دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٦ - ابونصر پارسا
ابونصر پارسا
نویسنده (ها) :
عارف نوشاهی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبونَصْرْ پارْسا، محمد بن محمد حافظی بخاری (د ٨٦٥ ق / ١٤٦١ م)، از صوفیۀ سلسلۀ نقشبندیه در بلخ. القاب او برهانالدین، حافظالدین و نصیرالدین است (جامی، ٥٤٧؛ كاشفی، رشحات، ١ / ١١٢)
پدر ابونصر، خواجه محمد پارسای بخارایی (د ٨٢٢ ق) از اكابر اصحاب و جانشین خواجه بهاءالدین نقشبند (د ٧٩١ ق) بود (جامی، ٣٩٧) كه از وی آثار بسیاری به زبان فارسی برجای مانده است (طاهری، ٧٠-٧٦). گویند كه لقب پارسا را نیز بهاءالدین نقشبند به پدر ابونصر داد (نك : غلام سرور، ١ / ٥٥٩).
ابونصر با آنكه درعلوم شریعت و رسوم طریقت به پایۀ پدر خود رسیده بود، احوال و قابلیت خود را ظاهر نمیكرد (جامی، ٤٠١). وی مجالس درس حدیث داشت و مولانا شهابالدین بیرجندی (د ٨٥٦ یا ٨٥٧ ق) از او چند كتاب حدیث استماع كرده و اجازۀ روایت گرفته بود (كاشفی، همان، ١ / ٣٠٢-٣٠٣). ابونصر در ٨٢٢ ق پدرش را در سفر حجاز همراهی كرد (همان، ١ / ١١٠) و ظاهراً در همان سفر در مدینۀ منوره با نعمتالله ولی كرمانی (د ٨٣٤ ق) دیدار نمود (معصومعلیشاه، ٣ / ٦٢).
در ٨٥٧ ق میرزا ابوالقاسم بابر، هنگامی كه به قصد تسخیر سمرقند و سركوبی سلطان ابوسعید میرزا از بلخ گذشت، به خدمت ابونصر رسید. ابونصر چون از تصمیم او مطلع شد، او را از جنگ برحذر داشت، اما بابر به نصیحت او گوش نداد (میرخواند، ٦ / ٧٨٩-٧٩٠). وقتی كه بابر به سمرقند رسید و شهر را محاصره كرد، در بلخ شایع شد كه وی سمرقند را گرفته است. ابونصر گرفت صاحب سمرقند خواجه عبیدالله احرار (د ٨٩٥ ق) است؛ بیاجازه و رضای او سمرقند را نمیتوان گرفت. بعداً نیز معلوم شد كه این شایعه از روی مصلحت بوده و صحت نداشته است (محمد القاص، ٤٦٣).
اینكه غلام سرور لاهوری (١ / ٥٧٧) و مدرس (٧ / ٢٨٣) او را دارای طبع شعر دانستهاند، ظاهراً اساس درستی ندارد و بیتی كه به او نسبت داده شده (همـانجاهـا)، از گفتههـای پدر اوست (نك : كاشفی، همان، ١ / ١١٢).
از آثار او رسالهای به زبان فارسی در مؤسسۀ شرقشناسی تاشكند (شم ٣٨٤٨) موجود است (نك : سمنوف، V / ٢٢٦). معاصران او خواجه احرار (نك : ملفوظات، ٣٤٢-٣٤٣)، جامی (ص ٥٤٧) و میرخواند كسانی چون سعدالدین كاشغری و شمسالدین محمد كوسوی مصاحبت داشته است (كاشفی، لطائف، ٢٣١). به وی كراماتی نیز نسبت دادهاند كه حاكی از اعتقاد مردم در حق اوست (جامی، ٤٠١؛ غلام سرور، ١ / ٥٧٦-٥٧٧).
ابونصر در ٨٦٥ ق درگذشت و در بلخ مدفون شد (اسفزاری، ١ / ١٥٦؛ جامی، همانجا). سید كمال گچكولی بلخی در رثای او قصیدهای گفت كه از چند مصراع آن تاریخ فوت ابونصر استخراج میشود (علیشیر، ٣٥، ٢٠٧- ٢٠٨). قطعۀ دیگری نیز در رثای وی سرودهاند كه در آن ماده تاریخ «سرّ خدا» مطابق با ٨٦٥ ق داده شده است (نك : كاشفی، رشحات، ١ / ١١٣؛ قس: غلامسرور، همانجا).
بقعۀ او از كاشیهای سبز ساخته شده و نمونۀ زیبای معماری اسلامی است و به گور امیر تیمور در سمرقند میماند. اگرچه رواق آن خراب شده، اما كاشیهای گنبد هنوز به جا مانده است (خلیل، ٤٤- ٤٨؛ پوپ، III / ١١٣٦-١١٣٧؛ پاپادوپولو، ٣٥٠).
مآخذ
اسفزاری، معینالدین، محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، به كوشش محمدكاظم امام، تهران، ١٣٣٨ ش؛
جامی، عبدالرحمن، نفحات الانس، به كوشش محمود عابدی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
خلیل، محمد ابراهیم، «خواجه محمد پارسا و پسرش خواجه ابونصر پارسا»، آریانا، كابل، ١٣٢٣ ش، س ٢، شم ٩؛
طاهری عراقی، احمد، مقدمه بر قدسیۀ پارسای بخارایی، تهران، ١٣٥٤ ش؛
علیشیر نوایی، مجالسالنفائس، به كوشش علیاصغر حكمت، تهران، ١٣٦٣ ش؛
غلامسرور لاهوری، خزینة الاصفیا، لكهنو، ١٢٩٠ ق؛
كاشفی، علی، رشحات عین الحیات، به كوشش علیاصغر معینیان، تهران، ١٣٥٦ ش؛
همو، لطائف الطوائف، به كوشش احمد گلچین معانی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
محمد القاص، سلسلة العارفین و تذكرة الصدیقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ گنج بخش اسلامآباد، شم ٥٩٥١؛
مدرس، محمد علی، ریحانة الادب، تهران، ١٣٦٩ ش؛
معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، به كوشش محمد جعفر محجوب، تهران، ١٣١٨ ش؛
ملفوظات خواجه عبیدالله احرار، منسوب به عبدالاول نیشابوری، نسخۀ خطی كتابخانۀ گنجبخش اسلامآباد، شم (٤)٥٨٦٦؛
میرخواند، محمد، تاریخ روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ ش؛
نیز:
Papadopoulo, A., L’Art musulman, Paris, ١٩٧٦;
Pope , A. U., A survey of Persian Art, London, ١٩٦٧;
Semenov, A. A., Sobraniye vostochnykn rukopiseĭ Akademii Nauk Uzbekskoĭ SSR, Tashkent, ١٩٦٠.
عارف نوشاهی