دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩٠ - بخاری
بخاری
نویسنده (ها) :
غلامعلی آریا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُخاری، سید جلالالدین (٧٠٧-٧٨٥ق/ ١٣٠٧-١٣٨٣م)، فرزند سید احمد کبیر، معروف به مخدوم جهانیان و جهانگشت، از عارفان بزرگ سدۀ ٨ق/ ١٤م در شبه قارۀ هند. بعضی منابع جدیدتر نام او را جلالالدین حسین هم یاد کردهاند (چشتی، ٩٧٠؛ عبدالحی، ٢/ ٢٨؛ EI٢, II/ ٣٩٢).
وی در قریۀ اُچ (= اوچه) در ناحیۀ پنجاب پاکستان فعلی متولد شد (لعلی، بدخشی، ٦٨٩). نسب او به چند واسطه به حضرت امام علینقی(ع)، امام دهم شیعیان میرسد (همو، ٦٩٠؛ چشتی، همانجا؛ غلامسرور، ٢٩، ٣٠). اگرچه قاضی نورالله شوشتری خانوادۀ سادات بخاری را شیعه میداند \ (١/ ١٤٦)، اما منابع دیگر جلالالدین و خانوادهش را حنفی مذهب دانستهاند (لعلی بدخشی، ٦٩٠؛ عبدالحی، ٢/ ٢٩) و گفتهاند که نیاکانش از عراق به بخارا مهاجرت کرده بودند (شوشتری، همانجا). جد وی سید جلال بخاری بزرگ (سید جلال سرخ)، از بخارا به هند رفته، و در ملتان به خدمت شیخ بهاءالدین زکریای ملتانی رسیده است (جمالی، ٢٢٣-٢٢٤؛ داراشکوه، ١١٦؛ بخاری، ١٠) و به دستور پیر خود در قصبۀ اچ مقیم گردید (لعلی بدخشی، ٦٨٩؛ غلام سرور، ٣٥)، و پس از آن قصبۀ اچ به «اچبخاری» معروف گشت.
سید جلالالدین ابتدا در زادگاه خود مقدمات علوم را فرا گرفت و زیر نظر پدر خویش، تربیت باطنی یافت، سپس به ملتان رفته، از دست شیخ رکنالدین ابوالفتح (د ٧٣٥ق/ ١٣٣٤م)، نوۀ شیخ زکریای ملتانی، خرقۀ خلافت سلسلۀ سهروردیه را دریافت نمود (جمالی، ٢٢٥، ٢٢٨؛ ابوالفضل، ٣/ ١٧٢؛ داراشکوه، ١١٧؛ لعلی بدخشی، ٦٩٠-٦٩١؛ دهلوی، ١٤٨). گفتهاند که در یک شب عید در کنار مقبرۀ شیخ زکریا، در عالم غیب به عنوان عیدی به او لقب «مخدوم جهانیان» داده شد (جمالی، لعلی بدخشی، داراشکوه، همانجاها؛ بخاری، ١١).
وی اندکی پس از مرگ مرشد خویش به سیر و سفر پرداخت و پیش از ٧٥١ق/ ١٣٥٠م به هند مراجعت کرد و از این روی بود که به «جهانگشت» شهرت یافت (غلام سرور، ٤٠، ٤٢؛ یزدانی، ١٥٦). وی مدت ٧یال در مکه و مدینه گذرانید و ٧ بار زیارت حج به جای آورد (بخاری، ٢٢٢، ٢٩٠؛ غلام سرور، ٣٨، ٣٩). در مکه با امام عبدالله یافعی ملاقات کرد (جمالی، ٢٢٦؛ ابوالفضل، داراشکوه، همانجاها) و گویا در مراجعت از مکه به سوی هند، در کازرون فارس، به خدمت شیخ امامالدین برادر شیخ امینالدین [بلیانی کازورنی] نیز رسید و از این طریق با سلسلۀ اسحاقیۀ کازرونیه ارتباط پیدا کرد (دهلوی، همانجا؛ لعلی بدخشی، ٦٩٢-٦٩٣). پس از ورود به دهلی به دیدار شیخ نصیرالدین محمود چراغ دهلوی رفته، دست اردات به وی داد و خرقۀ خلافت سلسلۀ چشتیه را نیز از او دریافت کرد (جمالی، ابوالفضل، دهلوی، داراشکوه، همانجاها؛ بخاری، ١١).
