دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥ - جمالالدین اردستانی
جمالالدین اردستانی
نویسنده (ها) :
حمیرا ارسنجانی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَمالُالدّینِ اَرْدِسْتانی، مشهور به پیرجمال (د ٨٧٩ ق / ١٤٧٤م)، صوفی، شاعر و مؤلف. تخلص او جمالی است و گاه پیرجمال عراقی، فضلالله جمالی و نیز عاشق اصفهانی نیز نامیده شده است و طریقهای با عنوان پیر جمالیه منسوب به او ست. برخی منابع نام وی را احمد، برخی دیگر محمد، و برخی هر دو نام را ذکر کردهاند (کاشفی، ٢٣٢؛ حاجیخلیفه، ٢ / ١٦١١؛ چیمه، ٢٦٩؛ معصومعلیشاه، ٢ / ٣٥٥؛ صفا، ٤ / ٤٥٥؛ روملو، ٦٠٣؛ هدایت، ٨٥؛ بلوشه، III / ٣٠٩؛ استوری، I / ١٨٥؛ براون، ٢٣٩؛ آقابزرگ، ٩(١) / ١٦١؛ میرعابدینی، ١٠٩).
پیرجمال در قریۀ کچویه سنگ، در نزدیکی اردستان از توابع اصفهان به دنیا آمد و ظاهراً دوران کودکی و جوانی خود را در همانجا گذراند. از جزئیات زندگی او اطلاعات دقیقی در دست نیست و تاریخ ولادت وی نیز در منابع به روشنی نیامده است؛ تنها با استناد به شواهدی که در آثارش یافت میشود، میتوان دریافت که وی در دورۀ تیموریان میزیسته، و با شاهرخ میرزا، فرزند تیمور (٨٠٧-٨٥٠ ق / ١٤٠٤-١٤٤٦م) و اخلاف او معاصر بوده است. بنابراین با توجه به این نکته و تاریخ وفات جمالالدین، میتوان دورۀ زندگی وی را از اواخر نیمۀ دوم سدۀ ٨ تا نیمۀ اول سدۀ ٩ق در نظر گرفت. بر این مبنا، برخی منابع متأخر سال ولادت وی را ٨١٦ ق فرض کردهاند (زینالعابدین، ٢ / ٦٨؛ انیسیپور، ١٧-١٨؛ میرعابدینی، ٩، ١١؛ آذر، ٣ / ٩٢٧؛ معصومعلیشاه، ٣ / ٧٤٧؛ نیز نک : رفیعی، ٢ / ٣٥١، ٣٥٧، ٣٥٨).
وی پس از تحصیل علوم ظاهری به سیر و سلوک و مجاهدت پرداخت و در تصوف عملی و کسب مراتب معنوی به مقامی والا رسید. جمالالدین در طریقت مرید پیرمرتضى علی اردستانی (د ٨٥٧ ق) بوده است و سلسلۀ ارادت وی با اختلاف روایات، پس از چندین واسطه به فخرالدین عراقی، یا به نجیبالدین علی بزغش شیرازی، و از آنها به شهابالدین ابوحفص عمر سهروردی (د ٦٣٢ ق)، مؤسس طریقۀ سهروردیه میرسد (جمالالدین، ٢٠٧؛ معصومعلیشاه، ٢ / ٣٥٦؛ زینالعابدین، ٢ / ٣٤٨؛ همایی، ٢١؛ هدایت، همانجا؛ نیکلسن، ٣٦٤؛ آقابزرگ، همانجا؛ نیز قس: رفیعی، ٢ / ٣٦٥-٣٦٦).
پیرجمال به سیر و سیاحت دلبستگی فراوان داشت و بهشهرها و کشورهای بسیار از جمله مصر، هند، چین، حجاز، روم، دمشق، شیراز و قم سفر کرد و با بسیار کسان دیدار نمود، چندانکه پارهای از منابع از وی به عنوان عارفی جهانگرد نام بردهاند (هاشمپور، ٢٣٧؛ منزوی، خطی، ١ / ٥٥؛ نیز نک : رفیعی،٢ / ٣٥٢-٣٥٤؛ میرعابدینی، ١٢-١٤).
