دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٦٩ - احمد کاسانی
احمد کاسانی
نویسنده (ها) :
مسعود جلالی مقدم
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢١ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدِ کاسانی، فرزند جلالالدین (د ٩٤٩ق/ ١٥٤٢م)، از بزرگان سلسلۀ خواجگان نقشبندیۀ ماوراءالنهر در اواخر سدۀ ٩ و اوایل سدۀ ١٠ق. او را خواجگی احمد و مخدوم اعظم نیز لقب دادهاند و به مناسبت محل دفنش، دهبیدی نیز خوانده شده است (ابوطاهر، ١٧٩؛ چشتی، ١/ ٣١٩، ٣٢٢؛ رشاد، ٧٦).
وی از مردم کاسان بود، شهری در آن سوی رود سیحون ابتدای ترکستان و بعد از شهر چاچ، واقع در درۀ فرغانه که اکنون در جنوب ایالت نمنگان در شرق ازبکستان قرار دارد (یاقوت، ٤/ ٢٢٧؛ رشاد، ٧٣). نسبش را با ١٤ واسطه به امام علی بن موسى الرضا(ع) رساندهاند (نفیسی، ١/ ٤٠٠). وی بعد از آنکه از علوم بهرۀ کافی یافت، به حضور شیخ محمدزاهد قاضی، خلیفۀ خواجه عبیدالله احرار رسید و ١٢ سال در خدمت او بود و در سایۀ تعالیم و افاضات او به درجات بالای تصوف نایل آمد. سپس در دهبید که در شمال سمرقند در آق دره واقع است (نک : رشاد، ٧٥-٧٦)، مقیم شد و به دعوت و ارشاد سالکان پرداخت (احمد کاسانی، «سلسلة الصدیقین»، ١٩١-١٩٢؛ خانی، ١٧٦) و پیشوایی و ریاست طریقت خواجگان به او سپرده شد. مؤلفان نقشبندیه او را «قطب دوران و غوث زمانِ» خویش خواندهاند (ملفوظات...، ١٧٣).
وی مورد تکریم و احترام سلاطین و امرا نیز بود، چنانکه ظهیرالدین بابر که به نقشبندیه ارادت داشت، برای او هدایایی فرستاد (حبیبی، ٢) و ابوالغازی سلطان عبیدالله خان شیبانی (د ٩٤٦ق/ ١٥٣٩م) به او اخلاص و ارادت میورزید (رشاد، ٧٥). شیخ نیز نسبت به عبیدالله خان توجه و علاقۀ خاص داشت و در بسیاری از رسالات خود او را مدح گفته، چنانکه رسالۀ «چهار کلمه» را با ستایش او شروع کرده است (نک : ص ١٨٢) و در «سلسلة الصدیقین» این سلطان را در ردیف مشایخ سلسلۀ خواجگان آورده (ص ١٩٢)، و رسالۀ «گل نوروزی» را به مناسبت پیوستن عبیدالله خان به گروه درویشان تألیف کرده است (نک : ص ٢٢٦-٢٢٧)، و از رسالۀ «واقعۀ حقانیۀ» او چنین برمیآید که در لشکرکشی عبیدالله ازبک به خراسان جزو ملازمان وی بوده است (ص ٢٧٣). او با اینکه خود در رسالۀ «زبدةالسالکین» (ص ٢٠٩) بنابر حدیث مشهور، بدترین علما را کسی میداند که به دیدار سلاطین و امرا رود، مقام سلطانی عبیدالله خان را فرع و تابع سیر و سلوک روحانی او میداند، و علاوه بر آنچه گفته شد، غالباً در رسائل خود اشعار و سخنان او را نقل کرده، و برخی از رباعیات عرفانی او را نیز جداگانه در رسالهای شرح کرده است (نک : «شرح رباعیات»، ١٦٧ به بعد؛ نیز نک : منزوی، خطی، ٥/ ٣٤٥١).
چنانکه گذشت، مدفن احمد در دهبید است و فرزند بزرگ او، محمد امین، مشهور به خواجۀ کلان (د ١٠٠٥ق) نیز در کنار او به خاک سپرده شده است (رشاد، ٦٨، ٧٥-٧٦).
از اولاد وی علاوه بر خواجۀ کلان، خواجه زکریا سمرقندی، خواجه عبدالولی سمرقندی، خواجه یادگار دهبیدی، خواجه اولیا و خواجه اسحاق ولی را نام بردهاند (ابوطاهر، ١٧٩، ١٨٢؛ ملفوظات، ١٧٣، ١٧٥، ١٧٦)، اما شاید بتوان گفت که خواجه اسحاق ولی از بقیه مهمتر بوده است. خواجه اسحاق (د ١٠٠٧ق) در زمان مرگ پدر خردسال بود، لکن بر اثر تربیت شیخ لطفالله جستی مراحل سلوک تصوف را پیمود تا خود به ارشاد طالبان مشغول شد و مورد احترام و اعتقاد خاص مردم قرار گرفت (ابوطاهر، ١٨٣).
٤ تن را اصحاب برجسته و خلفای احمد کاسانی خواندهاند: شیخ دوست صحاف، شیخ خرد، شیخ لطفالله ارجاکتی (یا جستی) و شیخ محمد اسلام جویباری (د ٩٧١ق) (نک : چشتی، ١/ ٣١٩، ٣٢٢؛ خانی، همانجا)، و ظاهراً شیخ محمد جویباری مهمتر از بقیۀ اصحاب شیخ بوده است (نک : همانجاها). ازجمله پیروان او محمد خواجگی امکنگی و سعید سکوبی را نیز نام بردهاند (رشاد، ٧٦؛ معتمدی، ١٠٥-١٠٦).
