دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٨ - باقی بالله
باقی بالله
نویسنده (ها) :
مرجان افشاریان
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
باقیْ بِاللّٰه، ابوالمؤید رضیالدین محمد (٩٧١ یا ٩٧٢-١٠١٢ق/ ١٥٦٤ یا ١٥٦٥-١٦٠٣م)، فرزند قاضی عبدالسلام بن خلجی سمرقندی قریشی، از مؤسسان و مروجان طریقۀ نقشبندیۀ هند. وی در کابل زاده شد، ولی چون مدتی دراز در دهلی، و مدتی نیز در ماوراءالنهر مقیم بود، او را در مآخذ خواجه محمدباقی نقشبندی دهلوی، خواجه باقی بالله دهلوی، عبدالباقی و مولانا باقی ماوراءالنهری خواندهاند. او خود بیرنگ تخلص میکرد (کشمی، ٥؛ غلامسرور، ١/ ٦٠٥؛ اکرام، ١٩٢؛ اوحدی، ٢٠٤؛ یزدانی، ١٠٠؛ رضوی، II/ ١٨٥؛ تریمینگام، ٩٤؛ هادی، ١٢٢).
پدر باقی که مردی صفوی و دانشمند بود، در تعلیم و تربیت فرزند خود سهم بسزایی داشت. مادرش نیز زنی پارسا، از اخلاف خواجه عبیدالله احرار بود که در تحول روحی باقی و گرایش او به عرفان نقش بسیار مؤثری داشت.
باقی با اینکه از هوش و استعداد کافی بهره داشت، تحصیلات معمول و رایج آن زمان را به پایان نرساند (کشمی، ٥-٦، ٨-٩؛ غلام سرور، همانجا؛ اکرام، ١٩١-١٩٢؛ اختر دهلوی، ٤١٥-٤١٦؛ سبحان، ٢٧٥؛ رضوی، همانجا)؛ ولی مقدمات علوم را در خارج از محیط خانواده فراگرفت و چندی نیز در زمینۀ علوم الٰهی، نزد مولانا صادق حلوایی عالم و شاعر سمرقندی، به تحصیل مشغول شد در همین دوره بود که به تصوف روی آورد و در جستوجوی پیر، کابل را به مقصد ماوراءالنهر ترک کرد. گفتهاند که این سفر به پیشنهاد استاد وی مولانان صادق حلوایی بود و خود او نیز در این سفر باقی را همراهی میکرد. در ماوراءالنهر نخستین پیر و استاد او خواجه عبید از خلیفههای مولانا لطفالله و امیرعبدالله بلخی (کشمی، ٦؛ اکرام، ١٩٢؛ رحمانعلی، ٢٧١؛ باقیبالله، کلیات، ٢٠؛ رضوی، II/ ١٨٥-١٨٦؛ ایرانیکا؛ EI٢ ).
ترک زادگاه و جستوجوی پیگیر برای یافتن پیر کامل او را به خانقاههای ماوراءالنهر سوق داد که زمینۀ آشنایی او با پیروان نقشبندیه را فراهم کرد و سرانجام، در سمرقند به حلقۀ مریدان خواجه اَمْکَنگی پیوست و دست ارادت به او داد (غلامسرور، همانجا؛ قس: داراشکوه، ٨٥؛ همدانی، ١٦٢؛ اختر دهلوی، ٤١٣؛ غوثی، ٤٣٧؛ هادی، همانجا). پس از آن، به اشارۀ خواجه امکنگی ماوراءالنهر را به مقصد هند ترک کرد (بدرالدین، ٤٣) و مدتی در لاهور ساکن شد. او در این دوره شبها به مطالعۀ آثار عرفانی میپرداخت و روزها در نقاط مختلف شهر و گورستانها میگشت. چندی بعد از لاهور به کشمیر سفر کرد و در آنجا با شیخ بابا ولی آشنا شد و مراحل سلوک نقشبندیه را نزد او آغاز کرد. پس از درگذشت بابا ولی، باقی در ١٠٠٠ق/ ١٥٩٢م به ماوراءالنهر بازگشت (رضوی، II/ ١٨٢, ١٨٦-١٨٧؛ ایرانیکا)، ولی این بار نیز در ناحیه ماندگار نشد. وی در ١٠٠٨ق/ ١٥٩٩م به هند رفت و ٣ تا ٤ سال در دهلی اقامت گزید و به تقویت مبانی و ارکان سلسلۀ نقشبندیه پرداخت (علوی، ١٢٤).