جمالالدین را از «اماجد محققین و اعاظم عارفین» خواندهاند و وی را «قطب العاشقین و غوث الموحدین» لقب دادهاند و برخی محققان معاصر انتساب طریقهای به او را دلیلی بر مرتبۀ بلند او در تصوف دانستهاند. جمالالدین صاحب تصانیف پرشمار و بیش از ٥٠ هزار بیت شعر است، چندان که از لحاظ تعدد آثار صوفیانه و کثرت نظم و مثنویات او را با عطار نیشابوری مقایسه کردهاند (هدایت، همانجا؛ معصومعلیشاه، ٢ / ٣٥٥؛ آقابزرگ، همانجا؛ زرینکوب، ٣٣٣). آثار و اشعار پیرجمال بیانگر تبحر او در زبانهای فارسی و عربی، و آشنایی با فلسفه و عرفان، انس با آیات قرآن، احادیث پیامبر(ص) و ائمه(ع) و نیز توجه وی به شاعرانی چون سنایی، نظامی، عطار، سعدی و حافظ، و بهویژه دلبستگی خاص او به مولوی است، چنانکه او خود مثنوی را بعد از قرآن مجید و حدیث بهترین کتاب میداند (ص ٩٠، ١٠٣-١٠٤، ١٥١).
جمالالدین در آثار خود به شرح سخنان این بزرگان میپردازد و وزن شعری و شیوۀ بیان خاص مثنوی مولوی را در مثنویات خود به کار میگیرد (میرعابدینی، ٥٢-٥٤). وی برپیروی سالک از طریق عشق و جذبههای روحانی پای میفشارد و بیرون آمدن از حجابهای نفسانی را برای تطهیر باطن راه نجات میداند. در آثار او تمایلات شیعی و ارادات نسبت به ائمه (ع) مشهود است و برخی محققان آراء صوفیانۀ او را، هرچند که بیشتر تعلیمی، محتاطانه و مبتنی بر صحو ست، به سبب رنگ قلندری که در برخی از اشعارش دیده میشود، متأثر از فخرالدین عراقی دانستهاند (جمالالدین، ٩٠، ٢٠١، ٢٠٤، ٢٠٧-٢٠٨، ٢١٣-٢١٥، جم ؛ زرینکوب، همانجا).
آثار پیرجمال موضوع نقد صوفیان و محققان نیز بوده است. برخی او را فردی فاقد اخلاق حسنه دانستهاند و مریدان وی را ناآگاه، و رسائلش را بیارزش شمردهاند (مثلاً نک : نظامی باخرزی، ١٨٠-١٨١). برخی نیز پیرجمال را به رغم آثار پرشمارش، ادیبی متوسط به شمار آوردهاند که به مضمون و محتوا بیش از دانشهای ادبی توجه داشته است؛ اما بیشتر صاحبنظران او را نویسندهای مبتکر نمیدانند و برآناند که آثار او نیز مانند دیگر آثار شعری آن عصر ــ که به رغم کثرت و تنوع، خالی از ابداع و خلاقیت شاعرانه است ــ چندان بدیع به نظر نمیرسد و به ندرت دارای ارزش ادبی ویژهای است. به نظر این منتقدان، در عصر شاهرخ شاعران صاحب سبک و ممتاز چندانی به ظهور نرسیدند و به همین سبب، تقلید و پیروی از شاعران قدیم در آن دوران رواج داشته است. بنابراین، به رغم شعرای برجسته و نامدار نیمۀ دوم سدۀ ٨ ق، در دورۀ تیموریان، علم و فرهنگ و ادب، با وجود حمایت سلاطین، به طور کلی دستخوش انحطاط و افول ناشی از حملات مغول بوده است (یارشاطر، ٢٥-٢٦، ١٠١-١٠٢، ١٣٨؛ نیکلسن، ٣٦٦-٣٦٩؛ مدبری، ٣٩٣). با این همه، آمیختن استادانۀ نظم و نثر که در آثار جمالالدین مشاهده میشود، ویژگی خاص و نکتهای قابل توجه است (زرینکوب، همانجا؛ میرعابدینی، ٥٢).
