دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨ - جمالالدین هانسوی
جمالالدین هانسوی
نویسنده (ها) :
علیرضا ابراهیم
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَمالُالدّینِ هانْسَوی، احمد بن محمد حنفی چشتی (٥٨٠-٦٥٩ ق / ١١٨٤-١٢٦١م)، از مشایخ چشتی در شبهقارۀ هند و یکی از خلفای فریدالدین گنج شکر (د ٦٦٤ ق). دربارۀ جزئیات زندگی وی اطلاع چندانی در دست نیست؛ تنها میدانیم که نسبت او به ابوحنیفه (د ١٥٥ق / ٧٧٢م)، پایهگذار فقه حنفی میرسد (لعلی، ٢٨٤).
جمالالدین در فقه و خطابه تبحر داشت و پیش از ورود به حلقۀ چشتیه مدتی خطیب و مفتی رسمی شهر هانسی در پنجاب هند بود (مبارکپوری، ٩٢؛ طباطبایی، ١ / ٢٣٣). همچنین به سبب طبع لطیف و ذوق شعری که داشت، چند سالی هم شاعر دربار سلطان شمسالدین التتمش، پادشاه دهلی (سل ٦٠٧-٦٣٣ ق) بود (میرخرد، ١٨٨؛ اکرام، ٢٧؛ هاشمپور، ٨٤، ٦٠)؛ اما بعد از آشنایی با شیخ فریدالدین گنج شکر، همۀ مشاغل خود را رها کرد و در سلک مریدان او درآمد (عبدالحق، ٦٨). فریدالدین نیز پس از چندی با توجه به بضاعت علمی و مرتبۀ معنوی وی، او را به عنوان خلیفۀ خود در هانسی برگزید و از آن پس جمالالدین در خانقاه خود در آنجا، به ارشاد مریدان میپرداخت (غلامسرور، ١ / ٢٨٥، ٣١٥-٣١٦). گفتهاند که گنجشکر به وی محبت بسیار داشت و شاید به همین سبب بود که ١٢ سال در کنار جمالالدین در هانسی ساکن شد (عبدالحق، ٦٧؛ لعلی، نیز میرخرد، همانجاها).
جمالالدین همچنین مشاور مورد اعتماد شیخ فریدالدین در انتخاب خلفای چشتیه بود، چندانکه اجازه نامههایی که از طرف شیخ برای مریدی صادر میشد، نخست میبایست به تأیید جمالالدین میرسید و فریدالدین چندان بر این امر اصرار داشت که اجازهنامۀ خلافت صوفی برجستهای چون خواجه نظامالدین اولیاء (د ٧٢٦ ق) نیز تنها پس از تأیید جمالالدین رسمیت یافت (لعلی، ٢٨٥؛ میرخرد، ١٨٩؛ رضوی، I / ١٥٣).
او با صوفیان نامداری چون بهاءالدین زکریای ملتانی، قطبالدین بختیار اوشی کاکی، حسامالدین پانیپتی، ابوبکر طوسی حیدری و نظامالدین اولیاء مصاحبت داشت (غوثی، ٤٤؛ میرخرد، ١٩١؛ لعلی، ٢٢٠).
جمالالدین ٥ سال پیش از پیر خود، در شهر هانسی درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد (غلامسرور، ١ / ٢٨٦). پس از مرگ جمالالدین، فرزندش برهانالدین مورد توجه و محبت فریدالدین گنج شکر بود و پس از او نیز به جمع مریدان خواجه نظامالدین اولیاء پیوست و از او منصب خلافت یافت (میرخرد، ١٩٢-١٩٤؛ لعلی، ٢٨٨). پس از برهانالدین، نوادۀ جمالالدین، یعنی قطبالدین منور (د ٧٦٠ ق / ١٣٥٩م) نیز دست ارادت به خواجه نظامالدین اولیاء داد و نزد او مرتبهای بلند یافت (لعلی، ٤٩٨-٤٩٩). با این همه، به رغم برخی اشارات ضمنی (زبید احمد، ٩٦)، هیچ شاهدی مبنی بر اینکه جمالالدین خود در زمان حیاتش شاخهای را بنیان نهاده باشد، در دست نیست و چنان مینماید که اعقاب و مریدان او با تکیه بر تعالیم وی انشعابی در طریقۀ چشتیه ایجاد کردند که به «جمالیه» شهرت یافت؛ البته این فرقه سرانجام در اواخر سدۀ ٨ ق / ١٤م در شاخۀ نظامیۀ چشتیه ادغام شد (هاشمپور، ٢٢٧؛ زبید احمد، همانجا).
