دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٩ - امیر حسینی
امیر حسینی
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَمیرْ حُسِینی، ركنالدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (د ١٦ شوال ٧١٨ ق/ ١١ دسامبر ١٣١٨م)، از مشایخ طریقۀ سهروردی و شاعر بزرگ هرات، متخلص به حسینی. از او به امیرحسینی سادات و امیرسیدحسینی نیز یاد شده است (اصیلالدین، ٤٣؛ دولتشاه، ١٦٧). سال ولادت امیرحسینی به روشنی دانسته نیست، اما از برخی اشارات وی در نزهة الارواح (گ ١١٢ الف ـ ب) بر میآید كه به هنگام تألیف این كتاب (٧١١ ق/ ١٣١١م) پا از ٤٠ سالگی فراتر نهاده بوده است. بنابراین، تولد او به پیش از ٦٧١ق/ ١٢٧٢م باز میگردد و چون در منظومۀ كنزالرموز خود، به بهاءالدین زكریا مولتانی (د ٦٦١ ق) اشاره دارد و گوید كه از قبول شیخ به سعادت رسیده است (نک : جامی، ٥٠٥)، باید ولادتش در حدود سال ٦٤٠ ق بوده باشد. در برخی از تحقیقات معاصران، سالهای ٦٤١ تا ٦٤٦ ق تاریخ ولادت او ذكر شده است (نک : سادات ناصری، ٢/ ٥٩٧- ٥٩٨).
مولد امیرحسینی دهی بوده است از بلاد غور كه امروزه گرو نامیده میشود. تا هم اكنون، باغچهای منسوب به او در آنجا هست و میگویند: درخت گردوی كهنسال آن را وی به دست خود كاشته بوده است (اصیلالدین، دولتشاه، همانجاها؛ جامی، ٦٠٢-٦٠٣؛ فكری، ٣٥). امیرحسینی در شهر هرات سكنى گزید و بیشتر عمر خود را آنجا گذراند (دولتشاه، همانجا).
جامی داستانی دربارۀ توبۀ امیرحسینی آورده است كه داستان توبـۀ ابراهیم ادهـم (ه م) را به یـاد مـیآورد (ص ٦٠٣؛ نیز نک : خواندمیر، ٣/ ٣٧٩؛ رازی، ٢/ ١٢٤-١٢٥؛ شیروانی، ٤٧٣). برخی او را شاهزاده، و برخی دیگر كارگزار یكی از پادشاهان دانستهاند كه درپی واقعهای توبه كرد و طریق عرفان در پیش گرفت (هدایت، ریاض ... ، ٩٤، مجمع ... ، ٤/ ٢٦؛ غلام سرور، ٢/ ٤٤).
او به جستوجوی پیری راهبر به مولتان، دیار شیخ بهاءالدین زكریا مولتانی رفت (جامی، خواندمیر، همانجاها). فرشته این سفر را سفر دوم سید دانسته است و میگوید كه نخستین سفر او به مولتان در سنین جوانی همراه پدرش و به قصد تجارت بوده است. نیز گفته شده است كه بعد از وفات پدر، به عالم تجرید گام نهاد، تمام داراییش را به فقرا بخشید و سپس رو به مولتان نهاد (٢/ ٤٠٦).
برخی گفتهاند كه امیرحسینی همراه فخرالدین عراقی (د ٦٩١ق) و اوحدالدین كرمانی (د ٦٣٥ق) از مریدان شهابالدین سهروردی بوده است و هر سه در خانقاه اوحدالدین در كرمان، به خلوت و چله نشستهاند (دولتشاه، همانجا؛ آذر، ٢/ ٥٩٧- ٥٩٨). این سخن از نظر تاریخی درست نمینماید، لیكن به احتمال قوی فخرالدین عراقی و امیرحسینی یكدیگر را ملاقات كردهاند (نک : جامی، ٥٠٥؛ معصوم علیشاه، ٢/ ٣٥٦). به نظر میرسد كه شیخ و پیر امیرحسینی، با توجه به گفتۀ خود وی، نخست بهاءالدین زكریای مولتانی بوده، و امیرحسینی بعد از وفات او، در سلك ارادتمندان فرزندش، صدرالدین مولتانی درآمده است (نک : جامی، همانجا). اگرچه جمعی دیگر ركن الدین مولتانی (د ٧٣٢ ق/ ١٣٣٢م) نوۀ بهاءالدین زكریا را شیخ بیواسطۀ امیرحسینی دانستهاند (نک : اصیلالدین، همانجا؛ جامی، ٦٠٣؛ شیروانی، ٤٧٤)، اما در آن زمان، امیرحسینی خود از مشایخ و پیران طریقت بوده است. امیرحسینی پس از استفاده از مكتب پیران مولتان ــ و بنا به گفتۀ فرشته (همانجا) بعد از ٣ سال ــ به هرات بازگشت و به تألیف و تصنیف آثار عرفانی و تربیت مریدان پرداخت (غلام سرور، همانجا).
