دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧١ - پانی پتی، محمد
پانی پتی، محمد
نویسنده (ها) :
سمانه تولیتی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پانیْ پَتی، محمدبن محمود ملقب به جلالالدین محمدكبیر الاولیاء (د ٧٦٥ق / ١٣٦٣م)، صوفی برجستۀ طریقۀ چشتیۀ صابریه در هند. نسب جلالالدین به عثمان، خلیفۀ سوم میرسید و نیاكان او ظاهراً نخست از مدینه به كازرون و سپس از آنجا به پانی پت در هند، مهاجرت كرده بودند (چشتی، ١٩٧، ٢١٤؛ چشتی صابری، ٣٣٤). جلالالدین در پانی پت به دنیا آمد و دوران كودكی خود را در همانجا گذراند. وی در خردسالی، پدرش را از دست داد و پرورش او را عمویش برعهده گرفت (چشتی، ١٩٧؛ شارب، ١٢٩).
جلالالدین در كودكی بسیار مورد توجه شیخ شرفالدین بوعلی قلندر پانی پتی بود، چندانكه هر روز با او ملاقات میكرد و سرانجام در ١٢ سالگی در پی شنیدن سخنی از بوعلی قلندر و دگرگونی احوالش، زندگی معمولی را رها كرد و به ریاضت و سلوك روی آورد (لعلی بدخشی، ٣١٥؛ چشتی، ٢٠٠-٢٠١). پس از آن روی به عالم تجرید آورد و ٣٠ یا ٤٠ سال از عمرش را در سفر گذراند و بارها به حج رفت و سرانجام همراه جمعی از درویشان به قصبۀ هانسی رسید و در آنجا با شیخ جمالالدین هانسوی ملاقات كرد و به توصیۀ او به پانی پت بازگشت و به شمسالدین پانی پتی مشهور به شمسالدین تُرك دست ارادت داد و پس از ریاضتهای بسیار از وی خرقه گرفت و از او لقب جلالالدین گرفت (لعلی بدخشی، ٣١٥-٣١٦؛ چشتی، ١٩٩-٢٠٠. ٢٠٣-٢٠٤). سپس به دستور شیخ خود به قصبۀ كرنال رفت و تا مرگ شمسالدین در آنجا ماند. پس از آن به پانی پت بازگشت و بهعنوان جانشین او ادارۀ خانقاه و مزار شمسالدین را برعهده گرفت (لعلی بدخشی، ٣١٦؛ چشتی، ١٩٩-٢٠٠).
گفتهاند كه جلالالدین بیش از ١٧٠ سال عمر كرد و در پانی پت به خاك سپرده شد. جلالالدین صاحب ٥ پس و دو دختر بود. پس از گذشت بیش از یك سده، به دستور یكی از امرای اسكندر لودهی به نام فیروزبن لطفالله در ٩٠٤ق / ١٤٩٩م، گنبدی بر قبر وی ساخته شد (لعلی بدخشی، ٣١٦-٣١٧؛ چشتی، ٢١٣-٢١٤؛ غلامسرور، ١ / ٣٦٤- ٣٦٥؛ چشتی صابری، ٣٤١-٣٤٢).
در منابع، جلالالدین را جامع علم شریعت، طریقت و حقیقت دانستهاند و كرامات بسیاری به او نسبت دادهاند. وی اهل سُكر و سماع بود و در اواخر عمر حالت استغراق چنان بر او غالب میآمد كه مریدانش در وقت نماز با گفتن مكرر كلمۀ «حق» وی را به خویشتن باز میآوردند (لعلی بدخشی، ٣١٥؛ چشتی، ١٩٧- ١٩٨؛ غلام سرور، ١ / ٣٦٢-٣٦٤). وی با سیدجلالالدین بخاری، ملقب به مخدوم جهانیان جهانگشت معاصر بود و حكایتهایی دربارۀ آن دو نقل شده است (چشتی، ٢١٣؛ غلام سرور، ١ / ٣٦٤).
جلالالدین مریدان بسیاری یافت و نام نزدیك به ٤٠ نفر به عنوان خلفای او نقل شده است كه برجستهترین آنها شیخ احمد عبدالحق است كه سلسلۀ چشتیۀ صابریه از طریق او ادامه یافته، و شاخۀ فرعی چشتیۀ صابریه موسوم به «مخدومیه» منسوب به اوست (چشتی، ٢١٣-٢١٥؛ غلامسرور، ١ / ٣٦٤- ٣٦٥؛ رضوی، I / ٢٧٠؛ آریا، ١٨٥).
تنها اثر باقیمانده از جلالالدین پانی پتی، رسالهای با عنوان زادالابرار دربارۀ وحدت وجود است كه امروزه اثری از آن در دست نیست، اما لعلی بدخشی و غوثی شطاری بخشهایی از آن را در كتابهای خود آوردهاند (چشتی، ١٩٨؛ غوثی شطاری، ٥١٢-٥١٤؛ غلامسرور، ١ / ٣٦٢؛ لعلی بدخشی، ٣١٧).
مآخذ
آریا، غلامعلی، طریقۀ چشتیه در هند و پاكستان، تهران، ١٣٦٥ش؛
چشتی، شاه الهدایه، سیرالاقطاب، لكهنو، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
چشتی صابری، علیاصغر، شمیم ولایت، پاكستان، ١٩٩٣م؛
شارب، ظهور حسن، تذكرۀ اولیائی پاك و هند، لاهور، ١٩٦٥م؛
غلامسرور لاهوری، خزینة الاصفیاء، كانپور، ١٨٩٤م؛
غوثی شطاری، محمد، گلزار ابرار، به كوشش محمد ذكی، پتنه، ١٩٩٤م؛
لعلی بدخشی، لعل بیگ، ثمرات القدس، به كوشش كمال حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٧٦ش؛
نیز:
Rizvi, A. A., A History of Sufism in India, Delhi, ١٩٨٦.
سمانه تولیتی