دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥ - ابن عاشور
ابن عاشور
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عاشور، عنوان افراد خاندانی مالکی مذهب که در سدههای ١١-١٤ق / ١٧-٢٠م عالمان و قضاتی از آن برخاستند و در تونس عهدهدار مناصبی شدند. نسبت این خاندان به ادریسیان حسینی از اشراف مغرب باز میگردد که از مراکش، خاستگاه اصلی خود، به اسپانیا رفته و مدتی در آنجا سکنى داشتهاند، اما در اثر آزارهای مذهبی، نیای بزرگ این خاندان، عاشور، در ١٠٣٠ق / ١٦٢١م اسپانیا را ترک و به مغرب کوچ نمود و در شهر سَلا مسکن گزید. این خاندان بعدها به دو شاخه تقسیم شد: شاخهای از آن در مغرب اقصی (سلا و رباط) باقی ماند و شاخۀ دیگر به تونس منتقل گردید. این شاخه در تصوف و فقه و احراز مناصب دینی در تونس حائز اهمیت بسیاری شد (نک : EI٢؛ بستانی، ٣ / ٣٢٧؛ محفوظ، ٣ / ٣٠٠). مشاهیر خاندان ابن عاشور عبارتند از:
١. محمدبن عاشور
(١٠٣٠-١١١٠ق / ١٦٢١-١٦٩٨م)، صوفی و فقیه. وی پس از مهاجرت پدرش از اندلس به مراکش در سلا تولد یافت (ابن ابی الضیاف، ٢ / ٨٩). از زندگی و استادان وی آگاهی دقیقی در دست نیست، جز اینکه نوشتهاند وی در مراکش به واسطۀ محمد کُجَیری به حلقۀ اهل تصوف درآمد و در ١٠٥٥ق به تونس مهاجرت کرد. در حدود ٣٠ سالگی برای گزاردن حج به مکه رفت و پس از بازگشت برای همیشه در تونس رحل اقامت افکند. در آنجا بود که شدیداً زیر نفوذ علی زَواوی از پیشوایان صوفیه قرار گرفت، اما دیری نپایید که با درگذشت او، محمدبن عاشور به عنوان پیر طریقت به جای وی نشست و در زاویهای که از شیخ خود به ارث برده بود و بعدها به نام خود او موسوم شد، مستقر گردید و سرانجام طریقۀ شادلیه را در پیش گرفت. او از مقامات دنیوی کناره میگرفت و در فقر به سر میبرد. در تونس و دیگر شهرها به تأسیس زاویههایی اقدام کرد و سرانجام در همانجا درگذشت و در زاویۀ استادش زواوی به خاک سپرده شد. پس از وی تنی چند از فرزندان و احفاد او به مقاماتی مهم رسیدند (EI٢؛ بستانی، همانجا).
٢. عبدالقادر بن محمد بن عاشور
صوفی. از جزئیات زندگانی وی اطلاعی در دست نیست. نوشتهاند که پس از مرگ پدرش پیشوای طریقه گردید، اما برخلاف پدر در رفاه نسبی میزیست. با اینهمه کمابیش نفوذ معنوی داشت و درویشانی از هندوستان و دیگر نقاط شرق به دیدار وی میشتافتند. اهمیت علمی این خاندان در تونس بیشتر به فرزندان نوادۀ عبدالقادر باز میگردد که سه برادر به نامهای احمد، محمد (حمده) و محمدطاهر بودند. از آن میان احمدبن محمدبن محمد شاذلی بن عبدالقادر (د ١٢٥٥ق / ١٨٣٩م) که در مسجد جامع زیتونه نحو و فقه تدریس میکرد، از اهمیت کمتری برخوردار بوده است (EI٢).
٣. محمدبن محمدبن محمد شاذلی بن عبدالقادر
معروف به حمده (د صفر ١٢٦٥ق / ژانویۀ ١٨٤٩م)، فقیه و اصولی. از تاریخ تولد و تحصیل وی اطلاعی نداریم، اما میدانیم که در جامع زیتونه و زاویۀ جد خود در باب المناره (یکی از دروازههای تونس) تدریس میکرده و جمعی از جمله برادرش محمدطاهر نزد وی دانش آموختهاند (محفوظ، ٣ / ٢٩٩؛ قس: مخلوف، ٣٩٢). او نیز مانند نیای خویش از مناصب حکومتی گریزان بود، چنانکه در یک مورد به عنوان قاضی عسکر برگزیده شد، اما او نپذیرفت. وی درتونس درگذشت و در زاویۀ علی زواوی به خاک سپرده شده (EI٢؛ محفوظ، همانجا). تنها تألیفی که برای وی برشمردهاند، حاشیهای است بر شرح المحلی بر جمع الجوامع سبکی در اصول فقه (محفوظ، همانجا).