بیشتر تذکرهها و منابع تاریخ درگذشت پیرجمال را ٨٧٩ ق، و آرامگاه او را در محلۀ فهرۀ اردستان و در بقعهای در کنار مزار پیر و مرادش مرتضى علی اردستانی دانستهاند و معروف است که این بقعه خانقاه و مدرسهای بوده که به دست پیر مرتضى علی ساخته شده است (معصومعلیشاه،هدایت، همانجاها؛ صفا، ٤ / ٤٥٥؛ هنرفر، ٢٢٦-٢٢٧؛ نیز نک : رفیعی، ١ / ٣٤-٣٥، ٢ / ٣٥٠). صاحب احسن التواریخ سال وفات وی را ٨٨٦ ق / ١٤٨١م (روملو، ٦٠٣)، و بلوشه (III / ٣٠٩) ٩٠١ق ذکر کردهاند، که درست به نظر نمیرسد. برخی نیز گفتهاند که جمالالدین در بیتالمقدس وفات یافته، و در همانجا دفن شده است (سخاوی، ٥ / ١٧١؛ رکنزاده، ٤ / ١٤٢).
آثـار
با توجه به فهرستهای موجود، حدود ٣٠ اثر برای پیرجمال میتوان برشمرد که به زبان فارسی، به نظم و نثر و اغلب آمیختهای از آن دو، و مشحون از تعالیم و تعابیر عرفانی به زبانی نسبتاً ساده است. صاحب طرائق الحقائق به نسخهای از آن خود، مشتمل بر ٢٨ رساله از پیرجمال به نظم و نثر اشاره دارد که از وی سرقت کردهاند (معصومعلیشاه، ٢ / ٣٥٥).
بسیاری از محققان و فهرستنویسان به علت تشابه اسمی، جمالی اردستانی را با حامد بن فضلالله جمالی دهلوی، با نام اصلی جلالخان (د ٩٤٢ق / ١٥٣٥م)، تذکرهنویس و صاحب سیرالعارفین ــ که ابتدا به جلالی و سپس به جمالی تخلص میکرده است ــ یکی دانسته، و آثار او را به جمالی دهلوی نسبت دادهاند (مرکزی، میکروفیلمها، ٥٩٤؛ زاخاو، I / ٧٨٧-٧٨٨, II / ١٤٧٨, ١٦٦٣, ١٧٢١؛ بلوشه، همانجا؛ رضوی، I / ٢٦٣؛ نفیسی، ٢ / ٨٠٩-٨١٠؛ نیز قس: ریو، I / ٣٥٤)؛ حال آنکه برخی دیگر با شواهد متقن این انتساب را رد کردهاند (ایوانف، I / ٢٨٤-٢٨٥).
آثاری که در بیشتر منابع به پیرجمال منسوب است، عبارتاند از:
١. بیان حقایق احوال المصطفى سید المرسلین، که مثنوی بزرگی آمیخته به نثر و دربارۀ زندگی پیامبر(ص) به عنوان نمونۀ کامل عارفان است و در ٨٧٦ ق / ١٤٧١م به پایان رسیده است. بیشتر منابع با اندکی اختلاف در عنوان این اثر، آن را مشتمل بر ٧ رسالۀ مستقل به این شرح دانستهاند: مصباح الارواح، که در ٨٦٨ ق / ١٤٦٤م کامل شده است؛ «احکام المحبین»؛ «نهایة الحکمة»؛ «بدایة المحبة»؛ «هدایة المعرفة»، یا «بدایة المعرفة»؛ «فتح الابواب»، که در ٨٧٣ ق به پایان رسیده است؛ و «شرح الواصلین»، که در ٨٧٦ ق خاتمه یافته است (استوری، I / ١٨٥؛ ایوانف، I / ٢٨٤؛ بلوشه، همانجا؛ نیکلسن، ٣٦٥-٣٦٦؛ آتش، I / ٣٨٥؛ براون، ٢٤٠-٢٤١؛ معصومعلیشاه، همانجا؛ نفیسی، ١ / ٢٤٤). از این مجموعۀ آثار، رسالۀ مصباح الارواح به طور جداگانه به کوشش ابوطالب میرعابدینی، در ١٣٨٠ش در تهران به چاپ رسیده است.
