دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٤ - ابوعبدالله قرشی
ابوعبدالله قرشی
نویسنده (ها) :
مینا حفیظی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعَبْدُاللهِ قُرَشی، محمد بن احمد بن ابراهیم قرشی هاشمی (د ٥٩٩ ق / ١٢٠٣ م)، عارف اندلسی. وی در جزیرۀ الخضراء زاده شد (ابن خلكان، ٤ / ٣٠٥؛ صفدی، ٢ / ٧٨؛ مجیرالدین، ٢ / ١٤٥). از آنجا كه سن او در هنگام وفات ٥٥ سال نوشتهاند (نك : ابنخلكان، ٤ / ٣٠٦؛ مجیرالدین، همانجا؛ مقری، ٢ / ٢٦٤)، تاریخ ولادت وی را میتوان در ٥٤٤ ق / ١١٤٩ م دانست.
از جزئیات زندگی وی اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم كه او پس از كسب علم از مشایخ مغرب رهسپار مصر شد و چندی در آن دیار اقامت گزید (ابن خلكان، ٤ / ٣٠٥؛ صفدی، مقری، همانجاها) و در میان مردم آوازهای یافت. ابن خلكان خود برخی از كسانی را كه در مصر به درك صحبت ابوعبدالله نایل آمده و كراماتی نیز به وی نسبت میدادهاند، دیده است (همانجا؛ نیز نك : صفدی، همانجا؛ مقری، ٢ / ٢٦٧). ابوعبدالله سپس از مصر به قصد زیارت بیتالمقدس راهی شام شد و چون به بیتالمقدس رسید، عزم اقامت كرد و تا آخر عمر در آنجا ماند (ابن خلكان، صفدی، مقری، همانجاها؛ ذهبی، ٣ / ١٢٧؛ مجیرالدین، همانجا).
وی اگرچه در طول سفرهای خود به صحبت بسیاری از مشایخ طریقت نایل شد، ولی با اینهمه، سخن مقری كه گوید ابوعبدالله صحبت ٦٠٠ شیخ را درك كرده است (٢ / ٢٦٤)، اغراقآمیز مینماید. ابوعبدالله خود میگوید كه از میان مشایخ ٤ تن را به استادی برگزیده است: ابوالربیع كفیف مالقی، ابوالحسن بن طریف، ابوزید قرطبی و ابوالعباس جوزی (همانجا؛ نیز نك : یافعی، روض الریاحین، ٤٣٥؛ ابنعربی، ٣ / ٥٠٨). بعدها ابوعبدالله خود مجالس درس و وعظ برپا داشت (نک : یافعی، همان، ٤٢٥) و به ترتیب شاگردان و مریدان پرداخت.
كسانی چون ابوالعباس احمد بن علی قسطلانی در زُمرۀ مریدان خاص وی بودهاند، چنانكه گویند ابوعبدالله قرشی در خانۀ وی منزل گزید و همو بود كه تمامی دارایی خویش را در راه ابوعبدالله نهاد (ابن ملقن، ٤٨٧- ٤٨٨) و آراء و سخنان وی را گرد آورد (یافعی، مرآة، ٣ / ٤٩٧؛ مقری، همانجا). اعتقاد مریدان ابوعبدالله به وی چنان بود كه گویند یكی از ایشان با آنكه شیخ به بیماری جذام مبتلا و نابینا شده بود (همو، ٢ / ٢٦٥)، به قصد تبرك، دختر خویش را به عقد وی درآورد (شعرانی، ١ / ١٥٩). به گفتۀ مقری، مادر قسطلانی نیز به عقد وی در آمده بود (همانجا). بسیاری از كراماتی كه بعدها به وی نسبت داده شد (نک : ابن خلكان، ذهبی، صفدی، همانجاها؛ یافعی، همان، ٣ / ٤٩٧- ٤٩٨)، دربارۀ نابینایی و بیماری جذام اوست (نک : مقری، همانجا). سرانجام ابوعبدالله پس از مرگ در ماملای بیتالمقدس به خاك سپرده شد (مجیرالدین، همانجا). آرامگاه وی زیارتگاه مردم شد و به گفتۀ مجیرالدین، در ٧٢٢ ق ابوبكر صفدی ضریحی تاره بر آرامگاه او نهاد (همانجا).
وی به موضوع فقر و اهمیت آن در سلوك توجه خاص داشت و بسیاری از سخنانش در باب فقر و منزلت فقر است (نک : شعرانی، همانجا). گفتههای او در كتابهای تذكره و طبقات پراكنده است (نک : یافعی، روض الریاحین، ٤٥٧- ٤٥٨، مرآة، همانجا؛ نبهانی، ١ / ١٩١-١٩٢؛ مقری، همانجا). ابوالعباس قسطلانی نیز گفتههای وی را در آداب معاملات و طرایق اهل ریاضات و تأدیب اهل بدایات گرد آورده و در چنـدین «فصل» تنظیم و تدوین كرده است (نک : آلوارت، شم ٨٦٨٣). بروكلمان سهواً نام این مجموعه را «الفصول» نهاده است (GAL, I / ٦٠٣;
GAL, S, I / ٨٣٣). افزون بر این، جواهر البلاغة فی المعانی و البیان را نیز به ابوعبدالله نسبت داده (GAL, S، همانجا) كه زركلی این انتساب را نادرست دانسته است (٥ / ٣١٩، حاشیه).
مآخذ
ابن خلكان، وفیات؛
ابن عربی، محمد بن علی، الفتوحات المكلیة، بولاق، ١٢٩٣ ق / ١٨٧٦ م؛
ابن ملقن، عمر بن علی، طبقات الاولیاء، به كوشش نوالدین شریبه، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
زركلی، اعلام؛
شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الطبقات الكبری، قاهره، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٤ م؛
صفدی، خلیل بن ایبك، الوافی بالوفیات، به كوشش هلموت ریتر، بیروت، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
مجیرالدین حنبلی، الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل، بیروت، ١٩٧٣ م؛
مقری. احمد بن محمد، نفح الطیب، به كوشش محمد بقاعی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
نبهانی، یوسف بن اسماعیل، جامع كرامات الاولیاء، به كوشش ابراهیم عطوه عوض، بیروت، ١٤٠٩ ق / ١٩٨٩ م؛
یافعی، عبدالله بن اسعد، روض الریاحین فی حكایات الصالحین، قبرس، مؤسسۀ عمادالدین؛
همو، مرآة الجنان، حیدرآباد دكن، ١٣٣٨ ق؛
نیز:
Ahlwardt;
GAL;
GAL,S.
مینا حفیظی