اگرچه رابطۀ سید جلالالدین بخاری با همۀ مشایخ و صوفیان زمان خود مطلوب و دوستانه بود، اما سیدعلی همدانی از او چندان خوشدل نبود و به همین سبب، در رسالۀ همدانیۀ خویش او را مذمت کرده است (دهلوی، ١٤٩؛ لعلی بدخشی، ٦٤٩).
سلطان محمد تغلق از معتقدان سید جلالالدین بود و حتى به او منصب شیخالاسلامی پیشنهاد کرد، اگرچه قبول ننمود (آریا، ٤٥)، اما یکچند ریاست خانقاه محمدی را در سیوستان، واقع در ناحیۀ سند ـ که از بناهای سلطان محمد تغلق بود ـ بر عهده گرفت و کمی بعد بار دیگر متوجه حرمین شد و در عهد سلطان فیروزشاه به هند بازگشت و سرانجام در اچ اقامت گزید (دهلوی، ١٤٨؛ لعلی بدخشی، ٦٩٣) و به عنوان جانشین پدر و سرپرست خانقاه نیای خود، سید جلالالدین سرخ، به راهنمایی و ارشاد مردم پرداخت (غلامسرور، ٤٣). بسیاری از مردم پنجاب به دست وی مسلمان شدند و از نواحی دیگر هند نیز بسیاری به وی دست ارادت دادند. سلطان فیروزشاه تغلق (د ٧٩٠ق/ ١٣٨٨م) نیز، برخلاف گفتۀ برتلس (ص ٦١٩) به سید جلالالدین اعتقادی خاص داشت (شمسسراج، ٥١٤-٥١٦؛ لعلی بدخشی، همانجا؛ بخاری، ٦١، ٦٢، ٢١٢).
سید جلالالدین بخاری مؤسس سلسلۀ فرعی «مخدومیه» از طریقۀ سهروردیه است (آریا، ٤٥)، اما برخی از محققان، سلسلۀ جلالیۀ سهروردیه را که منسوب به جد وی، سید جلالالدین سرخ بوده است و همچنین طریقۀ جلالی خاکساریه را، به وی نسبت دادهاند (ﻧﻜ : برتلس، ٦١٧-٦٢٠؛ زرین کوب، ٣٧٦).
سرانجام سید جلالالدین بخاری پس از ٧٨سال زندگی در قریۀ اچ بخاری درگذشت و در همانجا دفن شد (جمالی، ٢٣٨؛ دهلوی، ١٤٩؛ لعلی بدخشی، ٦٨٩؛ ابوالفضل، ٣/ ١٧٢؛ داراشکوه، ١١٧). مزار وی هماکنون زیارتگاه مردم آن دیار است.
جمالی مؤلف سیر العارفین هم خود مشاهده کرده است که در مکه و مدینه و بیتالمقدس و بغداد مردم برای حجرههایی که محل اقامت و عبادت سید جلالالدین بخاری بوده است، احترام زیادی قائل بودهاند و تا روزگار او در آنها شمع و چراغ روشن میکردهاند (ص ٢٢٦).
آثار
تألیفاتی به سید جلالالدین بخاری نسبت دادهاند که اغلب آنها از نوع ملفوظات است و کلاً در زمینۀ امور شرعی و تصوفند، از آن جملهاند: ١. جامع العلوم، یا خلاصة الالفاظ، مجموعۀ ملفوظاتی است که به وسیلۀ ابوعبدالله علاءالدین علی بن سعد بن اشرف دهلوی (د ٧٨٢ق) ترتیب یافته است. این کتاب با عنوان الدر المنظوم فی ترجمۀ ملفوظ المخدوم به اردو ترجمه شده است (یزدانی، ١٥٧؛ نیز ﻧﻜ : تسببیحی، ١/ ١٢١؛ منزوی، خطی مشترک، ٣/ ١٣٨١). ٢. سراج الهدایة. برخی گردآوری آن را به شخصی به نام مولانا و یا سید عبدالله، و گروهی هم ترتیب آن را به احمد برنی نسبت دادهاند. این کتاب مشتمل است بر برخی مسائل فقهی و نیز مسائل دربارۀ پیرو مرشد، و باب هفتم آن نیز دربارۀ خواص میوههاست (EI٢، همانجا؛ یزدانی، ١٥٧-١٥٨؛ نیز ﻧﻜ : منزوی، همان، ١/ ٤٣٨، ٣/ ١٥٤٨-١٥٤٩). ٣. خزانۀ جلالی، یا خزانة الفوائد جلالی، که به وسیلۀ احمد، مدعوبه بهاء بن حسن بن محمود گردآوری شده است