دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٦ - ابوعثمان مغربی
ابوعثمان مغربی
نویسنده (ها) :
ناهده فوزی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعُثْمانِ مَغْرِبی، سعید بن سلام (د ٣٧٣ ق / ٩٨٣ م)، از بزرگان مشایخ صوفیه و عرفای بنام سلسلۀ معروفیه. زادگاه وی روستـایی بر سالح جزیرۀ سیسیل (صقلیه) به نام كَرْكِنت (نک : یاقوت، ٤ / ٢٦٢) و به گفتۀ برخی قریهای در ناحیۀ قیروان بوده است (سلمی، طبقات، ٥٠٥؛ خلیفه، ٨٩). بعضی از متأخران دربارۀ كنیۀ او دچار اشتباهاتی شدهاند (نک : درویش، ٢٥٢؛ معصوم علیشاه، ٢ / ٥٣٦). نام پدر او نیز با اختلاف به صورتهای سلام، سالم و سلم آمده است (خطیب، ٩ / ١١٢؛ ذهبی، العبر، ٢ / ١٤١؛ یافعی، ٢ / ٤٠٢). عطار عمر او را ١٣٠ سال نوشته است (ص ٧٨٠) كه اغراقآمیز مینماید.
از زندگانی ابوعثمان مغربی آگاهی اندکی در دست است. ظاهراً دوران تحصیل و ورود او به عالم تصوف در مصر بوده (ابن جوزی، ٧ / ١٢٢) و درآنجا مریدی و شاگردی ابوالحسن صایغ و ابوعلی كاتب را میكرده است (سلمی، همانجا؛ انصاری، ٢٠٠، ٣٣٦، ٣٨٢؛ نجمالدین، ٢٥؛ علاءالدوله، ٣٤٩). سپس از مصر به شام رفته و از مصاحبان ابوالخیر اقطع شده است (ابن جوزی، همانجا). گفتهاند كه وی روزگاری دراز به زهد و ریاضت مشغول بود و پس از عزلتی ٢٠ ساله در بیابانها، سرانجام رهسپار مكه شده، مورد استقبال مشایخ آن ناحیه قرار گرفته است (نک : هجویری، ٢٣٢؛ عطار، همانجا). مدت اقامت ابوعثمان را در مكه بیش از ١٠ سال (خلیفه، همانجا؛ خطیب، ٩ / ١١٣) و برخی ٣٠ سال ذكر میكنند (انصاری، ٢٠١؛ جامی، ٨٨). وی هنگام اقامت در مكه شیخ مشایخ زمان خود و شیخ حرم به شمار میآمد (سلمی، همانجا؛ انصاری، ٢٠٠؛ جامی، ٨٧) و در بیشتر كتابهای فرقۀ ذهبیه، به لقب «طاووس الحرم» نامیده شده است (خاوری، ١ / ١٨٥). وی با آنكه در پارسایی و زهد، شهرۀ زمانه خود بود، از او نزد علویه سعایت كردند و موجبات اخراج او را از مكه فراهم آوردند (خطیب، همانجا؛ عطار، ٧٩٤؛ ذهبی، سیر، ١٦ / ٣٢٠). چنانكه وی بعدها از این واقعه به تلخی یاد میكرد و دوران اندوه و دلتنگی خود را در حجاز و روزگار انبساط خود را در خراسان میدانست (خطیب، ٩ / ١١٢؛ ابن ملقن، ٢٣٨). ابوعثمان پس از اخراج از مكه رهسپار بغداد شد و یك سال در آنجا بود، سپس به نیشابور رفت (سلمی، همانجا؛ خطیب، ٩ / ١١٢-١١٣؛ قشیری، ٤٣-٤٤) در این شهر ابتدا از مردم كناره میگرفت، ولی پس از چندی در مسجد حاضر شد (ذهبی، همانجا).
ابوعثمان در نیشابور درگذشت و در كنارۀ مقبرۀ ابوعثمان حیری به خاك سپرده شد (سلمی، همانجا؛ خطیب، ٩ / ١١٣؛ ابن جوزی، ٧ / ١٢٣). بنابر وصیت او، شاگردش ابوبكر ابن فورك بر جنازهاش نماز گزارد (قشیری، ٤٣٤؛ عطار، ٧٨٦).
سلسۀ انتساب ابوعثمان از طریق ابوعلی كاتب (د ح ٣٥٠ ق) و ابوعلی رودباری (د ٣٢٢ ق) به جنید بغدادی (د ٢٩٣ ق) و سرانجام از طریق سری سقطی و معروف كرخی با ٥ واسطه به امام رضا (ع) میرسد (نجمالدین، علاءالدوله، همانجاها؛ لاهیجی، ٦٩٨؛ نیز نك : پارسای بخارایی، ١٠). وی با كسانی چون حبیب مغربی، ابویعقوب نهرجوری و ابوالقاسم نصرآبادی دیدار و مصاحبت داشته است (سلمی، قشیری، همانجاها؛ انصاری، ٢٠٠، ٤٤٣). از مریدان و شاگردان او كسانی را چون ابوالقاسم علی كركانی (علاءالدوله، پارسای بخارایی، همانجاها؛ دولتشاه، ١٤٧) و منصور بن خلف كه وی را بسیار بزرگ میداشته است (قشیری، ٢٩٤) و نیز محمد بن علی نسوی، معروف به محمد بن علیان از بزرگان مشایخ نسا (سلمی، همان، ٤٣٥) میتوان ذكر كرد. آخرین كس از شاگردان وی ابوعمرو نُجَید بود (عطار، ٧٢٧). سلمی در جاهای مختلف به نقل روایت مستقیم از ابوعثمان پرداخته (همان، ٣١٤، ٤٠١، جم ، جوامع، ٤٠٥) و قشیری نیز به ارتباط مستقیم آن دو اشاره میكند (ص ٣٤٣، ٣٤٧).
