دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٧ - بنوری
بنوری
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَنوری، ابوعبدالله آدم بن اسماعیل، ملقب به معزالدین (د ١٣ شوال ١٠٥٣ق / ١٥ دسامبر ١٦٤٣م)، از عارفان سلسلۀ نقشبندیۀ مجددیه و از نامدارترین خلفای شیخ احمد سرهندی. وی از سادات حسینی بود و سلسلۀ نسبش، چنانکـه خود در مقدمۀ كتاب نکـات الاسرار آورده است، از سوی پدر با ٢٩ واسطه به امام موسی بن جعفر(ع) میرسید. خانواده مادری او نیز در اصل افغانی بودند. خاندان وی مدتها پیش از تولد آدم از افغانستان به شبه قاره مهاجرت كرده، و در روستای موده در منطقه روه واقع در پنجاب شرقی ساكن شده بودند. آدم در موده به دنیا آمد، اما به بنور رفت و بیشتر عمر خود را در آنجا گذرانید و به همانجا منسوب شد (بدرالدین، ٢ / ٣٨٤؛ غلامسرور، ١ / ٦٣٠؛ فرید صاحب، ٢٦؛ رضوی،II / ٣٣٨ ).
تاریخ ولادت او دانسته نیست، اما از آنجا كه سن او را در تاریخ نگارش كتاب نکـات الاسرار حدود سال ١٠٥٢ یا ١٠٥٣ق و ٤٦ سال دانستهاند، ولادت وی را میتوان در حدود سال ١٠٠٥ق یا ١٠٠٦ق فرض كرد (نک : EI² ).
شیخ آدم در جوانی به خیل سپاهیان پیوست، اما چون به عرفان گرایش داشت، اندكی بعد سپاهیگری را رها كرد و طریق صوفیان در پیش گرفت. وی نخست در ملتان مدتی نزد حاجی خضرخان افغان بهلول پوری (د ١٠٣٥ق / ١٦٢٦م)، از خلفای شیخ احمد سرهندی به سیر و سلوك پرداخت. پس از آن به توصیه او به خدمت شیخ احمد ــ كه در آن زمان (ح ١٠٣١ق) در اجمیر به سر میبرد ــ پیوست. اقامت آدم نزد شیخ احمد تنها چند ماه طول كشید؛ آنگاه شیخ احمد كه دوره سلوك آدم را پایان یافته تلقی میكرد، وی را به خلافت خود منصوب نمود و برای ارشاد مریدان به بنور فرستاد (بدرالدین، ٢ / ٣٨٤- ٣٨٥؛ غلامسرور، ١ / ٦٣٢؛ فریدصاحب، ٢٧- ٢٨؛ مجددی، محمداحسان، ١ / ٣٦٥-٣٦٦، ٥٤٦؛ مجددی، محمدیوسف، ٥٦٥؛ عبدالحی، ٥ / ١).
بنوری علاوه بر طریقۀ نقشبندیه، از دیگر سلسلههای صوفیه، از جمله قادریه، چشتیه، سهروردیه و شطاریه نیز اجازۀ تلقین یافت؛ بهعلاوه در محضر شیخ محمدطاهر لاهوری نیز آثاری چون میزان الصرف و منشعب را فراگرفت (غلامسرور، همانجا؛ میان صاحب، ٢٧٨؛ مجددی، محمداحسان، ١ / ٥٤٧، ٥٤٩؛ عبدالحی، همانجا؛ EI²).
منابع مختلف شمار مریدان وشاگردان بنوری را ــ كه بیشتر ایشان از افغانان بودند ــ به گونهای مبالغهآمیز حتی تا ٤٠٠ هزار نیز نوشتهاند. شیخ عبدالخالق قصوری، محمدامین بدخشی و حاجی هندال از برجستهترین مریدان او بودند (بدرالدین، ٢ / ٣٨٤- ٣٨٥؛ غلامسرور، ١ / ٦٣٢ -٦٣٤؛ فریدصاحب، ٣١-٣٣؛ مجددی، محمداحسان، ١ / ٥٦٢-٥٧٣؛ مجددی، محمد اقبال، مقدمه بر حسنات...، ١٢٨؛ مجددی، محمدیوسف، ٧٤٨ بب ؛ عبدالحی، ٥ / ٢؛ رضوی، همانجا).