باقی در دهلی با احمد سرهندی (د ١٠٣٤ق/ ١٦٢٥م)، معروف به مجدد الفثانی دیداری داشت. در این دیدار احمد مجذوب و مرید او شد و چندی در خانقاه او رحل اقامت افکند و از او اجازۀ ارشاد گرفت و در زمرۀ پیروان طریقۀ نقشبندیه درآمد. باقی بالله در تعلیم و تربیت شیخ احمد بسیار اهتمام ورزید (حامد، ٢١٢؛ اکرام، ٢٥١؛ سبحان، ٢٧٥-٢٧٦؛ نیز ﻧﻜ : ﻫ د، ٧/ ٤٩-٥٠) و در روش و طرز سلوک و آراء او تأثیر تمام داشت.
باقی بالله طریقۀ نقشبندیه را همان طریقۀ سلف میشمرد (همان، ٤٠) و در انطباق تصوف با شریعت میکوشید که طبعاً با حالاتی چون خلسه و وجد و سُکر و سماع سازگار نبود (همان، ٨١، ٨٦، ٩٦-٩٧). گرایش باقی به شیوههای فکری ابن عربی نشان میدهد که در عقاید خود چندان هم انعطافناپذیر و یکسونگر نبوده است. ارادت او به محییالدین ابنعربی، از اشارات فراوانی که در مکتوبات خود به این شخصیت معروف آورده است، روشن میشود (همان، ٣٦-٣٧، ٤٢، ٧٦-٨٠)، ولی از قراری که در احوال او نوشتهاند، در اواخر عمر نظریۀ وحدت وجود ابنعربی را مورد انتقاد قرار داده است (ﻧﻜ : رضوی، II/ ١٩٠). این ویژگیها و نیز شخصیت مقبول او سبب آوازه و شهرت وی در دهلی و نواحی اطراف آن شد.
از مریدان باقی حسامالدین، اللهداد دهلوی، احمد سرهندی، احمد بکری، نعمتالله جونپوری، فرید بخارایی و تاجالدین سنبهلی (مترجم نفحات الانس جامی و رشحات عینالحیاة کاشفی به عربی) را میتوان نام برد ( اکرام، ١٩٤، ٢٠٢؛ علوی، همانجا؛ حسنی، ٥/ ١٠٠-١٠٣، ١٣٠-١٣١؛ نیز ﻧﻜ : باقیبالله، همان، ٥٧، ٦١).
باقی دو فرزند با نامهای خواجه عبیدالله، معروف به خواجۀ کلان و خواجه محمدعبدالله، معروف به خواجۀ خرد داشت. او خود اشعاری نیز در تاریخ ولادت این دو سروده، و درکلیات (ص ١٣، ٢٤٣-٢٤٩) به چاپ رسیده است (ﻧﻜ : کاظمی، ١٩-٢٠؛ میان، ٣٠٩-٣١٠).
آثار
باقیبالله آثاری به صورت ملفوظات، مکتوبات، اشعار و رسائل دارد:
١. حیات باقیه، مجموعهای از ملفوظات باقی بالله است که به کوشش یکی از مریدانش، متخلص به رشدی در مجالسی که در دهلی برگذار میشده، گردآوری گردیده، و در ١٩٠٥م در دهلی به چاپ رسیده است (کلیات، ١٧-٦٨).
٢. مکتوبات، شامل ٨٧ نامۀ عرفانی آمیخته به نظم از او که در میان آنها نامههایی خطاب به برخی از مریدانش نیز مشاهده میشود. این اثر در ١٩٢٣ و ١٩٨٧م در لاهور به چاپ رسیده است. رسالهای ناتمام در «سلوک» که ظاهراً به درخواست یکی از مریدانش آن را تألیف کرده، نیز ضمیمۀ این مکتوبات است (همان، ٧١-١٤٣).
٣. مثنوی گنجفقر، منظومهای است عرفانی با سربندهای مناجات، حکایت، نعت پیامبر، در بیان نسبت خواجه ابوالحسن خرقانی، التجا به حضرت خواجه بهاءالدین نقشبند و خواجه احرار و .. که در آن به بیان مراتب و شرایط سلوک پرداخته است. ابن منظومه در ١٣٣٣ق در لاهور به چاپ رسیده، و نسخۀ دیگری از آن نیز با مقدمۀ احمدحسین خان امروهی در ١٣٢٨ق در حیدرآباد دکن چاپ شده است. این اثر در برخی از منابع با عنوان مثنوی خواجه باقیبالله ثبت شده است (همان، ٢٠١-٢٣٦، عرفانیات، ٧٥-١٣٠؛ تفهیمی، ٨٠-١٠٠؛ نوشاهی، ١/ ٦٧٤؛ منزوی، خطی مشترک، ٧/ ٧٦١-٧٦٢).
٤. منظومۀ دیگری نیز به نام مثنوی قبل از زمان درویشی از اوست که شامل ١٣٨ بیت، و دربارۀ وجود صوری انسان است که همراه دو حکایت در عرفانیات (ص ٦٣-٧٤) و کلیات (ص ١٩٤-٢٠٠) چاپ شده است.