محلهای از هرات كه امیرحسینی در آن اقامت داشته، هنوز به محلۀ میرحسینی سادات معروف است (مستوفی، ١٧٠؛ صفا، ٣(٢)/ ٧٥٣). بعد از وفات امیرحسینی، پیكر او را در گورستان كهندژ در مصرخ (در شمال هرات) در بیرون گنبد عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر طیار به خاك سپردند (اصیلالدین، جامی، فكری، همانجاها؛ دولتشاه، ١٦٧؛ سادات ناصری، ٢/ ٥٩٨). در ١٣٣٦ ق در زمان حبیبالله خان امیر افغانستان و به دستور نایبالحكومه سردار سلیمان خان ساختمان و گچكاری مزار امیرحسینی مرمت شد و به جای لوحۀ كهن قبر كه از میان رفته بود، دو لوحۀ جدید نصب گردید (نک : فكری، ٣٥-٣٦؛ صفا، ٣(٢)/ ٧٥٥).
امیرحسینی هرچند در انواع علوم دست داشته، شهرت او به علم تصوف است، تا آنجا كه او را «جنید ثانی» لقب دادهاند (دولتشاه، همانجا؛ نیز نک : شبستری، ٦٨؛ داعی شیرازی، ١٥؛ اصیلالدین، ٤٣؛ جامی، همانجا).
امیرحسینی تربیت یافتۀ مكتب سهروردی است؛ بنابراین، اساس سلوك او بر زهد، عبادت و رعایت آداب شریعت است. با وجود این، در آثارش نشانههایی از گرایش او به وحدت وجود دیده میشود («كنز ... »، ٣، ٢٠، ٣٢، جم ، «طرب ... »، ١٦٠؛ نیـز نک : مایل هروی، شرح ... ، ٣٥- ٣٨). البته او حلول و اتحاد را رد میكند و آن را جدای از وحدت وجود میداند («كنز»، ١٩). امیرحسینی بر آن است كه خداوند نخست روح اعظم را ــ كه نشان از عزت و استغنای خداوندی داشت ــ آفرید و نور محمدی و عقل اول از آن نشأت گرفت. از این پس، ارواح انبیا پدید آمد و ملائكه و اصحاب یمین و بهشت از نور (لطف الٰهی)، و ابلیس و شیاطین و دوزخ از ظلمت (قهرالٰهی) زاده شدند. او این عالم را میان رحمت و غضب، و عالمی از نور و نار میداند («طرب»، ١٦٣-١٦٤).
به گفتۀ امیرحسینی، خداوند ٤ قوه را در روح آدم (ع) به ودیعت نهاده است: ١. قوۀ خلافت برای اظهار علم، ٢. قوۀ نبوت برای اظهار معرفت و ارشاد خلق، ٣. قوۀ ولایت برای تهذیب اخلاق؛ ٤. قوۀ امارت برای تأدیب نفوس. این قوا از آدم به فرزندان او به میراث رسیده است و آنان، و از جمله پیامبران هر كدام به قدر استعداد و مرتبۀ خود از آن نصیبی دارند. او بر آن است كه عالمان حقیقی و مشایخ معنوی كه استعدادشان كمتر از پیامبران بوده است، از طریق قوۀ نبوت و ولایت مسئولیت خویش را عهدهدار میشدهاند. او میگوید: قوای ولایت و امارت فرع قوای خلافت و نبوت است، یعنی ولایت از نبوت سر میزند و امارت از خلافت سرچشمه میگیرد (همان، ١٨٨-١٩٠).
