دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٩ - بالیم سلطان
بالیم سلطان
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بالیمْسُلْطان (د ٩٢٢ق/ ١٥١٦م)، از بزرگان طریقت بکتاشیه و مجدد آن طریقت.
از زندگی او آگاهی چندانی در دست نیست. سنگنوشتۀ مورخ ٩٢٥ق/ ١٥١٩م در داخل آرامگاهش او را «خضربالی بن رسول بالی ابن حاج بکتاش خراسانی»، معرفی میکند (زبیر، ٣٧٩-٣٨٠؛ بیرگه، ٥٧). با اینکه دوران زندگی حاجبکتاش در سدۀ ٧ق/ ١٣م، و وفات بالیم سلطان در ٩٢٢قم بوده، به سبب فاصلۀ زمانی طولانی، نوشتۀ کتیبۀ فوق از لحاظ سندیت تاریخی ضعیف است؛ لیکن شاخهای از بکتاشیان که آنان را چلبی میگویند، او را از تبار بکتاش میدانند («دائرةالمعارف...»، V/ ١٨).
بالیم در شهر دیمتوقه از شهرهای بلغارستان از شاهزادهای مسیحی بلغازی زاده شد (بیرگه، ٥٦). داستان ولادت او در هالهای از ابهام، و به افسانه شبیه است. بنابراین داستان، شاهزاده خانمی بلغاری سجادهای بافت و نذر کرد با کسی که روی آن نماز گزارد، ازدواج کند؛ اتفاقاً مرسلبابا و سیدعلی سلطان ــ از یپران طریقت ــ به دیمتوقه آمدند و روی آن سجاده نماز گزاردند. از آنجا که هر دو نفر سالخورده بودند، شاهزاده از نذر خود چشم پوشید. در این میان، مرسل بابا انگشت خود را ظرف عسل فرو برده، در دهان شاهزاده خانم گذاشت وبدینسان، او را باردار ساخت (انتخاب اسم «بالیم» به معنی عسل بدین سبب است، ﻧﮑ: همانجا). مادر بالیم در آخرین ساعات زندگی فرزند خود او را به خانقاه دیمتوقه که سیدعلیسلطانپیر آن بود، سپرد. بالیمسلطان ١٨ سال در آن زوایه ساکن بود و به همین سبب، این خانقاه به مدرسۀ بالیم سلطان شهرت یافت. برخی از روایات بکتاشی بالیم را فرزند حقیقی مرسلبابا میدانند که در ٩٠ سالگی با شاهزاده خانمی بلغاری ازدواج کرد (همانجا).
بالیم سلطان را پیرِثانی (حکمت، ٥١٦؛ سامی، ٢/ ١٢١٩؛ شمیل، ٣٣٩؛ کولپینارلی، ٢٧٤) و مؤسس واقعی، مجدد و اصلاحگر (حکمت، همانجا؛ شیبی، ١/ ٤٧٥؛ گولپینارلی، ٢٧٥) طریقت بکتاشیه میدانند. وی بهعنوان شیخی مقتدر (بارنالی، ٢٩٤) با دگرگونیهایی که در برخی از ارکان طریقت بکتاشیه ایجاد کرد، این طریقت را در مسیری نو انداخت، چنانکه امروزه نیز برخی از سنتهای بکتاشی به «شیوۀ بالیم سلطان» معروف است (بیرگه، ٥٧). استفاده از ١٢ شمع (چراغ)، پوشیدن پالهنگ (همانجا)، احترام به ١٢ امام، شعار «حق، محمد و علی» از شعائر آن طریقت است که او بنیاد نهاد («دائرةالمعارف»، همانجا).
بایزید دوم، هشتمین پادشاه عثمانی که با بالیم سلطان معاصر بود، تعلق خاطر خاصی به او و زائیۀ سیدعلی سلطات دردیمتوقه داشت، چنانکه بالیم را «پوستنشین» خانقاه بود، به رهبری «خانۀ پیر» دهکدۀ حاجبکتاش فرستاد (بیرگه، همانجا). سرانجام وی در ٩٢٢ق درگذشت و در همان روستای حاجبکتاش نزدیک آرامگاه بکتاش به خاک سپرده شد. بعضی از درویشهای بکتاشی، قبل از ورود به این مکان لالۀ گوش خود را به نشانۀ تجرد ــ که یکی از ارکان اعتقادی گروه باباها (دَدهها) است، سوراخ کرده، گوشوارهای به شکل نعل ــ که آن را «منقوش» مینامند- به گوش میکنند (همو، نیز «دائرةالمعارف»، همانجاها).
مآخذ
حکمت، علیاصغر، حاشیه برتاریخ ادبی ایران ادوارد براون، تهران، ١٣٥٧ش، ج٣؛
زبیر، حامد، «حاجی بکتاش تکیهسی»، تورکیات مجموعه سی، استانبول، ١٩٢٦-١٩٢٨م، ج ٢؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛
شیبی، مصطفێ، الصلةبین التصوف و التشیع، بیروت، ١٩٨٢م؛
نیز:
Banali, N. S., Türk edebiyâti tarihi, Istanbul, ١٩٧٨;
Bring, J. K., the Bektashi order of dervishes, London, ١٩٥٦;
Gölprnarli, A., ١٠٠ Soruda Türkiye'de mezhepler ve tarikatler, Istanbul, ١٩٦٩;
schimmel, A., mystical dimensions of islam, chapel Hill, ١٩٧٥;
Türkiye Diyanet vakfi islam anisklopedisi, Istanbul. ١٩٩٢.
علیاکبر دیانت