احمد کاسانی طریقۀ خواجگان را جامع تمام طریقهها دانسته (دوزجوی، ٨٢)، و در بیشتر آثارش، آداب و شرایط این طریقه را شرح و توضیح داده است. در تعلیمات او تکرار «ذکر» اهمیت خاص دارد و بیشتر از همه، ذکر لا اله الاّ الله مورد توجه اوست و رسالۀ ذکر قلبی و تلقین را در بیان انتقال ذکر از پیامبر(ص) به مشایخ نوشته است (نک : «ذکر»، ١٥٧ به بعد، «بیان ذکر»، ٧٢ به بعد). او ذکر خواجگان را بر ٣ وقوف دانسته است: ١. وقوف عددی، یعنی شمرده گفتن ذکر؛ ٢. وقوف زمانی، یعنی حضور در هنگام حبس کردن و برآوردن نفس و مابین دم و بازدم؛ ٣. وقوف قلبی، یعنی در زمان گفتن... الاّ الله دل خود را به خدا مشغول داشتن (نک : «ذکر»، ١٦١، «چهار کلمه»، ١٨٢-١٨٣). رسالۀ «چهار کلمۀ» او شرح و بیان ٤ رکن طریقۀ نقشبندی است: ١. هوش در دم (که همان وقوف زمانی است)؛ ٢. نظر بر قدم (ضبط توجه و نظر)؛ ٣. سفر در وطن (سیر انفسی و مراقبۀ احوال درونی)؛ ٤. خلوت در انجمن (اشتغال دل به حق در میان جمع).
احمد کاسانی در پاسخ به اعتراضات علمای متشرع بر احوال مشایخ در وقت سماع، رسالهای به نام «سماعیه» (نک : ص ١٤ به بعد) تألیف کرده، و در آن برای سماع دو فایده برشمرده است: اول آنکه ملالت و قبضی که در دلها و احوال سالکان طریق از کثرت معاملات روی میدهد، با استماع اصوات طیبه و اشعار مشوقه از ایشان مرتفع میشود؛ فایده دوم آنکه حجابهایی که در پی استیلای صفات نفس بر سالک ظاهر میشود، مرتفع میگردد (ص ١٧-١٨).
در شرح احوال و مقامات شیخ احمد، کتابهایی نوشته شده است: انیس الطالبین از قاسم بن محمد صفایی کاتب که نفیسی (١/ ٤٠١) او را از مریدان کاسانی دانسته است؛ جامع المقامات که نوهاش ابوالبقا فرزند خواجه بهاءالدین نوشته است (همانجا)؛ سلسلة الصادقین و انیس العاشقین، از دوست محمدبن نوروز احمد کشی (افشار، ٢١)؛ کتاب دیگری نیز از مؤلفی ناشناس با عنوان مقامات حضرت مخدوم اعظم نوشته شده است (نفیسی، همانجا).
احمد کاسانی بیش از ٣٠ رساله در تصوف و عرفان به زبان فارسی نوشته است که مجموعههایی از آن در کتابخانههای فردوسی و رودکی در شهر دوشنبۀ تاجیکستان، ابوریحان بیرونی در تاشکند، پتنه، گنج بخش و موزۀ ملی در پاکستان و فرهاد معتمد در تهران موجود است (نک : عبدالمقتدر، ٢/ ١٣١-١٣٥؛ منزوی، فهرست...، ٢/ ٥٤٥، جم ، خطی مشترک، ٣/ ١٢١١، جم ، ٤/ ٢٢٣٨، جم ، ١١/ ٨٤٦-٨٤٧؛ دانش پژوه، ٣/ ٢٣٢، جم).
مآخذ
ابوطاهر سمرقندی، «سمریه»، قندیه و سمریه، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٧ش؛
احمد کاسانی، «بیان ذکر»، «چهار کلمه»، «ذکر»، «زبدة السالکین»، «سلسلة الصدیقین»، «سماعیه»، «شرح رباعیات»، «گل نوروزی»، «واقعۀ حقانیه»، رسائل، نسخۀ خطی کتابخانۀ گنجبخش اسلامآباد، شم ١٤٠١؛
افشار، ایرج، یادداشت بر قندیه و سمریه (نک : هم ، ابوطاهر سمرقندی)؛
چشتی، احمدعلی، قصر عارفان، ترجمۀ اردو از اقبال احمد فاروقی، لاهور، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
حبیبی، عبدالحی، «بابر و شخصیت علمی و ادبی وی»، آریانا، کابل، ١٣٥٠ش، دورۀ ٢٩، شم ٤؛
خانی خالدی نقشبندی، عبدالمجید، الحدائق الوردیة، دمشق، ١٣٠٨ق؛
دانشپژوه، محمدتقی، نسخههای خطی کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران، ج ٣، ١٣٤٢ش؛
ج ٩، ١٣٥٨ش؛
دوزجوی، حسن، ارغام المرید، استانبول، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
رشاد، عبدالشکور، «دو نکتۀ شایان توجه و تصحیح»، آریانا، کابل، ١٣٥٠ش، دورۀ ٢٩، شم ٦؛
عبدالمقتدر، خان بهار، مرآةالعلوم، پتنه، ١٩٤٢م؛
معتمدی، مهیندخت، نقشی از مولانا خالد نقشبندی، تهران، ١٣٦٨ش؛
ملفوظات نقشبندیه، اورنگآباد، ١٣٥٨ش؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترک؛
همو، فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ گنجبخش، اسلامآباد، ١٣٥٧-١٣٦١ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛
یاقوت، بلدان.
مسعود جلالیمقدم