دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٤ - بلیانی، امین الدین
بلیانی، امین الدین
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَلْیانی، امینالدین محمد بن علی بن مسعود بلیانی (٦٦٨-١١ ذیقعدۀ ٧٤٥ق / ١٢٧٠-١٦ مارس ١٣٤٥م)، عالم و عارف كازرونی معاصر با آل اینجو. كهنترین و مهمترین منبع در شرح احوال و زندگانی او، كتاب مفتاح الهدایة و مصباح العنایة است كه توسط محمود بن عثمان، یكی از مریدان وی، نگاشته شده است. سلسله نسب امینالدین به چند واسطه به شیخ ابوعلی دقاق (ه م) میرسد (محمود بن عثمان، مفتاح ...، ٦؛ نیز نک : ابن حجر، ٦ / ٧).
او در روستای بلیان، از توابع كازرون زاده شد (اوحدی بلیانی، ١ / ٨٨؛ هدایت، ٥٣؛ نیز نک : محمود بن عثمان، همان، ٥-٦، ١٦٤، ١٨٩). در خردسالی نزد شیخ الاسلام نورالدین قرآن آموخت و در همان اوان، پدرش او را نزد مرید خود، ابوسعید كه مردی دائمالذكر بود، برد و به ذكر گفتن ترغیبش كرد (همان، ٧). امینالدین مقدمات علوم را نزد پدر، فقه را نزد فقیه عثمان كهفی، و حدیث را نزد رشیدالدین احمد فراگرفت. از گزارش محمود بن عثمان (همان، ٧- ٨، ١٨، ٤٠) برمیآید كه وی برای طلب دانش، به نقاط دیگری نیز سفر كرده است.
امینالدین ١٤ ساله بود كه نزد عمویش اوحدالدین بلیانی (ه م) تلقین ذكر یافت و به سیر و سلوك عرفانی مشغول شد و پس از چندی از اوحدالدین خرقه خلافت گرفت و به ارشاد و دستگیری مریدان پرداخت (همان، ١٤، ١٨، ٤٤؛ احمد زركوب، ١٩٤)، و ظاهراً علاوه بر عمویش، از بزرگان دیگری نیز بهره برده است (همانجا).
امینالدین در كازرون خانقاهی بنا نهاد و به تدریس و تربیت مریدان پرداخت (نک : خواجو، گل و نوروز، ٢٧١؛ احمد زركوب، ١٩٤-١٩٥)، و بیش از ٤٢ سال نداشت كه ٤٠ درویش سالك در خانقاه وی به خلوت مینشستند (محمود بن عثمان، همان، ٤٥). وی افزون بر این، چندین عمارت و مؤسسه به نام شیخ مرشد، ابواسحاق كازرونی (ه م) بنا كرد، مانند «سقایه مرشدی» (یا سقایه نو) كه آن را در ٧٠٦ تا ٧٠٩ق در شرق مسجد جامع مرشدی ساخت؛ توسعۀ مسجد جامع میان سالهای ٧١٢-٧١٥ق؛ بنای «دارالشفای مرشدی» در ٧٢٢ق و «دارالحدیث شمسیه» در ٧٢٦ق؛ تأسیس سقایۀ دیگری به همان نام سقایه مرشدی در شمال مسجد جامع در ٧٢٨ق؛ و نیز «دارالعابدین» كه برای غریبان و مسافران در ٧٣٢ق بنیاد نهاد (محمود بن عثمان، همان، ١٦٦- ١٦٨، ١٧٢-١٧٥، نیزنک : فردوس ...، ١٩٤-١٩٦، «انوار...»، ٧١٤-٧١٥؛ شیخ الحكمایی، مقدمه ...، ١٣-١٦، ٢٣-٢٥). امین احمد رازی (١ / ١٧٧) با استناد به غزلی از حافظ (٢ / ١٠٦٥) كه از شیخ امینالدین به عنوان «بقیۀ ابدال» یاد كرده، بلیانی را شیخ الاسلام فارس در زمان حكومت ابواسحاق اینجو دانسته است، اما هیچ كدام از منابع به این مطلب اشاره نکـردهاند (نیز نک : صفا، ٣(٢) / ٨٦٩).
سرانجام، امینالدین كازرون درگذشت و در خانقاه علیا ــ واقع در كوهستان شمالی كازرون ــ كه به دست خود بنا كرده بود، به خاك سپرده شد (محمود بن عثمان، مفتاح، ١٨٥-١٨٩؛ نیز نک : احمد زركوب، ١٩٥؛ فصیح، ٣ / ٦٩). این مقبره در زلزلهای كه در ١٢٣٩ق در كازرون رخ داد و عمارتهای بسیاری را خراب كرد، ویران شد (نک : سهیلی، ٦٩؛ نیز شیخ الحكمایی، همان، ١٥).