آثـار
از جمالالدین دو اثر برجای مانده است: نخست کتاب ملهمات، که شیخ در آن مجموعهای از تعالیم اخلاقی و شطحیات صوفیانه را در قالب کلامی موجز به زبان عربی گرد آورده است و بهویژه دربارۀ فقر عبارات نغزی دارد که گویا در میان صوفیه بسیار مورد توجه بوده است (عبدالحق، ٦٨؛ غلامسرور، همانجا). این کتاب با ترجمۀ بین سطری فارسی و هندی در ١٨٩١م در دهلی به چاپ سنگی رسیده است (منزوی، فهرستواره ... ، ٨ / ٩٧٧؛ ادواردز، ٨٤؛ رضوی، همانجا). اثر دیگر، مجموعۀ اشعار او ست که نشان از طبع خوش شعر، و حتى ذوق سماع او دارد (عبدالحی، ١ / ٩٣؛ لعلی، ٤٤٣) و در دو جلد در ١٨٨٩م در دهلی به چاپ رسیده است: یکی به نام دیوان، که غزلیات او را دربر دارد و دیگری مجموعۀ قطعات، رباعیات و مثنویهای او ست (منزوی، خطی مشترک ... ، ٨ / ١٤٢٨).
وی در سرودههای خود به احمد، احمد خطیب، جمال و جمالا تخلص کرده است. اشعار او بهسبب گسترۀ متنوع مضامینی که دارد، در شناخت اوضاع اجتماعی آن عصر هند بسیار مهم است (مشار، ٢ / ٣٨٨؛ منزوی، همان، ٨ / ١٤٢٧؛ نظامی، ٢٦٩).
مآخذ
اکرام، محمد، ارمغان پاک، تهران، ١٣٣٣ش؛
طباطبایی، غلامحسین، سیر المتأخرین، لکهنو، چ سنگی؛
عبدالحق محدث دهلوی، اخبار الاخیار، به کوشش محمد عبدالاحد، دهلی، ١٣٣٢ق؛
عبدالحی، نزهة الخواطر، حیدرآباد دکن، ١٣٨٢ق / ١٩٦٢م؛
غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، کانپور، ١٩٢٩م؛
غوثی شطاری، محمد، گلزار ابرار، به کوشش محمد ذکی، پتنه، ٢٠٠١م؛
لعلی بدخشی، لعل بیگ، ثمرات القدس، به کوشش کمال حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٧٦ش؛
مبارکپوری، اطهر، رجال السند و الهند، بمبئی، ١٩٥٨م؛
مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ١٣٤٠ش؛
منزوی، خطی مشترک؛
همو، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٨٢ش؛
میرخرد، محمد، سیر الاولیاء، لاهور، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
هاشمپور سبحانی، توفیق، نگاهی به تاریخ ادب فارسی در هند، تهران، ١٣٧٧ش؛
نیز:
Edwards, E., A Catalogue of the Persian Printed Books in the British Museum, London, ١٩٢٢;
Nizami, Kh. A., Some Aspects of Religion and Politics in India During the Thirteenth Century, Delhi, ١٩٧٤;
Rizvi, A. A., A History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٦;
Zubaid Ahmad, M.G.,The Contribution of Indo- Pakistan to Arabic Literature, Lahore, ١٩٦٨.
علیرضا ابراهیم