در نظر امیرحسینی پس از انبیا، عالمان دین به سبب نقصان مرتبۀ خود به دو گروه شدند: گروهی كه علما خوانده میشوند، اقوال انبیا را پی جویی كردند كه تعلق به ظاهر داشت، و گروه دوم كه مشایخ نامیده میشوند، درپی تحقیق احوال انبیا برآمدند كه نسبت با باطن داشت. این دو گروه، گرچه در اصل سرشت برابرند، میان آنها فرقی لطیف هست كه از نحوۀ سیر و سلوك آنان ناشی میشود، بدین معنا كه مشایخ، در متابعت افعال انبیا چنان غرق شدند كه مجال شرح و بیان نداشتند و از مرتبۀ علم كلی به مباحث علم جزئی نپرداختند (همان، ١٨٠-١٨٣، ١٨٧- ١٨٨).
آثـار
از امیرحسینی آثار بسیاری برجای مانده، اما آنچه بیشتر سبب شهرت او گردیده، پرسشهایی است كه در موضوعات اساسی عرفان نظری از شیخ محمود شبستری (د ٧٢٠ ق/ ١٣٢٠ م) كرده است. این پرسشها مجموعاً در ١٥ بیت سروده شده، و در شوال ٧١٧ به دست شبستری رسیده است. منظومۀ معروف گلشن راز پاسخهایی است كه وی در جواب پرسشهای امیرحسینی سروده است. اینک دیگر آثار او:
الف ـ چاپی
١. زاد المسافرین، مثنوی عرفانی در سیر و سلوك كه بر وزن لیلی و مجنون نظامی، و در ٨ مقاله سروده شده اسـت (نک : مایل هروی، همان، ٧٨). این كتاب یك بار در لكهنو (چ سنگی) در ١٣٠٢ ق/ ١٨٨٥ م و بار دیگر در تهران در ١٣٥٤ ق همراه با چند اثر دیگر به چاپ رسیده است.
٢. «طرب المجالس»، كتابی عرفانی و اخلاقی به نثر آمیخته به نظم. مؤلف آن را به ٥ قسم تقسیم كرده است كه هر قسم فصولی را در بر دارد. او در شروع كتاب آن را معجونی از صورت و معنی معرفی میكند (ص ١٦٠). امیرحسینی قسم سوم این كتاب را به «شرف و فضیلت انسان بر جمیع حیوانات» اختصاص داده، و در آن از آثار متقدمان از جمله رسائل اخوان الصفا بهره بـرده اسـت (نک : ص ١٩٦). «طرب المجالس» در حاشیۀ اشعة اللمعات جامی، در تهران (١٣٠٣ و ١٣٥٣ ق) چاپ سنگی شده است. چاپ دیگر این كتاب به كوشش علی رضا مجتهدزاده در مشهد (١٣٥٢ ش) صورت گرفته است. این كتاب همچنین در ١٣٢٣ ق/ ١٩٠٥ م در تركستان به چاپ رسیده است.
٣. «كنزالرموز»، مثنوی عرفانی به وزن مثنوی مولوی. امیرحسینی در این مثنوی از برخی فروع دین و نیز اصطلاحات عرفانی و منازل سلوك سخن رانده است. این مثنوی ضمیمۀ مجموعهای به نام عوارف المعارف در ١٢٨٣ و ١٣١٨ق در تهران و همچنین در ١٣١٧ ش در شیراز به چاپ رسیده است؛ علاوه بر آن، توسط جلیل مسگرنژاد در مجلۀ معارف (١٣٦٧ش، دورۀ ٥، شم ١) تصحیح و منتشر شده است.