٢. مرآة الافراد، که رسالهای به نثر آمیخته به نظم و خطاب به مریدان است که به دیدگاههای صوفیانه و تفسیر آیاتی از قرآن میپردازد و در بخشی از آن مؤلف شهودی از فرشتگان را توصیف میکند. این رساله که در ٨٧٧ ق / ١٤٧٢م نوشته شده است، به کوشش حسین انیسیپور در ١٣٧١ش در تهران به چاپ رسیده است.
٣-٥. منظومۀ کنزالدقایق. میزان الحقایق، که مجموعهای از رباعیات در موضوعات عرفانی است. مشکوة المحبین.
٦. روح القدس، که ظاهراً مثنوی بلندی در ٣ بخش شریعت، طریقت و حقیقت است و مؤلف در آن شهابالدین عمر سهروردی را نمایندۀ شریعت، عبدالسلام کاموسی را نمایندۀ طریقت، و علی اردستانی، پیر و مراد خود را نمایندۀ حقیقت دانسته است. برخی این رساله را بخش سوم شرح الکنوز میدانند. این اثر در ٨٦٥ ق / ١٤٦١م به پایان رسیده است.
٧. تنبیه العارفین، مثنویای است همراه با نثر که به بررسی رموز عرفانی میپردازد.
٨. شرح الکنوز (و کشف الرموز)، مثنویای دربارۀ اسرار و رموز عرفانی که به سال ٨٦٤ ق خاتمه یافته است (معصومعلیشاه، همانجا؛ زرینکوب، ٣٣٤؛ بلوشه، III / ٣١١؛ نفیسـی، همانجاها؛ ملک، ٣ / ٦٣٩؛ ملـی تبریـز، ٢ / ٥٣٤؛ نیـز نک : مدبری، ٣٩٤-٣٩٧).
٩. محبوب الصدیقین، مثنویای دربارۀ وجود، هستی، نیستی، فنا و عشق الٰهی است که حاجی خلیفه آن را بخشی از کشف الکنوز میداند (٢ / ١٦١١).
١٠. کشف الارواح، اثری عرفانی به نظم آمیخته به نثر، که به یوسف و زلیخا یا یوسف نامه نیز شهرت دارد و در تفسیر سورۀ یوسف نوشته شده است.
١١. مهرافروز، اثری در قالب مثنوی و دربارۀ عشق الٰهی است که مهر قلوب نیز نام دارد و برخی آنها را دو اثر جداگانه دانستهاند.
١٢. استقامتنامه، به نظم و نثر.
١٣. نورٌ على نور، در دو بخش که بخش اول با بحث آفرینش عقل به وسیلۀ خداوند، و بخش دوم با موضوع آفرینش نور آغاز میشود.
١٤. ناظر و منظور، که در معنای آیۀ «اَللّٰهُ نورُ السَّمٰواتِ وَ الْاَرْضِ» است.
١٥-١٦. منظومۀ مفتاح الفقر. دیوان (شامل قصاید، غزلیات، رباعیات و ترجیعات)، که گاه به طور جداگانه از هر یک از آنها نام برده شده است (معصومعلیشاه، همانجا؛ براون، ٢٤١؛ رضوی، I / ٢٦٤ ؛ بلوشه، III / ٣٠٩, ٣١١؛ شورا، ٣ / ٥٤٦-٥٤٧؛ نیکلسن، ٣٦٦ ، منزوی، فهرستواره ... ، ٨(٢) / ٩٢٦، خطی، ٢(١) / ١٤٣٢؛ مرکزی، خطی، ١٠ / ١٨٨٢). دیوان جمالالدین به کوشش ابوطالب میرعابدینی در ١٣٧٦ش در تهران به چاپ رسیده است.