گفتهاند: بعد از وفات شیخ احمد سرهندی میان فرزند و جانشین او محمد معصوم، معروف به «قیوم ثانی» با آدم بنوری اختلاف افتاد (مجددی، محمداحسان، ١ / ٥٥٢، ٥٥٤-٥٥٥). ظاهراً آدم كه خود مدعی خلافت استاد بود، مشیخت محمدمعصوم را نپذیرفت و نزاع آن دو تا آنجا بالا گرفت كه محمد معصوم شكایتنامهای از او به شاه جیو نوشت (نک : همو، ١ / ٥٥٩، ٢ / ١٣٦-١٤٠). اما ظاهراً میان آن دو اختلافی نبوده است و بلكه فرزندان شیخ به ویژه محمدمعصوم و محمد سعید، او را بسیار گرامی و محترم میداشتند. آوردهاند كه محمد سعید تعلیم و تربیت فرزندان خود را به شیخ آدم سپرده بود و خود او نیز در جمع مریدان وی شركت میجست (نک : مجددی، محمداقبال، مقدمه بر روضه...، ٢ / ٥٠-٥٧؛ مقدمه بر حسنات، ٣٥-٤٢).
شیخ آدم بنوری در ١٠٥٢ق / ١٦٤٢م در زمان اقامت شاهجهان در لاهور همراه با جمع كثیری از مریدان خود به آنجا سفر كرد. كثرت مریدان او، و نیز سعایت سعدالله خان كه شاهجهان او را به همراه عبدالحكیم سیالكوتی نزد شیخ فرستاده بود، پادشاه را نگران ساخت، تا آنجا كه از شیخ خواست تا به بنور بازگردد، و یا بنابر گزارشی دیگر، به سفر حج رود (غلامسرور، ١ / ٦٣٠ -٦٣١؛ فریدصاحب، ٣٠؛ میان صاحب، ٢٨٠- ٢٨٥؛ مجددی، محمد احسان، ١ / ٥٤-٥٤٩، به نقل از تذكرۀ آدمیه؛ رضوی، II / ٣٣٨؛ نیز نک : بدرالدین، ٢ / ٣٨٥، كه سفر او را در ١٠٥٣ق دانسته است). بنابراین، شیخ آدم به حج رفت و از آنجا به زیارت مرقد پیامبر(ص) در مدینه شتافت و در همانجا درگذشت و در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد (بدرالدین، همانجا؛ غلامسرور، ١ / ٦٣٥؛ فرید صاحب، ٣٠-٣١؛ میان صاحب، ٢٨٥؛ عبدالحی، همانجا؛ قس: مجددی، محمدیوسف، ٥٦٦، كه وفات او را در ١٠٥٤ق دانسته است).
از بنوری پسران و دخترانی بر جای ماند كه از آن میان، غلام محمد (د ١٠٦٥ق / ١٦٥٥م)، سید محمد اولیا (د ١٠٨٠ق / ١٦٦٩م)، شیخ عیسی و شیخ محمدمحسن در شمار علما و عارفان زمان خود بودند. غلام محمد و سیدمحمد اولیا به ترتیب جانشین شیخ آدم شدند (غلام سرور، همانجا؛ مجددی، محمداحسان، ١ / ٥٥٠؛ مجددی، محمد اقبال، مقدمه بر حسنات، ٤٢؛ دربارۀ نوادگان او، نک : فریدصاحب، ٣١).
علاوه بر مآخذی كه شرح زندگانی شیخ آدم بنوری را آوردهاند، محمدامین بدخشی، از مریدان برجستـۀ او نیز، شرح احوال و سخنان و مكتوبات شیخ و تفسیر او بر سورۀ حمد را در كتاب نتائج الحرمین گرد آورده است (رضوی، II / ١٥؛ غلامسرور، ١ / ٦٣٢؛ منزوی، خطی مشترك، ١ / ٩٢-٩٣).