٤. نزهة الارواح، با نثری مصنوع و دلانگیز به شیوۀ گلستان سعدی و رسائل خواجه عبدالله انصاری، شامل موضوعات عرفانی كه در ضمن مطالب آن شواهدی از آیات قرآن و احادیث نبوی و ابیات و امثال آورده شده است. در فهرست كتابخانۀ «ایندیا آفیس» از این كتاب با عنوان سنبلستان یاد شده است (نک : سادات ناصری، ٢/ ٥٩٩). این كتاب در بمبئی به كوشش میرزاعلی شیرازی در ١٣٢٢ ق/ ١٩٠٤ م و همچنین در دهلی، در ١٣٢٩ ق/ ١٩١١ م و ١٣٣٠ ق/ ١٩١٢ م به چاپ رسیده است. بر كتاب نزهة الارواح، شروحی نوشته شده: یكی شرح عبدالواحد ابراهیم بلگرامی است و دیگری شرحی از بهاءالدین بد، و سومی نیز از یك ناشناس (نک : منزوی، خطی مشترك، ٣/ ٢٠٦٣-٢٠٦٤).
ب ـ خطی
١. پنج گنج، پنج قصیده است كه در مطلع دیوان او آمده، مشتمل بر توحید، فضائل اولیا و پارهای مباحث عرفانی و اخلاقی كه ظاهراً تاریخ نظم آن در ٧٠٧ ق بوده است (سادات ناصری، ٢/ ٦٠١؛ مایل هروی، شرح، ٥٣؛ قریب، ١٣٢). از این كتاب، نسخهای در كتابخانۀ شمارۀ ١ مجلس شورای اسلامی به شمارۀ (٢)١١٦٤ (شورا، ٣/ ٦٢٠)، نسخهای در پاریس به شمارۀ ١٩٧٢ (بلوشه، (III/ ٤٤٢ و نسخهای در دارالكتب قاهره ( فهرس ... ، ١/ ٤٨) موجود است.
٢. دیوان، مشتمل بر قصاید، غزلیات، تركیبات، ترجیعات، مقطعات و رباعیات. نسخۀ منحصر به فرد این دیوان متعلق به كتابخانۀ علی اصغر حكمت (شم (٦)٢٢٠) است (دانشپژوه، ٥٢).
٣. روح الارواح، شرح عرفانی ٩٩ اسم از اسماءالله (به فارسی) كه در خلال شرح هر اسم حكایتهایی نیز نقل شده است. این كتاب از شرح «هو» آغاز شده، و بعد از آن لفظ جلاله و سپس دیگر اسماء خداوند شرح شده است. از این كتاب فقط یك نسخه در موزۀ كابل وجود دارد (مایل هروی، همان، ٧٣، «نسخه ... »، ٧٤-٧٦).
٤. صراط مستقیم، یا نجات الطالبین، رسالهای كوچك به نثر فارسی ساده و روان در بیان سلوك و وظیفۀ سالكان. ظاهراً هدف مؤلف از تألیف این رساله ارشاد و هدایت سالكان نوخاسته بوده است (سادات ناصری، ٢/ ٦٠٠-٦٠١). از این اثر، یك نسخه در دانشكدۀ ادبیات دانشگاه تهران در مجموعۀ حكمت (شم (٧)٢٢٠) و نسخهای دیگر در آستان قدس رضوی (شم ٢٨٠) و نسخهای نیز در كتابخانۀ ملی ملك (شم ٥٩٢٢) موجود است (آستان ... ، ٨٧؛ دانشپژوه، همانجا؛ سادات ناصری، ٢/ ٦٠١).
٥. عشق نامه، یا سی نامه، مثنویی شامل ٣٠ نامۀ عاشقانه در مراتب عشق و احوال عاشق و معشوق كه در ضمن آن خلاصهای از مباحث عرفان و سیر و سلوك آمده است. امیرحسینی این اثر را در دوران جوانی، بر وزن خسرو و شیرین نظامی و ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی سروده است (دولتشاه، ١٦٩؛ نیز نک : سادات ناصری، ٢/ ٥٩٩؛ مایل هروی، شرح، ٤٤، ٥٠). از این اثر نسخههای متعددی در كتابخانههای مختلف موجود است (نک : منزوی، همان، ٧/ ٣٩٢، خطی، ٤/ ٢٩٣١؛ فهرس، ١/ ٣٠٦، ٢/ ٢٠٨- ٢٠٩؛ شورا، همانجا؛ بلوشه، III/ ٤٤١).