١٧-١٨. قصۀ ایوب. معلومات (معلومات اسرار القلوب و مفهومات انوار القلوب)، که اشعاری در قالب مثنوی، و دربارۀ عرفان و عشق الٰهی است (نیکلسن، ٣٦٥؛ براون، همانجا؛ بلوشه، همانجا؛ منزوی، فهرستواره، ٨(٢) / ٩١٦).
١٩-٢٢. نصرتنامه. فرصتنامه. قدرتنامه. مرآة الحبیب، که شامل رباعیات او ست که در برخی از آنها به استقبال شاعری به نام افضل رفته است.
٢٣. المسطور فی رق المنشور، که اثری منثور است (رضوی، همانجا؛ بلوشه، III / ٣١٠؛ نفیسی، ١ / ٢٤٤؛ زرینکوب، همانجا؛ منزوی، خطی، ٢(١) / ١٣٧١، ١٣٨٥، فهرستواره، ٨(٢) / ٨٨٠).
٢٤. منشآت، که مجموعهای از نامههای پیرجمال اردستانی است (همان، ٨(٢) / ١٠١٣؛ دانشپژوه، ٥ / ٦٦٧).
٢٥. رسالهای در عقل، به نثر (منزوی، همان، ٢(١) / ١٢٨٧).
فهرستنویسان همچنین از نسخههای متعدد و متفاوتی از تألیفات پیرجمال با عناوین کلیات جمالی، دیوان جمالی و مثنویات جمالی نام بردهاند که مشتمل بر مجموعهای از کتب و رسائل او ست و در کتابخانههای مختلف دنیا موجود است (برای اطلاعات بیشتر، نک : مرکزی، خطی، ٤ / ٣٣١، ٥ / ٢٣٧؛ شورا، ٣ / ٥٤١- ٥٤٨؛ آتابای، ١ / ١٤٣-١٥٢؛ ملک، ٣ / ٦٣٥-٦٤١؛ هاشمپور، ٢٣٧-٢٣٨؛ آقابزرگ، ٩(١) / ١٦١؛ ملی تبریز، ٢ / ٥٣٣-٥٣٤؛ نیکلسن، ٣٦٥-٣٦٩؛ بلوشه، III / ٣١٢؛ ایوانف، I / ٢٨٣-٢٨٦؛ آتش، I / ٣٨٢-٣٨٦؛ استوری، I / ١٨٥-١٨٦؛ براون، ٢٣٩-٢٤١؛ زاخاو، I / ٧٨٨).
چنانکه پیشتر آمد، طریقۀ پیر جمالیه که به نام پیر جمالالدین اردستانی و پس از او شکل گرفت، یازدهمین سلسله از ١٤ سلسلۀ منشعب از طریقۀ معروفیه به شمار میرود و مشایخ آن پس از پیر جمال به قول مشهور ٨ نفر بودهاند که عبارتاند از: پیر اسحاق، پیرعلی، پیر حسین، پیر بابا صابر، سلطان سیدلطیف، شیخ محمدعلی، سید علاءالدین، و شیخ عارف یا بابا عارف صوفی. مقبرههای این مشایخ در نقاط مختلف اردستان و زواره هنوز برجا ست و با توجه به این نحوۀ پراکندگی به نظر میرسد که پیر جمالیه طریقهای محلی و منطقهای بوده است که امروزه پیروانی ندارد (محیط، ٤٧؛ معصومعلیشاه، همانجا؛ انیسیپور، ٢٠).