٤. محمدطاهر بن محمدبن محمد شاذلی بن عبدالقادر
(١٢٣٠-٢١ ذیحجۀ ١٢٨٤ق / ١٨١٥-١٤ آوریل ١٨٦٨م)، ادیب، قاضی و مفتی مالکی و نقیب اشراف. وی درکودکی پدر را از دست داد، ازاینرو برادرش محمد حمده تربیت و آموزش وی را برعهده گرفت. او در جامع زیتونه نزد عالمانی مانند برادرش محمد، ابن ملوکه، محمد بیرم سوم، محمد معاویه، ابراهیم ریاحی و دیگران دانش آموخت و در اصول و فروع چیرهدست شد تا آنجا که نوشتهاند وی در علوم عقلی بیش از فقه مهارت داشت؛ اما بعدها برای جبران این نقیصه به فراگیری فقه اهتمام کرد و در زُمرۀ فقها درآمد. او در آموزش و بیان مسائل فقهی از ابوالفدا اسماعیل تمیمی پیروی میکرد و هر مسأله را با استدلال بیان میداشت (مخلوف، همانجا؛ محفوظ، ٣ / ٣٠٠-٣٠١؛ حسن حسنی، ٢٦٨). او پس از فراغ از تحصیل در ١٢٥٩ق به تدریس در جامع زیتونه پرداخت و در آنجا نحو، بلاغت و شرح المحلی را تدریس کرد (بستانی، همانجا؛ محفوظ، ٣ / ٣٠٠). افراد بسیاری از او دانش آموختهاند که از جملۀ آنان وزیر محمد بوعتور، وزیر یوسف حعیط، احمدبن خوجه، سالم بو حاجب، محمد نجار و محمد بیرم پنجم را میتوان نام برد (مخلوف، همانجا؛ محفوظ، ٣ / ٣٠٢). آوازۀ او تا آنجا رسید که مشیر احمد پاشای بای وی را برای تصدی قضا دعوت کرد و او در حالی که ٣٧ سال داشت، در ١٢٦٧ق به عنوان قاضیالقضاة تونس انتخاب گردید (بستانی، همانجا؛ محفوظ، ٣ / ٣٠٠، ٣٠٢). در ١٢٧٧ق در دوران حکومت مشیر محمد صادق بای از قاضیالقضاتی کناره گرفت و مفتی شد و نیز سمت نقابت اشراف را تا پایان عمر برعهده داشت (EI٢؛ حسن حسنی، همانجا؛ قس: محفوظ، ٣ / ٣٠١).
محمدطاهر املاک بسیاری داشت و درآمد سرشار وی از املاک خود و اوقاف خانواده و حقوق دیوانی به وی امکان میداد که به جمعآوری کتابهای علمی کمیاب همت گمارد و حتی از خارج تونس مانند استانبول نیز کتاب تهیه کند و زندگی مرفهی برخلاف برادر خود محمد حمده داشته باشد (محفوظ، ٣ / ٣٠١-٣٠٢). او نیز پس از مرگ در زاویۀ علی زواوی به خاک سپرده شد (EI٢).
آثـار
وی را تألیفات بسیاری است که از میان آنها به کتاب شفاء القلب الجریح بشرح بردة المدیح میتوان اشاره کرد که در مصر (١٢٩٦ق) به چاپ رسیده است. اثر دیگر او هدیة الاریب الی اصدق حبیب که حاشیهای است بر قطر الندی از ابن هشام که در همان سال در مصر چاپ شده و تا اصلاحات نظام تحصیلی در ١٩٥٨م، کتاب درسی مدرسۀ زیتونۀ تونس بوده است (محفوظ، ٣ / ٣٠٣؛ EI٢). برخی از اشعار و ابیات وی از حماسه و جز آن نیز در منابع آمده است (نک : حسن حسنی، ٢٦٩-٢٧٠). همچنین مجموعهای از اشعار وی به کوشش محمد سنوسی در مجمع الدواوین التونسیة جمعآوری شده که نسخهای از آن در مدرسۀ خلدونیۀ تونس موجود است. (بستانی، همانجا). از دیگر آثار وی حاشیة علی شرح العصام لرسالة البیان در بلاغت؛ حاشیة علی شرح المحلی لجمع الجوامع، در اصول فقه، ناتمام؛ الغیث الافریقی، تعلیقة بر حاشیۀ عبدالحکیم سیالکوتی بر مطول، در بلاغت که ناتمام بوده و نسخههای خطی آنها در کتابخانۀ زیتونۀ تونس موجود است (همانجا؛ محفوظ، همانجا؛ بغدادی، ٢ / ٣٧٨). دیگر تألیفات او عبارتند از: کنش فی الفقه؛ تعلیقات علی ما اقرأه من صحیح مسلم؛ تقاریر علی حاشیة الصبان علی الاشمونی، ناتمام؛ حاشیة علی شرح ابن سعد الحجری علی الاشمونی، که شاگرد وی احمد کریم جمع کرده است (مخلوف، محفوظ، همانجا).
نوادۀ محمدطاهر که او نیز محمدطاهر نام دارد (١٢٩٦-١٣٩٣ق / ١٨٧٩-١٩٧٣م) و فرزند این نواده، محمد فاضل (١٣٢٧-١٣٩٠ق / ١٩٠٩-١٩٧٠م)، هر دو از نویسندگان و رجال علمی ـ سیاسی تونس بودهاند (برای شرح حال این دو، نک : محفوظ، ٣ / ٣٠٤-٣١٤؛ زمرلی، ٣٤٩-٣٥٤، ٣٦١-٣٦٧؛ دعوة الحق، جم؛ الحرکة الادبیة و الفکریة، ٧-١٨).
مآخذ
ابن ابی الضیاف، احمد، اتحاف اهل الزمان، تونس، ١٣١٩ق؛
بستانی؛
بغدادی، هدیه؛
الحرکة الادبیة و الفکریة فی تونس (محاضرات الشیخ محمد فاضل بن عاشور)، تونس، ١٩٧٢م؛
حسن حسنی، عبدالوهاب، مجمل تاریخ الادب التونسی، تونس، ١٩٦٨م؛
دعوت الحق (مجله)، س ١٣، شم ٧،صص ٥٢-٦٣، شم ٩ و ١٠، صص ١٢٧-١٣٢؛
زمرلی، صادق، اعلام تونسیون، ترجمۀ حمادی ساحلی، بیروت، ١٩٨٦م؛
محفوظ، محمد، تراجم المؤلفین التونسیین، بیروت، ١٩٨٤م؛
مخلوف، محمد، شجرة النور الزکیة، بیروت، ١٣٥٠ق؛
نیز:
EI٢.
علی رفیعی