شیخ آدم بنوری را به عنوان مؤسس طریقۀ «مجددیۀ آدمیه» یا «احسنیۀ نقشبندیه» دانستهاند. همچنین او را با القابی چون «خلیفة الزمان» و «قطب الاقطاب» خوانده، و كرامات بسیاری به او نسبت دادهاند (غلام سرور، ١ / ٦٣٢ - ٦٣٥؛ خانی، ١٩٠؛ احمد، ٢٣٥؛ میان صاحب، ٢٧٩). نه تنها شاگردان شیخ آدم، بلكه خود او نیز دربارۀ خویشتن غلو میكرد. او خود را بالاتر از خواجه قطبالدین بختیار كاكی، شیخ فریدالدین گنج شكر و نظامالدین اولیا میدانست و مدعی بود كه اگر آنان در زمان او میبودند، میبایست شاگردی مریدان او را میكردند (نک : مجددی، محمد احسان، ١ / ٥٦١). در هر حال، وی به پیروی از سنت و استقامت در شریعت و طریقت و پرهیز از بدعت شهرت داشت و خلفای او نیز به پیروی از سنت مشهور بودند (بدرالدین، ٢ / ٣٨٣؛ غلام سرور، ١ / ٦٣٠ ؛ میان صاحب، ٢٧٨؛ فرید صاحب، ٢٨؛ مجددی، محمد احسان، ١ / ٥٦٢ بب ).
بنوری به پیروی از شیخ احمد سرهندی در آغاز معتقد بود كه حقیقت كعبه بر حقیقت محمدیه و حقیقت سایر انبیا برتری دارد. هنگامیكه وی در حجاز در حضور جمعی از علما این عقیده را ابراز كرد، شیخ احمد قشاشی، از علمای حاضر با او به احتجاج برخاست و مباحثۀ میان این دو به درازا كشید و سرانجام، شیخ آدم پذیرفت كه حقیقت محمدیه افضل از حقیقت كعبه است، اما همچنان بر عقیدۀ خود مبنی بر افضلیت حقیقت كعبه بر سایر پیامبران و نیز مؤمنان استوار ماند (مجددی، محمداقبال، احوال...، ١٥١-١٥٢؛ رضوی،II / ٣٣٩ ). محمدامین بدخشی شرح مناظرۀ شیخ آدم بنوری و شیخ احمد قشاشی را در رسالهای با عنوان المفاوضة بین الانسان و الكعبة آورده است (منزوی، همان، ٣ / ١٩٥٩-١٩٦٠).
آثـار
١. تفسیر سورۀ فاتحه. محمدامین بدخشی این تفسیر را براساس یادداشتهای شخصی خود در جلد اول كتاب نتائج الحرمین گرد آورده است. ٥ نسخه از این اثر را منزوی معرفی كرده است (همان، ١ / ٩٢-٩٣).
٢. خلاصة المعارف، كه عنوان آن را به صورت خلاصة المعارف یا اسرار العقاید و خلاصة المعارف فی اسرار العقاید نیز آوردهاند. تألیف جلد اول این اثر عرفانی در ١٠٣٥ق آغاز شد و در ١٠٣٧ق به پایان رسید. در این كتاب موضوعاتی چون سلوك ظاهری و باطنی، نصایح و انتباه از اهل بدعت، مقامات مصطلحۀ معروفه و معارف اقصی و علوم عظمی موردبحث قرار گرفته است. شیخ آدم در پایان جلد اول تأكید كرده است كه در نظر دارد جلد دوم این اثر را هم تألیف كند؛ اما ظاهراً هیچگاه موفق به نوشتن آن نشد. از این اثر نسخههایی در كتابخانۀ گنجبخش اسلامآباد، مجموعۀ شیرانی لاهور، بانکـیپور و نیز در ایندیا آفیس موجود است كه نسخه اخیر احتمالاً به دست شخص مؤلف نوشته شده است (بشیرحسین، فهرست مخطوطات شیرانی، ٢/٢١٦؛ منزوی، فهرست...، ٢/٦٠٦، خطی مشترك، ٣/١٤٣٥-١٤٣٦؛ اته، I/١٠٥١-١٠٥٢،-بانکـیپور، XVI/٧٤؛ نیز نک : بشیرحسین، فهرست مخطوطات شفیع، ٣٦٢؛ تسبیحی، ١/٩٢).
٣. صلوة ملهمه. میان محمد عمر بن محمدابراهیم چمكتی پیشاوری شرحی با نام شرح صلوة ملهمه بر این اثر نوشته است كه نسخهای از آن در كتابخانۀ دانشكدۀ پیشاور موجود است (فریدصاحب، ٣٣).
٤. كلمات المعارف، دربارۀ تعالیم طریقۀ نقشبندیۀ مجددیه كه در ١٠٣٥ق تألیف شده است (رضوی، II / ٣٣٨).
٥. مكتوبات، شامل ١٠٥ نامه كه بنوری از مكه به مریدان و پیروان خود نوشته بوده است. این مجموعه نیز توسط محمدامین بدخشی در جلد اول نتائج الحرمین گردآوری شده است (منزوی، همان، ١ / ٩٢-٩٣، ٣ / ١٩٨٨).