مآخذ
آتابای، بدری، فهرست دیوانهای خطی کتابخانۀ سلطنتی، تهران، ١٣٥٥ش؛
آذربیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به کوشش حسن سادات ناصری، تهران، ١٣٣٩-١٣٤٠ش؛
آقابزرگ، الذریعة؛
انیسـیپور، حسین، مقدمـه بر مرآة الافراد (نک : هم ، جمالالدین اردستانی)؛
جمالالدین اردستانی، محمد، مرآة الافراد، به کوشش حسین انیسیپور، تهران، ١٣٧١ش؛
چیمه، محمداختر، مقام شیخ فخرالدین ابراهیم عراقی در تصوف اسلامی، اسلامآباد، ١٣٧٢ش؛
حاجیخلیفه، کشف؛
دانشپژوه، محمدتقی، و علینقی منزوی، فهرست کتابخانۀ سپهسالار، تهران، ١٣٥٦ش؛
رفیعی مهرآبادی، ابوالقاسم، آتشکدۀ اردستان، ١٣٤٢ش؛
رکنزاده آدمیت، محمدحسین، دانشمندان و سخن سرایان فارس، تهران، ١٣٤٠ش؛
روملو، حسن، احسن التواریخ، بهکوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ش؛
زرینکوب، عبدالحسین، جست و جو در تصوف ایران، تهـران، ١٣٥٧ش؛
زینالعابدین شیروانی، بستان السیاحة، تهـران، ١٣١٥ش؛
سخاوی، محمد، الضوء اللامع، بیروت، دارمکتبة الحیاة؛
شورا، خطی؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٣ش؛
کاشفی، علی، لطائف الطوائف، به کوشش احمد گلچین معانی، تهران، ١٣٣٦ش؛
محیط طباطبایی، محمد، «زوارهای که دیدهام»، مجلۀ باستانشناسی و تاریخ، تهران، ١٣٦٦ش، س ٢، شم ١؛
مدبری، محمود، «میزان الحقائق از پیر جمال اردستانی»، فرهنگ ایران زمین، تهران، ١٣٧٥ش، شم ٢٩؛
مرکزی، خطی؛
همان، میکروفیلمها؛
معصومعلیشاه، محمدمعصوم، طرائق الحقائق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٣٩ش؛
ملک، خطی؛
ملی تبریز، خطی؛
منزوی، خطی؛
همو، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٨٢ش؛
میرعابدینی، ابوطالب، مقدمه بر مصباح الارواح جمالالدین اردستانی، تهران، ١٣٨٠ش؛
نظامی باخرزی، عبدالواسع، مقامات جامی، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، ١٣٧١ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ و نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛
هاشمپور سبحانی، توفیق و حسامالدین آقسو، فهرست نسخههای خطی فارسی کتابخانۀ دانشگاه استانبول، تهران، ١٣٧٤ش؛
هدایت، رضاقلی، ریاضالعارفین، تهران، ١٣١٦ش؛
همایی، جلالالدین، مقدمه بر مصباح الهدایۀ عزالدین کاشانی، تهران، ١٣٦٧ش؛
هنرفر، لطفالله، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان، اصفهان، ١٣٤٤ش؛
یارشاطر، احسان، شعر فارسی در عهد شاهرخ یا آغاز انحطاط در شعر فارسی، تهران، ١٣٣٤ش؛
نیز:
Ateṣ, A., İstanbul kü
tü
phanelerinde farsç
a manzum eserler, Istanbul, ١٩٦٨;
Blochet, E., Catalogue des manuscrits persans, Paris, ١٩٢٨;
Browne, E.G., A Descriptive Gatalogue of the Oriental Manuscripts…
, ed. R.A. Nicholson, Cambridge, ١٩٣٢;
Ivanow, W., Concise Descriptive Catalogue of the Persian Manuscripts in the Collection of the Asiatic Society of Bengal, Calcutta, ١٩٢٤;
Nicholson, R. A., A Volume of Oriental Studies, Amsterdam, ١٩٧٣;
Raḍavî
, M.Q.Ḥ., Catalogue of the Persian Manuscripts in the Bû
hâ
r Library, Calcutta, ١٩٢١;
Rieu, Ch., Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, Oxford, ١٩٦٦;
Sachau, E., Catalogue of the Persian, Turkish, Hindû
stâ
nî
, and Pushtû
Manuscripts, Oxford, ١٨٨٩;
Storey, C.A., Persian Literature, London, ١٩٢٧.
حمیرا ارسنجانی