در منابعی كه به شرح احوال شیخ پرداختهاند، از همسر و فرزندان او سخنی به میان نیامده، لیكن محمود بن عثمان در كتاب مفتاح الهدایه از شخصی به نام محبالدین با عنوان «شیخزاده» یاد كرده (ص ١٨٤، نیز ٢٧، ١٧٣-١٧٥) كه به احتمال قوی فرزند وی بوده است (نک : شیخ الحكمایی، همان، ٣٩؛ نیز نک : آثار).
بلیانی مریدان بسیاری تربیت كرد كه نامهای برخی از ایشان در كتاب مفتاح الهدایه مذكور است (محمود بن عثمان، ٤٧ بب ؛ نیز نک : جنید، هزار مزار، ١٥٠-١٥١، ١٩١-١٩٢). ازجمله كسانی كه در سلك ارادتمندان او بودهاند، اینان را میتوان نام برد: محمود بن عثمان، صاحب مفتاح الهدایه و فردوس المرشدیه كه به گفتۀ خودش به مدت ٤٠ سال ملازم شیخ بوده است (مفتاح، ٩)؛ احمد زركوب (ه م)، صاحب شیراز نامه (نک : ص ١٩٤-١٩٥) كه گویا از اشعار و سخنان شیخ كتابی پرداخته بوده است؛ سعیدالدین محمد بن مسعود بلیانی (د ٧٥٨ق)، فقیه و محدث و عموزاده پدر امینالدین (جنید، شدالازار، ٦١-٦٢؛ نیز نک : ابنحجر، ٦ / ٧؛ قس: مایر، ٧، كه به اشتباه سعیدالدین را عموی شیخ امین دانسته است).
علاوه بر آنچه دربارۀ اشارۀ حافظ به بلیانی گفته شد، خواجوی كرمانی، شاعر و عارف سدۀ ٧ و ٨ ق هم از ارادتمندان و معتقدان شیخ بوده، و قصیدهای شامل ٤١ بیت و چند مثنوی در مدح وی سروده است (دیوان،٧٤-٧٦، خمسه، ٩٥- ٩٨، ٧٠٣-٧٠٦؛ نیز نک : سهیلی، ٧٠-٧١).
امینالدین نزد سلاطین آل اینجو از مقام و منزلت خاصی برخوردار بود. شرفالدین محمودشاه از دوستداران او بود و فرزند وی، جلالالدین مسعود شاه نیز خود را از مریدان شیخ امینالدین شمرده است (محمود بن عثمان، همان، ٥٥-٥٧، ٦٥-٦٦؛ دربارۀ نامۀ او به شیخ كه حاكی از جلالت قدر امینالدین نزد امیر است، نک : غنی، ١٠-١٣؛ شیخ الحكمایی، همان، ٣٠-٣٣).
از آنجا كه امینالدین نسبت به ابواسحاق كازرونی ارادت و احترام خاصی داشت و بناهای بسیاری در كازرون به نام شیخ مرشد تأسیس كرد و قصاید عربی و فارسی در مدح ابواسحاق سرود (نک : صفا، ٣(٢) / ٨٧٢)، او را از عارفان طریقت كازرونیه (مرشدیه یا اسحاقیه) پنداشتهاند (همو، ٣(٢) / ٨٧٠-٨٧١؛ نک : شیخ الحكمایی، همان، ٩، ١٠)، اما سلسلۀ خرقۀ او به روایت مریدانش به شیخ ابونجیب عبدالقاهر سهروردی (د ٥٦٣ق / ١١٦٨م) میرسد (محمود بن عثمان، همان، ١٨؛ قس: احمد زركوب، ١٨٦). بنابراین، او را باید از عارفان سلسلۀ سهروردیه دانست.
امینالدین مداومت بر ذكر لااله الاالله را از اركان بزرگ خلوتنشینی برشمرده (محمود بن عثمان، همان، ٣٦، ١١٤-١١٦)، و معتقد بوده است كه معرفت حق، بالاتر از قرب حق است، از آن جهت كه معرفت بعد از قربت حاصل میشود و چه بسا كه قربت قرین معرفت نبوده باشد (همان، ١٥٩). او سماع رهروان طریقت را تنها در زمانی كه به عمارت خانقاهی یا خدمت مشایخ مشغول باشند، جایز شمرده، و آن را بر خلوتنشینان و اصحاب محاسبه اكیداً ممنوع كرده است (همان، ٣٣-٣٤، نیز ٥٢-٥٣). از دیگر اصولی كه امینالدین در خانقاه خود مراعات میكرد، آن بود كه مریدان را از شطح و طامات گفتن برحذر میداشت (همان، ٣٤-٣٥، ١٣٦- ١٣٨).
