرار گرفت. بكری برای اثبات درستی آراء خود در این اثر به ادرنه سفر كرد و آن را به تأیید شیخ حسن بن علی قرهباش رساند. پس از آن در شعبان همان سال به دمشق بازگشت، در مدرسه بادرائیه ساكن شد و شرح سفرهایش را در سفرنامهای با عنوان الخمره المحسیة فی الرحلة القدسیه به رشته تحریر درآورد (مرادی، ٣ / ١٩١؛ مبارك، همانجا؛ خالدی، ٥١؛ رافق، ٧٦٢؛ عسلی، «الحیاة ... »، ٤٧٦).
بكری در شعبان ١١٢٦ / اوت ١٧١٤ بار دیگر به بیتالمقدس سفر كرد و در مسجدالاقصى به خلوتنشینی و نیز تعلیم و تربیت مریدان مشغول شد. او در همان سال به دمشق رفت و از آنجا رهسپار حلب و بغداد شد و بعد از زیارت قبر شیخ عبدالقادر گیلانی و ابراهیم ادهم به بیتالمقدس بازگشت (مرادی، همانجا)؛ در جمادیالثانی ١١٢٩ رهسپار دمشق شد و در آنجا با شیخ محمد بن احمد تافلاتی كه ظاهراً پیش از آن با او آشنا شده بود (نک : همو، ٣ / ١٩٢؛ جبرتی، ٢ / ٤٣)، دوباره دیدار كرد و از آن پس میان آن دو رابطهای نزدیك برقرار شد. بكری در رمضان همین سال به همراه عمویش رهسپار خانۀ خدا شد و پس از بازگشت از حج در ذیقعدۀ همان سال در بیتالمقدس دخترعمویش را به همسری برگزید. رجب پاشا، والی مصر كه در ١١٣٠ق به قصد زیارت به بیتالمقدس آمده بود، با بكری آشنا شد و به او ارادت یافت و او را با خود به مصر برد. در آنجا مریدان بسیاری، از آن جمله محمد بن سالم حفنی (حفناوی) گرد او جمع آمدند (مرادی، همانجا؛ جبرتی، ٢ / ٤٣-٤٤؛ مبارك، ٣ / ٤٣٥؛ نبهانی، ٢ / ٤٧٣؛ قس:I / ٩٦٥ ,EI²).
بكری در اوایل سال ١١٣٥ق به سیر و سیاحت در شهرهای طرابلس، حمص و حماه پرداخت و در حماه با سید یاسین قادری گیلانی، شیخ طریقت قادریه دیدار كرد و به طریقت او پیوست؛ در فاصله سالهای ١١٣٥-١١٤٠ق به شهرهای حلب، قسطنطنیه، بغداد، موصل و صفد سفر كرد و سرانجام در ١١٤٠ق به بیتالمقدس آمد و تا ١١٤٥ق در آنجا ساكن شد. در همین سال به قصد انجام دادن مراسم حج همراه برخی از یارانش رهسپار مكه شد و در بازگشت با شیخ محمد بن احمد حلبی مصاحبت یافت و تحت مراقبت او به چلهنشینی پرداخت و از او اجازه ارشاد و خلافت دریافت كرد (مرادی، ٣ / ١٩٢-١٩٣؛ نیز نک : I / ٩٦٦ ,EI²).
وی مجدداً از ١١٤٨ تا ١١٤٩ق به صفد، دمشق و اسكندریه سفر كرد و در ١١٤٩ق / ١٧٣٦م بار دیگر راهی سفر حج شد و پس از آن، به دمشق، و از آنجا به دیار بكر و نابلس رفت و در ١١٥٢ق به بیتالمقدس مراجعت كرد. سرانجام در ١١٦٠ق به قاهره رفت و دو سال بعد درگذشت و در قبرستان «مجاورین» به خاك سپرده شد (مرادی، ٣ / ١٩٣-١٩٤، ١٩٩؛ جبرتی، ٢ / ٤٤؛ مبارك، همانجا؛ نبهانی، ٢ / ٤٧٤؛ حصنی، ٢ / ٦٣٧).
مصطفى بكری سهم مؤثری در نشر طریقۀ خلوتیه در فلسطین و شامات داشت و مریدان بسیاری تربیت كرد كه مشهورترین آنان محمد بن سالم حفنی بود كه ظاهراً بعد از وفات بكری بهعنوان شیخ طریقه خلوتیه جانشین او شد (نک : جبرتی، ٢ / ٢٧١، ٢٧٥-٢٧٦؛ برای اسامی برخی از مریدان و تربیتیافتگان مكتب او، نیز نک : همو، ٢ / ١٤١، ٢١٨، ٣ / ٢٣٩، ٢٥٠، ٢٥٣، ٢٥٤، ٢٩٩؛ نعیسه، ٢ / ٤١٦؛ كتانی، ١ / ٤٢٤، ٤٨٣، ٢ / ٨٢٥، ١٠٠٣؛ رافق، ٧٦٦؛ یونگ، ٢٥, ٢٨, ١١٤).