آثار و عقاید
عطار (ص ٧٨٠) ابوعثمان را صاحب تصنیف دانسته و حاجی خلیفه (١ / ٤٥) نیز تألیف كتابی را با عنوان ادب السلوك كه به فارسی بوده، به او نسبت داده (نیز نك : بغدادی، ١ / ٣٨٩) و حتی جملۀ آغازین آن را نقل كرده است، ولی هیج یك از منابع كهن به انتساب چنین كتابی به اوعثمان اشارهای ندارند. از این رو باید نسبت این كتاب را به او با تردید تلقی كرد. بسیاری از اقوال و آراء او در تذكرهها و كتب احوال صوفیه نقل شده است.
وی، چنانكه گفته شد، روزگاری را به ریاضتهای سخت و مجاهدت در خلوت به سر آورده بود (نک : هجویی، همانجا) و حتی سالیانی كه در مكه بود، در موسم حج ظاهر نمیشد (خطیب، همانجا؛ ابن جوزی، ٧ / ١٢٢). در آغاز كار به روش سكر گرایش داشت، ولی سرانجام از سكر به صحو روی آورد (هجویری، ٢٣٢- ٢٣٣؛ عطار، ٧٨١) و بنای مجاهدات خود را بر هماهنگ ساختن طریقت با شریعت قرار داد. او همچون جنید بغدادی كه با دو واسطه پیر طریقت او بود، اعتدال در سلوك را پیشۀ خود ساخت و از این روی، در میان اهل عرفان به «جنید ثانی» معروف شد (نک : علاءالدوله، ١٧٢). ابوعثمان دربارۀ پارهای از مسائل تصوف، چون مراتب اخلاص، شرایط محبت، لوازم صبر و تقوا و چگونگی خوف و رجا و فقر و غنا سخنانی دارد كه در بیشتر منابع نقل شده است (نک : سلمی، طبقات، ٥٠٥-٥١٠؛ قشیری، ١٣٣، ٢٠٨، جم ؛ عطار، ٧٨٣-٧٨٦) و سخنانی كه از او دربارۀ سماع نقل كردهاند (نک : سلمی، جوامع، همانجا؛ قشیری، ٣٤١؛ عطار، ٧٨٣)، حاكی از اعتدال رأی و عمق نظر او در باب آداب و اعمال صوفیانه است. كرامات و مكاشفاتی كه به او نسبت
دادهاند (خطیب، ٩ / ١١٢؛ قشیری، ١٨٠، ٢٤٠؛ انصاری، ٢٠٠-٢٠١، ٣٥٤-٣٥٥؛ میبدی، ٣ / ٣٨٦)، دلیل بر اعتقادی است كه مردم به مقام روحانی و عرفانی او داشتهاند.
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٨ ق؛
ابن ملقن، عمر بن علی، طبقات الاولیاء، به كوشش نورالدین شریبه، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
انصاری هروی، خواجه عبدالله، طبقات الصوفیه، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
بغدادی، هدیه؛
پارسای بخارایی، محمد بن محمد، قدسیه، به كوشش احمد طاهری عراقی، تهران، ١٣٥٤ ش؛
جامی، عبدالرحمن بن احمد، نفحات الانس، به كوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٣٦ ش؛
حاجی، خلیفه، كشف؛
خاوری، اسدالله ذهبیه، تهران، ١٣٦٢ ش؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٥٠ ق؛
خلیفۀ نیشابوری، احمد بن محمد، ترجمه و تلخیص تاریخ نیشابور حاكم نیشابوری. به كوشش بهمن كریمی، تهران، ١٣٣٩ ش؛
درویش شیرازی، محمد هاشم، ولایت نامه، تبریز، ١٣٠٦ ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، به كوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٨ ش؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و اكرم بوشی، بیروت،١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
همو، العبر، به کوشش محمدسعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
سلمی، محمد بن حسین، «جوامع آداب الصوفیة»، مجموعۀ آثار ابوعبدالرحمن سلمی، به كوشش نصرالله پورجوادی، تهران، ١٣٦٩ ش؛
همو، طبقات الصوفیة، به كوشش یوهانس پدرسن، لیدن، ١٩٦٠ م؛
عطار، فریدالدین، تذكرة الاولیاء، به كوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
علاءالدولۀ سمنانی، احمد بن محمد، مصنفات فارسی علاءالدولۀ سمنانی، به كوشش نجیب مایل هروی، تهران، ١٣٦٩ ق؛
قشیری. عبدالكریم بن هوازن، الرسالة القشیریة، به كوشش معروف زریق و علی عبدالحمید بلطهجی، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ ق؛
لاهیجی، محمد، شرح گلشن راز، تهران، ١٣٣٧ ش؛
معصوم علیشاه، محمد معصوم، طرائق الحقائق، به كوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٤٥ ش؛
میبدی، احمد بن محمد، كشف الاسرار وعدّة الابرار، به كوشش علیاصغر حكمت، تهران، ١٣٥٧ ش؛
نجمالدین كبری، احمد بن عمر، فوائح الجمال و فواتح الجلال، ترجمۀ محمد باقر ساعدی خراسانی، به كوشش حسین حیدرخانی، تهران، ١٣٦٨ ش؛
هجویری، علی بن عثمان، كشف المحجوب، به كوشش و. ژوكوفسكی، تهران، ١٣٥٨ ش؛
یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان، حیدرآباد دكن، ١٣٣٨ ق؛
یاقوت، بلدان.
ناهده فوزی