دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٧ - باغستانی
باغستانی
نویسنده (ها) :
امیر جابری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باغِسْتانی، عمر، از مشایخ صوفیۀ قرن ٧ق/ ١٣م آسیای مرکزی (ازبکستان کنونی). از شرح احوال و اطلاعات چندانی برجای نمانده است. به گفتۀ کاشفی، وی در روستای باغستان که در یکی از کوهپایههای شهر تاشکند قرار داشته، به دنیا آمده است و نسب او با ١٦ واسطه به عبداللهبن عمر خطاب میرسد (٢/ ٣٦٨).
باغستانی را از کبار اصحاب شیخ حسن بلغاری (د ٦٩٨ق/ ١٢٩٩م) شمردهاند (همانجا). گویا او مدت ٣ سالی که شیخ حسن در بخارا مستقر بوده، از محضر وی «کسب کمالات» کرده است (همو، ٢/ ٣٦٩). از این نظر، سلسلۀ شیوخ باغستانی از طریق وی به ابوالقاسم کُرّگانی (ﻫ م) منتهی میشود (ﻧﮑ: همو، ١/ ١١-١٣).
شیخ حسن بلغاری از بخارا، رو به کرمان نهاد و ٢٧ سال در آن سامان اقامت گزید (همو، ٢/ ٣٦٨؛ ﻧﮑ: اقبال، ١٢٣). از آنجا که تاریخ ورود او به کرمان ٦٧٢ق/ ١٢٧٣م ثبت شده است (همانجا؛ نفیسی، ٢/ ٧٤٤؛ نیز ﻧﮑ: ناصرالدین، ٤٤)، میتوان اقامت او در بخارا را در فاصلۀ سالهای ٦٩٩ تا ٦٧٢ق تخمین زد.حال اگر سن باغستانی را در دورانی که به حلقۀ درس استاد راه یافت، در حدود ٢٥ سال فرض کنیم، تولد او را میتوان حدود سال ٦٤٥ق/ ١٢٤٧م قرار داد.
به نظر میرسد که باغستانی در عصر خود، شیخی احترام و دستگیر مریدان بوده است. طریقۀ وی را خواجه بهاءالدین نقشبند (د ٧٩١ق/ ١٣٨٩م) بسیار پسندیده، و از آن به جمع بین جذبه و استقامت تعبیر کرده است، تعبیری که به گزارش یعقوب چرخی، یکی از شاگردان خواجه بهاءالدین، دلالت بر کمال قوت باغستانی در سلوک طریقت و استقامت وی در شریعت دارد (کاشفی، ٢/ ٣٦٩؛ نیز ﻧﮑ: میر عبدالاول، ٩٥، ٢٥٣). در اینباره، برخی گزارشها از اقوال و احوالِ باغستانی نقل شده که قابل توجه است (ﻧﮑ: همو، ٣٥-٣٦-، ١٣٢؛ کاشفی، ٢/ ٣٦٩-٣٧٠).
باغستانی جد اعلای مادریِ خواجه عبیدالله احرار (٨٠٦-٨٩٥ق/ ١٤٠٣-١٤٩٠) بوده، و عبیدالله برای رعایت ادبِ شاگردی از اظهار این نسبت در خدمت یعقوب چرخی خودداری میکرده، و پدران خود را در شمار مریدان باغستانی قرار میداده است. از این گزارشها چنین برمیآید که باغستانی نسبت به چند نسل سمت استادی داشته، و در منطقۀ ماوراءالنهر دارای حسن شهرت تمام بوده است (ﻧﮑ: میرعبدالاول، ٩٥؛ کاشفی، ٢/ ٣٦٩).
خاندان باغستانی، پس از وی از بزرگان مشایخ صوفیه و دستگیر سالکان بودهاند؛ دو تن از این میان نامبردارترند :
١. خاوند طهور فرزند باغستانی (همو، ٢/ ٣٧٠-٣٧٢؛ صدیقی، ٣٤١)، که طریقهای پسندیده و تألیفات و اقوال و کرامات داشته است (ﻧﮑ: میرعبدالاول، ٤٦، ٦٥، ١٢٨-١٢٩، ٢٤٢؛ کاشفی، ٢/ ٣٧٢-٣٧٥). از او، ابیات اندکی هم در لابهلای آثار برجای مانده است (ﻧﮑ: میر عبدالاول، ١٨٨، ٢٤٢؛ کاشفی، ٢/ ٣٧٣).
بنابر گزارشی که میرعبدالاول از قول خواجه عبیدالله احرار نقل میکند (ص ٢٢٣؛ نیز ﻧﮑ: کاشفی، ٢/ ٣٧٤-٣٧٥) تاریخ وفات خاوند طهور بایستی ٧٥٥ق/ ١٣٥٤م بوده باشد.
٢. داوود فرزند خاوند طهور، که وی را «صاحب آیات و کرامات و خوارق عادات» دانستهاند. دختر وی، مادر خواجه عبیدالله احرار بوده است (کاشفی، ٢/ ٣٧٣-٣٧٤). خواجه داوود معاصر خواجه محمد پارسا بوده، و در کتاب رشحات، حکایتی آورده شده که گویای ارادت خواجه محمدپارسا به اوست (کاشفی، ٢/ ٣٧٤).
به گفتۀ میرعبدالاول، خواجه داوود در ٨٢٣ق/ ١٤٢٠م، در سن ٧٥ سالگی درگذشته است (همانجا).
آرامگاه خاندان باغستانی، به ویژه مقبرۀ شیخ عمر و شیخ خاوند طهور، از مزارات معروف تاشکند و محل زیارت و تبرکجویی بسیاری از مردمان بوده است (صدیقی، ٣٤١-٣٤٢؛ نیز ﻧﮑ: میرعبدالاول، ١٦١، ٢٥٣، ٣٢٥-٣٢٦؛ کاشفی، ١/ ٢٠٠-٢٠٢، ٢/ ٣٧٠؛ برای اطلاع از احوال برخی از شاگردان و منسوبان باغستانی، ﻧﮑ: همو، ٢/ ٣٧٥، ٣٧٩).
مآخذ
اقبال آشتیانی، عباس، حواشی برسمط العلی (نک: ﻫﻤ ،ناصرالدین منشی کرمانی)؛
صدیقی علوی، محمد عالم، لمحات من نفحات القدس، به کوشش محمد نظیررانجها، لاهور، ١٣٦٥ش؛
کاشفی، علی، رشحات عین الحیات ، به کوشش علی اصغر معینیان، تهران١٣٥٦ش؛
میر عبد الاول نیشابوری، ملفوظات خواجه عبید الله احرار، به کوشش عارف نوشاهی، نسخۀ دست نویس موجود در کتابخانۀ بنیاد دائرةالمعارف اسلامی؛
ناصرالدین منشی کرمانی، سمط العلی للحضرة العلیا، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٦٢ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش.
عبدالامیر جابریزاده