٦. قلندرنامه، مثنویی به وزن لیلی و مجنون جامی. نسخههایی از این اثر به شمارۀ (٤)٣٥٣٣ در كتابخانۀ مركزی دانشگاه تهران (مركزی، خطی، ١٢/ ٢٥٥٢-٢٥٥٣)، و در پاریس به شمارۀ (٢٠)١٧٧٧ موجود است؛ میكروفیلم آن نیز در كتابخانۀ مركزی وجود دارد (نک : مركزی، میكروفیلمها، ٥٣٩-٥٤٠).
در شرح احوال و آثار امیرحسینی دو اثر نگاشته شده است: ١. شرح حال و آثار امیرحسینی غوری، از مایل هروی (كابل، ١٣٤٤ ش)؛ ٢. عقاید و آثار یا شخصیت عرفانی و ادبی میرحسینی سادات هروی، رسالۀ دكتری فروغ حكمت، زیر نظر بدیع الزمان فروزانفر (تهران، ١٣٢٧ ش).
مآخذ
آذر بیگدلی، لطفعلی، آتشكده، به كوشش حسن سادات ناصری، تهران، ١٣٣٦ ش؛
آستان قدس، فهرست؛
اصیلالدین واعظ، عبدالله، مقصد الاقبال سلطانیه، به كوشش مایل هروی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران؛
امیرحسینی، حسین، «طرب المجالس»، در حاشیۀ اشعة اللمعات جامی، تهران، ١٣٠٣ ق؛
همو، «كنزالرموز»، همراه عوارف المعارف، تهران، ١٣١٨ ق؛
همو، نزهة الارواح، نسخۀ خطی كتابخانۀ مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، شم ٤٨١؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به كوشش محمود عابدی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٢ش؛
داعی شیرازی، محمود، نسایم گلشن، به كوشش محمد نذیر رانجها، پاكستان، ١٣٦٢ ش؛
دانشپژوه، محمدتقی، نسخههای خطی كتابخانۀ دانشكدۀ ادبیات، تهران، ١٣٤١ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، به كوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٨ ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به كوشش جواد فاضل، تهران، علی اكبر علمی؛
سادات ناصری، حسن، تعلیقات بر آتشكده (نک : هم ، آذر بیگدلی)؛
شبستری، محمود، «گلشن راز»، مجموعۀ آثار، به كوشش صمد موحد، تهران، ١٣٦٥ ش؛
شورا، خطی؛
شیروانی، زینالعابدین، ریاض السیاحه، به كوشش اصغر ربانی، تهران، سعدی؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٥٥ ش؛
غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، لكهنو، ١٢٩٠ ق؛
فرشته، محمدقاسم، تاریخ، كانپور، ١٢٩٠ ق؛
فكری سلجوقی، تعلیقات بر مزارات هرات اصیلالدین، پاكستان، ١٣٤٦ق؛
فهرس المخطوطات الفارسیة، قاهره، ١٩٦٦ م؛
قریب، یحیى، تعلیقات بر مرقوم پنجم كتاب سلّم السمٰوات، تهران، ١٣٤٠ ش؛
مایل هروی، نجیب، شرح حال و آثار امیرحسینی غوری هروی، كابل، ١٣٤٤ ش؛
همو، «نسخۀ منحصربه فرد روح الارواح»، آریانا، كابل، ١٣٤٣ ش، س ٢٢، شم ٩-١٠؛
مركزی، خطی؛
همان، میكروفیلمها؛
مستوفی یزدی، مفید، «فصلی از جامع مفیدی ... »، همراه مجموعه در ترجمۀ شاه نعمتالله ولی كرمانی، به كوشش ژان اوبن، تهران، ١٣٣٥ ش؛
معصوم علیشاه، محمد معصوم، طرائق الحقائق، به كوشش محمد جعفر محجوب، تهران، ١٣١٨ش؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترك؛
هدایت، ریاض العارفین، به كوشش مهرعلی گركانی، تهران، محمودی؛
همو، مجمع الفصحاء، به كوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٩ ش؛
نیز:
Blochet, E., Catalogue des manuscrits persans, Paris, ١٩٢٨.
محمدجواد شمس