٦. نکـات الاسرار، مجموعهای است كه محمدامین بدخشی آن را در زمان حیات شیخ آدم در ٤ فصل گردآوری و تدوین كرده، و در آخر، ملهمات شیخ را نیز به آن افزوده است. بنوری در این اثر نیز به شرح و توضیح تعالیم طریقۀ مجددیه و ماهیت حقیقی عرفان الهامی در مقابل بدعتهای گناهآلود میپردازد و موضوعاتی چون حسن عزم و حسن سلوك، شناخت مقاصد اصلی و گرایش به همت عالی، نکـات وجدانی به اسرار حقانی، تحقیق حقایق اشیاء، توحید و كلمۀ شهادت و بعضی اسرار غریبه را مورد بحث قرار داده است. در انتهای این اثر نیز اشعاری عرفانی از مؤلف در قالب مثنوی، قطعه، رباعی، قصیده و غزل آمده است ( بانکـیپور،XVI / ٧٤-٧٥ ). از این كتاب نسخههایی در كتابخانۀ گنجبخش، كتابخانۀ دانشگاه لاهور، كتابخانۀ عمومی پنجاب و مكتبه صمدیۀ بنوریه موجود است (نک : همانجا؛ عباسی، ١٢٩-١٣٠؛ عباسی نوشاهی، ٨٩؛ منزوی، فهرست، ٢ / ٨٤٣-٨٤٤، خطی مشترك، ٣ / ٢٠٧٨-٢٠٧٩؛ رضوی، II / ١٥).
٧. وضوح المذاهب، دربارۀ ٧٣ فرقۀ اسلامی. از این اثر نسخهای در حیدرآباد سند و نسخهای در مجموعۀ شیرانی لاهور موجود است (عباسینوشاهی، ٥٧؛ منزوی، همان، ٢ / ١٠١٣-١٠١٤).
مآخذ
احمد، امینالدین، صوفیۀ نقشبند، لاهور، ١٩٨٤م؛
بدرالدین سرهندی، حضرات القدس، به كوشش محبوب الهی، لاهور، ١٩٧١م؛
بشیرحسین، محمد، فهرست مخطوطات شفیع، لاهور، ١٩٧٢م؛
همو، فهرست مخطوطات شیرانی، لاهور، ١٩٦٩م؛
تسبیحی، محمدحسین، كتابخانههای پاكستان، اسلامآباد، ١٣٩٧ق / ١٩٧٧م؛
خانی خالدی نقشبندی، عبدالمجید، الحدائق الوردیة، دمشق، ١٣٠٨ق؛
عباسی، منظور احسن، مخطوطات فارسیه، لاهور، ١٩٦٣م؛
عباسی نوشاهی، خضر، فهرست نسخههای خطی فارسی كتابخانۀ دانشگاه پنجاب لاهور، اسلامآباد، ١٣٦٥ش / ١٩٨٦م؛
عبدالحی، نزهة الخواطر، به كوشش شرفالدین احمد، حیدرآباد دكن، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
غلامسرور لاهوری، خزینة الاصفیاء، لكهنو، ١٢٩٠ق؛
فریدصاحب، غلام، احوال العارفین، لاهور، ١٩٨٦م؛
مجددی، محمداحسان، روضة القیومیة، لاهور، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
مجددی، محمداقبال، احوال و آثار عبدالله خویشگی قصوری، لاهور، ١٣٩١ق / ١٩٧٢م؛
همو، مقدمه بر حسنات الحرمین خواجه محمد معصوم، لاهور، ١٩٨١م؛
همو، مقدمه بر روضة القیومیة (نک : هم ، مجددی، محمد احسان)؛
مجددی، محمدیوسف، جواهر نقشبندیه، لاهور، ١٩٩٠م؛
منزوی، خطی مشترك؛
همو، فهرست نسخههای خطی كتابخانۀ گنجبخش، اسلامآباد، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
میان صاحب، محمد، علماء هند كاشاندار ماضی، لاهور، ١٤١٢ق / ١٩٩١م؛
نیز:
Bankipore;
EI²;
Ethe , H., Catalogue of Persian Manuscripts in the Library of the India Office, Oxford, ١٩٠٣;
Rizvi, A.A., A History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٣.
محمدجواد شمس