از مصطفى بكری پسری به نام ابوالفتوح محمد كمالالدین باز ماند كه خود از مشایخ طریقۀ خلوتیه بوده، و شرح احوال و سجایای پدرش را در كتابی با عنوان التلخیصات البكریة فی ترجمة خلاصة البكریه به رشته تحریر درآورده است (نک : مرادی، ٣ / ١٩٥-١٩٦؛ نبهانی، ٢ / ٤٧٣).
آثـار چاپی
. الذخیرة الماحیة للآثام فی الصلاة على خیر الانام فی سائر الایام، قاهره، ١٣١٩ق. ٢. السیوف الحداد فی اعناق اهل الزندقة و الالحاد، كه به كوشش محمود علی حسین در ١٣٥٠ق به چاپ رسیده است. ٣. الصلاة الهامعة بمحبة الخلفاء الجامعة لبعض ماورد فی فضائل الخلفاء، بولاق، ١٣٠٤ و ١٣١٠ق. ٤. الفتح القدسی و الكشف الانسی، معروف به ورد السحر و بلغة المرید، كه گاه با عنوان بلغة المرید و یا وردالسحر نیز از آن یاد شده (نکـ: زركلی، ٧/ ٢٣٩؛ الیس، II/٤٠١)، و در ١٨٦١م به چاپ رسیده است. ٥. فوائد الفرائد فی ضابط العقائد، قاهره، ١٣١٤ق. ٦. اللمحات الرافعات للتدهیش عن صلوات ابن مشیش، كه شرحی است بر صلوات ابن مشیش، و بر حاشیۀ الانوار القدسیة و الاسرار الانسیۀ محمد بن محمد مسعود فاسی كه در مكه (١٣١٢ق) و قاهره به چاپ رسیده است. ٧. منظومة الاستغفار، همراه با شرح احمد بن احمد نجاری دمیاطی حفناوی با عنوان قرة الابصار بشرح منظومة الاستغفار، قاهره، ١٢٨١ق. ٨. المنهل العذب السائغ لورّاده فی ذكر صلوات الطریق و اوراده. زركلی این اثر را در شمار آثار چاپی مصطفى بكری آورده است (همانجا). دعاها و اوراد موجود در آن به صورت اثری مستقل با عنوان ترتیب الاوراد التی فی المنهل العذب السائغ گردآوری شده است (نک : ظاهریه، ١ / ٢٧٨- ٢٧٩).
آثـار خطی
. اسماء الله الحسنى، كه شاید همان التوسل الاسنى بالاسماء الحسنى باشد (نک : GAL, II/٤٦٠). نسخهای از آن در برلین موجود است ( آلوارت، شم ٣٧٥٩؛II/٤٦١ GAL,؛ برای نسخههای التوسل الاسنى، نک : ظاهریه، ١/٣٤٣-٣٤٤؛ خدیویه، ٢/٢١٧، ٧/ ١٩). ٢. الفیة التصوف یا الالفیة فی التصوف. این منظومه كه آن را ارجوزة فی التصوف نیز خواندهاند (نک :GAL, S, II/٤٧٧ )، شامل یك مقدمه، ٨ فصل و یك خاتمه است. نسخههایی از این اثر در برلین، دمشق و تونس موجود است
( آلوارت، شم ٣٠٥٣؛ ظاهریه، ١/١١٠-١١١؛ S GAL,، همانجا؛ نیز نک : .(GAL, II/٤٥٩ ٣. رفع الستر و الردا عن قول العارف: اروم و قد طال المدى. موضوع این رساله چنانکـه از عنوان آن بر میآید، پاسخ به سؤالی دربارۀ یك بیت از تائیه ابن فارض است. از این اثر دو نسخه در كتابخانه ظاهریه، و نسخهای در موزۀ بریتانیا موجود است (ظاهریه، ١/٧٣٧- ٧٣٩؛ ریو،١٦٢-١٦٣ ). ٤. شرح القصیدة المنفرجة، كه شرحی است بر قصیدۀ ابوالفضل یوسف بن محمد توزری، معروف به ابن نحوی (نک : دارالكتب، ٧/١٧٤). ٥. الضیاء الشمسی علی الفتح القدسی، شرحی است بر الفتح القدسی و الكشف الانسی، تألیف خود بكری كه با عناوین المنهج الندسی علی الفتح القدسی و شرح ورد السحر نیز از آن یاد شده است. از این اثر نسخههای پرشماری در كتابخانههای ظاهریه، دارالكتب، خزانه صبیحیه سلا و ازهریه موجود است (ظاهریه، ٢/٢٢٠-٢٢١؛ خدیویه، ٢/٢٠٥؛ سید، ٣/١٣٤؛ حجی، ٢٧٧؛ ازهریه، ٦/٣٧٧؛ نیز نک : GAL, S, II/١٧٤). بكری مختصری نیز از این اثر با عنوان اللمح السندسی علی الفتح القدسی ترتیب داده است (ازهریه، ٦/ ٣٨٨). ٦. العرائس القدسیة المفصحة عن الدسائس النفسیة. موضوع این رساله كه آن را در ١١٣٧ق نوشته است، دسایس نفس و كیفیت خلاص و رهایی از آن است و بكری در تألیف آن از اقوال عارفان نامدار سود جسته است. ٣ نسخه از این اثر در كتابخانههای ظاهریه، خدیویه و برلین موجود است (ظاهریه، ٢/٢٩٥-٢٩٦؛ خدیویه، ٢/٩٥؛ آلوارت، شم ٣٤٨٨ ).