و مشتمل است بر ابواب توبه، زکات، حج،... و مناقب اولیا و مشایخ و خرقه و... (یزدانی، ١٥٨؛ منزوی، ٣/ ١٤٢٥-١٤٢٦؛ لعلی بدخشی، ٦٩٨). ٤. جواهر جلالی، یا مناقب مخدوم جهانیان، که شخصی به نام فضلالله بن ضیاء عباسی، مرید و خلیفۀ وی آن را مرتب کرده، و مشتمل است بر موضوعاتی مانند ادعیه، آدای مراقبه، اسرار عارفانه، خواب، طعام و پوشاک (یزدانی، همانجا). در این کتاب دربارۀ فضیلت سورۀ فاتحه نیز از قول امام جعفرصادق(ع) مطالبی نقل شده است (لعلی بدخشی، همانجا؛ برای آگاهی بیشتر، ﻧﻜ : منزوی، فهرست...، ٢/ ٦٠٢-٦٠٣، خطی مشترک، همانجا؛ تسبیحی، ١/ ١٢٤). ٥. رسالۀ کنزالاربعین، که شاهد همان اربعین صوفیه باشد (غلامسرور، ٤٦). ٦. تحفة السرایر، گردآورندۀ فخر محمد غزنوی (عباسی، ٧٦٤؛ منزوی، همان، ٣/ ١٣٣٦). ٧. سؤال و جواب (همان، ٣/ ١٥٦٧). ٨. مسافرنامه، یا سفرنامه، سیرنامه، که شرح مسافرت وی به ایران و دیگر کشورهاست، گردآورندۀ سید محمود بنگالی (ﻧﻜ : همان، ٣/ ١٩١٨-١٩١٩، ١٠/ ٥٤-٥٥). ٩. مظهر جلالی، یا ملفوظات جلالالدین، گردآوردندۀ صلاحالدین شاه (ﻧﻜ : همان، ٣/ ١٩٣٧). ١٠. مقررنامه، یا مکتوبات جهانیان جهانگشت، که شامل ٤٢ نامه است در مسائل اخلاقی و عرفانی خطاب به تاجالدین احمد بن معین سیاهپوش دهلوی (منور، ٣٧٣؛ منزوی، همان، ٣/ ١٩٨٢؛ عباسی، ٧٦٧). ١١. مناجات جهانیان جهانگشت (منزوی، همان، ٧/ ٤٤٣).
مآخذ
آریا، غلامعلی، طریقۀ چشتیه در هند و پاکستان، تهران، ١٣٦٥ش؛
ابوالفضل علامی، آیین اکبری، کانپور، ١٨٩٣م؛
بخاری، باقر، جواهر الاولیاء، به کوشش غلامسرور، اسلامآباد، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛
برتلس، ی. ا.، تصوف و ادبیات تصوف، ترجمۀ سیروس ایزدی، تهران، ١٣٥٦ش؛
تسبیحی، محمدحسین، کتابخانههای پاکستان، اسلامآباد، ١٣٩٧ق/ ١٩٧٧م؛
جمالی، حامد، سیر العارفین، ترجمۀ محمد ایوب قادری، لاهور، ١٩٨٩م؛
چشتی، عبدالرحمان، مراة الاسرار، ترجمۀ علیاصغر چشتی صابری، لاهور، ١٤١١ق؛
داراشکوه، محمد، سفینة الاولیاء، کانپور، ١٩٠٠م؛
دهلوی، عبدالحق، اخبار الاخیار، دیوند، ١٣٣٢ق؛
زرینکوب، عبدالحسین، جستوجو در تصوف ایران، تهران، ١٣٥٧ش؛
شمس سراج، عفیفالدین، تاریخ فیروز شاهی، به کوشش ولایت حسین، کلکته، ١٨٩١م؛
شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٦٥ش؛
عباسی، منظور احسن، مخطوطات فارسیه، لاهور، ١٩٦٣م؛
عبدالحی، نزهة الخواطر، حیدرآباد دکن، ١٣٥٠ق/ ١٩٣١م؛
غلامسرور لاهوری، مقدمۀ جواهر الاولیاء بخاری، اسلامآباد، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛
لعلی بدخشی، لعلبیگ، ثمراتالقدس، به کوشش کمال حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٧٦ش؛
منزوی، خطی مشترک؛
همو، فهرست نسخههای خطی گنج بخش، اسلامآباد، ١٩٧٩م؛
منور، محمد، «انشاء و مکتوبات»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند، لاهور، ١٩٧١م؛
ج ١؛
یزدانی، عبدالمجید، «ملفوظات»، همان، نیز:
EI٢.
غلامعلی آریا