٥. ساقینامه، منظومهای در ١١١بیت، که به صورت گفتوگو بین او و ساقی در موضوعات عرفانی است (کلیات، ٢٣٧-٢٤٢، عرفانیات، ١٣٢-١٣٩).
٦ و ٧. «سلسلۀ پیران طریقت»، در ٢٢ بیت، و «تاریخ تولد خواجه عبیدالله و خواجه محمد عبدالله» (که هر دو در ١٠١٠ق زاده شدهاند)، شامل ٩٥ بیت (کلیات، ٢٤٢-٢٤٩، عرفانیات، ١٣١-١٣٢، ١٣٩-١٤٦).
٨. سلسلة الاحرار، شامل ٤٩ رباعی در بیان اصول و وحدت وجود که در کلیات (ص ٢٤٩-٢٥٥) و عرفانیات (ص ١٤٩-١٥٨) با تفاوتهای اندکی چاپ شده است.
٩. رساله در شرح رباعیات سلسلةالاحرار، که شامل بحثهای وی با مریدان است (کلیات، ٦٤، ١٧٣-١٨٩). این اثر در ١٠٠٧ق به قلم خود باقی نگاشته شده است. احمدسرهندی نیز برل این رباعیات شرحی دارد (استوری، I(٢)/ ٩٨٩).
١٠. در بیان حقیقت نماز، نیز رسالهای دیگر از اوست که در آن به بیان فلسفۀ نماز و همچنین بیان و شرح ١٠ اصل سلوک پرداخته است (کلیات، ١٤٧-١٤٩).
علاوه بر آنچه ذکر شد، باقیبالله چندین رسالۀ کوتاه نیز در تفسیر عرفانی از آیاتی از قرآن کریم دارد که از آن جمله است: تفسیر سورههای فاتحه، شمس، اخلاص، فلق، ناس، تأویل دعای قنوت، تأویل «... وَ هُوَ مَعَکُمْ ...» (حدید/ ٥٧/ ٤) و تأویل آیۀ «... فَأَیْنَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ ...» (بقره/ ٢/ ١١٥) (ﻧﻜ : کلیات، ١٥٠-١٦٩؛ منزوی، همان، ١/ ١٤-١٥، ٣/ ١٣٦٦-١٣٦٧).
مجموعۀ این آثار در کلیات وی در لاهور به سال ١٩٦٧م، و برخی آثار منظوم او نیز که نام برده شد، در عرفانیات در دهلی به سال ١٩٧٠م چاپ شده است.
از دیگر آثار او یکی نماز صوری و دیگر صورت نماز است که موضوع آنها مسألۀ قدم و حدوث قرآن، ارکان نماز و مباحث عرفانی و دینی است. صورت نماز در کلیات (ص ١٤٩-١٥٠) به چاپ رسیده، ولی نماز صوری به صورت نسخۀ خطی در کتابخانههای پاکستان نگهداری میشود (منزوی، همان، ٣/ ٢٠٨٠-٢٠٨١).
از باقی بالله رسائل دیگری نیز با عنوان معرفت، طریق وصول، رسالۀ نور و وحدت به صورت نسخۀ خطی برجای مانده است (همان، ٣/ ١٤٨٧-١٤٨٨، ١٦٨٥، ١٩٥١، ٢٠٨٣).
از آثار منسوب به او یکی رسائل تعلیم سالک در طریقت است که به کوشش مترجمی ناشناس به اردو برگردانده شده، و در لاهور به چاپ رسیده است. شرح و تفسیری بر قرآن نیز منسوب به اوست که نسخهای از آن اکنون موجود نیست (راهی، ٧٨؛ EI٢). رسالۀ پرده برانداخت و پردگی شناخت که در فهرست دارالکتب قاهره (ﻧﻜ : دارالکتب، ١/ ٢٠٣) به باقی بالله نسبت داده شده است، در نسخۀ انجمن ترقی اردو پاکستان (رضوی، ٣٠) به عینالقضات همدانی، و در رودکوثر (اکرام، ٢١٥) به خواجۀ خرد منسوب است (ﻧﻜ : منزوی، خطی، ٢(١)/ ١٠٧٠).
از آثاری که به معرفی باقی بالله و آثارش پرداختهاند، میتوان از زبدةالمقامات محمدهاشم کشمی نام برد که در بخش بزرگی از کتاب به شرح حال باقی و نیز مجددالفثانی پرداخته است.