٧. المطلب التام السوی علی حزب الامام النووی، یا شرح حزب النووی (نک : ظاهریه، ٢/ ١٢٨). مؤلف در مقدمۀ آن به شرح احوال محییالدین یحیى نووی پرداخته، و پس از آن به روش خود اسماء را مطابق با اصطلاحات صوفیه شرح داده است. نسخ متعددی از این رساله در دست است (نک : همان، ٢/ ١٢٨- ١٢٩، ٦٨١-٦٨٢؛ فهرس ... ، ٢/٣٧٣، ٣٩٢؛ حجی، ٢٧٤؛ خدیویه، ٧/٢٠؛ سید، ٣/٧٠). ٨. المورد العذب لذوی الورود فی كشف معنی وحدة الوجود. این اثر احتمالاً همان رسالۀ وحدة الوجود است كه بروكلمان از آن نام برده است (GAL, S, II/٤٧٧) و نسخههای متعددی از آن در دست است (ظاهریه، ٢/٨٢٥-٨٢٦؛ خدیویه، ٢/٥٧، ٧/٢٢٤). ٩. نظم القلادة فی كیفیة الجلوس علی السجادة، یا نظم القلادة فی معرفة كیفیة اجلاس المرید علی السجادة، كه دو نسخه از آن در دست است (نک : ظاهریه، ٣/٦٣؛ آلوارت، شم ٣١٩٥ ). ١٠. هدیة الاحباب فیما للخلوة من الشروط و الآداب. این رساله شامل ٨ فصل، یك خاتمه و قصیدهای در پایان است (ظاهریه، ٣ / ٩٨- ٩٩؛ GAL, S همانجا؛.(GAL, II / ٤٦١
قصاید و ادعیۀ بسیار دیگری در كتابخانههای مختلف جهان به صورت نسخههای خطی از بكری در دست است، و علاوه بر آن آثار متعدد دیگری نیز به او نسبت داده اند (برای اطلاع، نک : مرادی، ٣ / ١٩٥-١٩٧).
مآخذ
ازهریه، فهرست؛
جبرتی، عبدالرحمان، عجائب اﻵثار، به كوشش حسن محمد جوهر و دیگران، قاهره، ١٩٥٩-١٩٦٤م؛
حجی، محمد، فهرس الخزانة العلمیة الصبیحیة بسلا، كویت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٥م؛
حصنی، محمد ادیب، منتخبات التواریخ لدمشق، دمشق، ١٣٤٦ق / ١٩٢٨م؛
خالدی، احمد سامح، اهل العلم و الحكم فی ریف فلسطین، عمان، ١٩٦٨م؛
خدیویه، فهرست؛
دارالكتب، فهرست؛
دباغ، مصطفى مراد، بلادنا فلسطین، عمان، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
دوزْجَوی، حسن، «ارغام المَرید»، همراه البهجة السنیة محمدخانی خالدی نقشبندی، استانبول، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
رافق، عبدالكریم، «فلسطین فی عهد العثمانیین»، موسوعۀ خاص، ج ٢؛
زركلی، اعلام؛
سید، خطی؛
ظاهریه، خطی (تصوف)؛
عسلی، كامل، «التربیة و التعلیم فی فلسطین»، «الحیاة الفكریة فی فلسطین»، موسوعۀ خاص، ج ٣؛
فهرس مخطوطات دارالكتب القطریة، دوحه، ١٩٨٥م؛
كتانی، عبدالحی، فهرس الفهارس و الاثبات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
مبارك، علی پاشا، الخطط التوفیقیة، قاهره، ١٩٨٣م؛
مرادی، محمد خلیل، سلك الدرر، قاهره، ١٣٠١ق؛
منجد، صلاحالدین، «الوهرانی و رقعته»، مجلة المجمع العلمی العربی، ١٣٨٤ق، شم ٤٠(١)؛
موسوعۀ عام؛
نبهانی، یوسف، جامع كرامات الاولیاء، به كوشش ابراهیم عطوه عوض، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
نعیسه، یوسف جمیل، مجتمع مدینة دمشق، بیروت، ١٩٨٦م؛
نیز:
Ahlwardt;
EI²;
Ellis, A. G., Catalogue of Arabic Books in the British Museum, ١٩٦٧;
GAL;
GAL, S.;
Jong, F. de, Turuq and Turuq-Linked Institutions in Nineteenth Century Egypt, Leiden, ١٩٧٨;
Rieu, Ch., Supplement to the Catalogue of the Arabic Manuscripts in the British Museum, Oxford, ١٨٩٤.
محمدجواد شمس