آثـار
١. بدایه الذاكرین، كتابی در آداب و شرایط ذكر و فضیلت ذكر «لااله الاالله» كه آن را برای فرزند خود محبالدین محمد، ملقب به «عطاءالله» نگاشته است؛ از این كتاب چند نسخه در كتابخانههای تهران و شیراز موجود است (منزوی، ٢(١) / ١٠٦٢؛ ركنزاده، ١ / ٣٢٧؛ شیخ الحكمایی، همان، ١٧-١٩).
٢. تربیتنامه، عنوان پارهای از مكتوبات بلیانی است كه در آداب و شرایط خلوتنشینی مینگاشته، تا بر مریدان برخوانند. از این تربیتنامهها، یكی را محمود بن عثمان در مفتاح الهدایه آورده است (ص ٢٧-٣٦؛ نیز نک : شیخ الحكمایی، همان، ١٩-٢١).
٣. دیوان اشعار، كه نسخۀ منحصربه فردی از آن در حاشیۀ نسخۀ خطی كلیات سعدی در كتابخانۀ ملی پاریس به شمارۀ ١٣٨٢ موجود است (بلوشه، III / ١٢٩-١٣٠؛ نیز نک : صفا، ٣(٢) / ٨٧٨؛ شیخ الحكمایی، همان، ١٧). این دیوان شامل قصاید عرفانی و قصیدهای در فضیلت ذكر «لااله الاالله»، و نیز دارای مثنویها و غزلهایی است كه در آنها شاعر، «امین» و گاه «امین بلیانی» تخلص كرده است.
اشعار پراكندهای نیز از او در تذكرهها موجود است (مثلاً نک : بابا ركنالدین، ٢٢٣، كه از امینالدین با نام علی یاد كرده است؛ رازی، ١ / ١٧٧- ١٧٨؛ اوحدی بلیانی، ١ / ٨٨؛ هدایت، ٥٣؛ نیز نک : صفا، ٣(٢) / ٨٧٩-٨٨٣).
«وقف نامهای» نیز از او در دست است (شیخ الحكمایی، «بازخوانی ...»، ٦٨-٧١، مقدمه، ٢١-٢٥).
مآخذ
ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الكامنة، حیدرآباد دكن، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
احمد، زركوب، شیرازنامه، به كوشش اسماعیل واعظ جوادی، تهران، ١٣٥٠ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
بابا ركنالدین شیرازی، مسعود، نصوص الخصوص فی ترجمة الفصوص، به كوشش رجبعلی مظلومی، تهران، ١٣٥٩ش؛
جنید شیرازی، ابوالقاسم، شدالازار، به كوشش محمد قزوینی و عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٢٨ش؛
همو، هزار مزار (ترجمۀ شدالازار)،ترجمه عیسی بن جنید شیرازی، به كوشش عبدالوهاب نورانی وصال، شیراز، ١٣٦٤ش؛
حافظ، دیوان، به كوشش پرویز ناتل خانلری، تهران، ١٣٦٢ش؛
خواجوی كرمانی، محمود، خمسه، به كوشش سعید نیاز كرمانی، كرمان، ١٣٧٠ش؛
همو، دیوان اشعار، به كوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران، ١٣٣٦ش؛
همو، گل و نوروز، به كوشش كمال عینی، تهران، ١٣٧٠ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به كوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛
ركن زاده آدمیت، محمد حسین، دانشمندان و سخنسرایان فارس، تهران، ١٣٣٧ش؛
سهیلی خوانساری، احمد، مقدمه بر دیوان خواجوی كرمانی (نک : هم ، خواجوی كرمانی)؛
شیخ الحكمایی، عمادالدین، «بازخوانی یك وقف نامه»، میراث جاویدان، تهران، ١٣٧٢ش، س ١، شم ١؛
همو، مقدمه بر مفتاح الهدایة (نک : هم، محمود بن عثمان)؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛
غنی، قاسم، بحث در آثار و افكار و احوال حافظ، تهران، ١٣٦٦ش؛
فصیح خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به كوشش محمود فرخ، مشهد، باستان؛
مایر، ف .، مقدمه بر فردوس المرشدیة (نک : هم ، محمود بن عثمان)؛
محمود بن عثمان، «انوار المرشدیة فی اسرار الصمدیة»، همراه فردوس المرشدیة؛
همو، فردوس المرشدیة فی اسرار الصمدیة، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٣٣ش؛
همو، مفتاح الهدایة و مصباح العنایة، به كوشش عمادالدین شیخ الحكمایی، تهران، ١٣٧٦ش؛
منزوی، خطی؛
هدایت، رضاقلی، ریاض العارفین، تهران، ١٣١٦ش؛
نیز:
Blochet, E., Catalogue des manuscrits persans de la Biblioth I que nationale,
محمدجواد شمس