دو فرزند باقی و نیز شیخ احمد سرهندی هر سه در تداوم و شکلگیری طریقۀ نقشبندیه در شبهقاره بسیار مؤثر بودند (میان، ٣٠٩-٣١٠؛ شیمل، ٣٦٧؛ احمد، ١٨٢, ١٨٦). باقی در اواخر عمر در دهلی سکنى داشت، اما غالباً بیمار بود و مرگ زود هنگام وی در ٤٠ سالگی، ترویج و گسترش این طریقه را به جانشینان و اخلاف او سپرد. از مولانا رشدی و مرثیهای در سوگ این عارف و شاعر هندی، در عرفانیات (ص ١٦٣-١٦٦) به چاپ رسیده است (اکرام، ٢٠٢-٢٠٣؛ علوی، ١٢٤؛ رضوی، II/ ١٨٨).
باقی در ٢٥ جمادیالآخر ١٠١٢ درگذشت و آرامگاه وی در شاه جهانآباد دهلی در مجاورت قدم رسول و بیرون قلعۀ سلطان فیروز، میزبان مشتاقان و زائران بسیاری است و هر ساله در روزهای ٢٨ و٢٩ جمادیالآخر مجلس عُرس او به منظور بزرگداشت وی برگذار میکرد (غلامسرور، ١/ ٦٠٧؛ حامد، ٢١١؛ سبحان، ٣٧٣؛ بیل، ٢٦١).
مآخذ
اختر دهلوی، محمد، تذکرۀ اولیای پام و هند و کلان، لاهوی، ١٩٨٩م؛
اکرام، محمد، رود کوثر، لاهور، ١٩٨٦م؛
اوحدی، بلیانی، محمد، عرفاتالعاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، ﺷﻤ ٥٣٢٤؛
باقیبالله، محمد، عرفانیات، به کوشش نظامالدین احمد کاظمی حیرت، لاهور، ١٩٧٠م؛
همو، کلیات، به کوشش فاروقی نقشبندی و برهان احمد فاروقی، لاهور، ١٩٦٧م؛
بدرالدین سرهندی، حضرات القدس،به کوشش محبوب الٰهی، لاهور، ١٩٧١م؛
تفهیمی، ساجدالله، «مثنوی گنجفقر»، دانش،اسلامآباد، ١٣٦٦ش، ﺷﻤ ٩؛
حامد، حامد خان، «تصوف»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند، لاهور، ١٩٧١م، ج ٤؛
حسنی، عبدالحی، نزهة الخواطر، به کوشش شرفالدین احمد، حیدرآباد دکن، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛
داراشکوه، محمد، سفینة الاولیا، کانپور، ١٩٠٠م؛
دارالکتب، خطی فارسی؛
راهی، اختر، ترجمههای متون فارسی به زبانهای پاکستانی، اسلامآباد، ١٩٨٦م؛
رحمان علی، محمد عبدالشکور، تذکرۀ علمای هند، لاهور، ١٩٦١م؛
رضوی، علی، مخطوطات انجمن ترقی اردو، کراچی، ١٩٦٧م؛
علوی کاکوروی، مسعود انور، «حضرت خواجه محمدباقیبالله اور وحدت الوجود»، دانش، اسلامآباد، ١٣٧٣ش/ ١٩٩٤م؛
ﺷﻤ ٣٧؛
غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیاء، کانپور، ١٨٩٤م؛
غوثی، شطاری، محمد، گلزار ابرار، به کوشش محمد ذکی، پنته، ١٩٩٤م؛
قرآن کریم؛
کاظمی حیرت، نظامالدین احمد، مقدمه بر عرفانیات (ﻧﻜ : ﻫﻤ ، باقیبالله)؛
کشمی، محمدهاشم، زبدةالمقامات، کانپور، ١٣٠٧ق/ ١٨٩٠م؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترک؛
میان، محمد، علماء هند کاشاندار ماضی، کراچی، ١٩٩١م؛
نوشاهی، عارف، فهرست کتابهای فارسی چاپ سنگی و کمیاب کتابخانۀ گنجبخش، اسلامآباد، ١٣٦٦٥ش؛
همدانی، محمدصادق، کلمات الصادقین، به کوشش محمد سلیم اختر، اسلامآباد، ١٩٨٨م؛
یزدانی، عبدالمجید، «تصوف»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند، لاهور، ١٩٧١م، ج ٣؛
نیز:
Ahmad, A., Studies in Islamic Culture in the Indian Environment, Lahore, ١٩٧٠;
Beale, T. W., An Oriental Biographical Dictionary, London, ١٩٨٠;
EI٢ ;
hadi, N., dictionary of indo – persian Literature, new delhi, ١٩٩٥;
Iranica;
rizvi, A., A history of sufism in india, new delhi, ١٩٨٣;
Schimmel, A., mystical Dimensions of Islam, chapel Hill, ١٩٧٥;
Storey, C. A., Persian Literature, London, ١٩٧٢;
subhan, J. A., sufism, its saints and shrines, New york, ١٩٧٠;
Trimingham, J. S., the sufi orders in islam, London, ١٩٧١.
مرجان افشاریان