دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٤ - حسام الدین ملتانی
حسام الدین ملتانی
نویسنده (ها) :
محبوبه هادینا
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُسامُالدّینِ مُلْتانی (د ٧٣٥ق / ١٣٣٥م)، از عارفان نامدار طریقۀ چشتیه و از خلفای خواجه نظامالدین اولیا. از جزئیات زندگی وی اطلاعی در دست نیست و آنچه از او میدانیم، منحصر به گزارشهای محدودی است که به نقل حکایات کوتاه و مشابهی از او پرداختهاند (نک : غلامسرور، ١ / ٣٤٣؛ لعلیبدخشی، ٥٠٣-٥٠٦؛ چشتی، ٨٧٢-٨٧٣). بهنظر میرسد که انتساب او به مُلتان، به خاستگاه او اشاره داشته باشد و درهرحال، میدانیم که وی در دهلی دست ارادت به خواجه نظامالدین اولیا (د ٧٢٥ق) داده است (غلامسرور، همانجا؛ غوثی شطاری، ٩١؛ عبدالحق، ٩٥).
حسامالدین ظاهراً به شغل کرباسفروشی مشغول بود و معاش خود و خانوادۀ خود را ازاینطریق فراهم میآورد (غوثی شطاری، همانجا)؛ بااینهمه، بضاعت چندانی نداشت و در کمال فقر و قناعت زندگی میکرد و بیشتر حاصل کسب خود را به نیازمندان میبخشید (لعلیبدخشی، ٥٠٣-٥٠٤).
حسامالدین علاوه بر علوم باطنی و سلوک معنوی، در علوم ظاهری نیز دستی داشت، چنانکه گفتهاند هر دو جلد هدایة را از بر داشت و قوت القلوب و احیاء العلوم را نیز از حفظ میدانست (میرخرد، ٢٦٦).
وی همچنین به کثرت زهد و ریاضت، و تقوا و ورع شهره بود و ازهمینرو خواجه نظامالدین اولیا به او توجهی خاص داشت و دوام و رونق شهر دهلی را مرهون برکت وجود او میدانست (همو، ٢٦٧؛ غلامسرور، همانجا؛ لعلیبدخشی، ٥٠٣). حسامالدین غالب اوقات خود را به ذکر حق مشغول بود، چندانکه گاه بهسبب استغراق در آن از احوال خود و دیگران بیخبر میشد (غلامسرور، ٢ / ٢٠١؛ عبدالحق، همانجا). افزونبر این، وی حالات عرفانی و احوال درویشی خود را پنهان میکرد و بهعزلت و دوری گزیدن از خلق تمایل داشت (میرخرد، ٢٦٧، ٢٧١؛ غوثیشطاری، همانجا) و همانگونه که پیر او خواجه
نظامالدین اولیا در هنگام بخشیدن خرقۀ خلافت به او و چند تن از مریدان خاص خود، وی را از کثرت مریدان برحذر داشته بود، حسامالدین نیز چندان بهدنبال پرورش مرید نبود و دوری از شهر و گوشۀ تنهایی را ترجیح میداد (میرخرد، ٢٧١؛ لعلیبدخشی، ٥٠٥؛ عبدالحق، ٩٦).
هنگامی که در ٧٢٧ق / ١٣٢٧م، محمد تغلق جمع کثیری از بزرگان دهلی و مردم را وادار به ترک این شهر و مهاجرت به دیوگری (دولتآباد) میکرد، حسامالدین ملتانی نیز به گجرات رفت و در شهر پاکپتن (اجودهن) ساکن شد و در همانجا درگذشت. مزار او در پاکپتن از زیارتگاههای مشهور است (میرخرد، ٢٧٢؛ عبدالحق، ٩٧؛ لعلیبدخشی، ٥٠٦؛ غلامسرور، همانجا).
مآخذ
چشتی، عبدالرحمان، مرآة الاسرار، لاهور، ١٣٩٨ق؛ عبدالحق دهلوی، اخبار الاخیار، دیوبند، ١٣٣٢ق؛ غلامسرور لاهوری، خزینة الاصفیاء، کانپور، ١٨٩٤م؛ غوثی شطاری، محمد، گلزار ابرار، به کوشش محمد زکی، پتنه، ٢٠٠١م؛ لعلی بدخشی، لعل بیگ، ثمرات القدس، به کوشش کمال حاجسیدجوادی، تهران، ١٣٧٦ش؛ میرخرد، محمد، سیر الاولیاء، به کوشش محمد ارشد قریشی، لاهور، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م
محبوبه هادینا