دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٩ - ابوحمزه خراسانی
ابوحمزه خراسانی
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوحَمْزۀ خُراسانی (د ٢٩٠ ق / ٩٠٣ م)، از مشایخ صوفیۀ خراسان. آنچه از زندگانی وی در دست است، اینكه او از محلۀ مُلقاباد نیشابور برخاسته است (خلیفۀ نیشابوری، ١٥٨؛ سلمی، ٣٢٨؛ قشیری، ٢٧) و به گفتۀ خواجه عبدالله انصاری (ص ١٢٣) اصل او را گوزگان نیز دانستهاند. وی در نیشابور پرورش یافته، در همان دیار به كمال رسیده و احتمالاً در همانجا درگذشته است (خلیفۀ نیشابوری، ١٥٠؛ عطار، ٥٥٣).
وی در ورع وپارسایی سرآمد بود، تا آنجا كه از خود وی حكایت كنند كه سالهای متمادی تنها در میان گلیمی در احرام بوده و تنها سالی یك بار از احرام بیرون میآمده است (قشیری، همانجا؛ عطار، ٥٥٢؛ شعرانی، ١ / ١٠٣؛ مناوی، ١ / ٢٠٥-٢٠٦). ابوحمزه از اقران جنید بود وبا ابوتراب نخشبی وابوسعید خرّاز مصاحبت داشت (سلمی، انصاری، قشیری، همانجاها؛ هجویری، ١٨٤؛ عطار، ٥٥١). اطلاعات اندكی كه دربارۀ او در دست است، به سبب معاصر بودنش با صوفی دیگری كه با وی كنیۀ مشترك داشته (نك : ه د، ابوحمزۀ بغدادی)، سخت مغشوش است (مانند داستان درچاه افتادن ویا همسفر بودن با ابوتراب نخشبی).
گرچه در برخی از منابع به مصاحبت وی با مشایخ بغداد تصریح شده است (سلمی، انصاری، همانجاها؛ جامی، ٧٠؛ ابنملقن، ١٥٥)، اما از آنجا كه خطیب در تاریخ بغداد (جز در موردی كه در ضمن شرح احوال ابوحمزۀ بغدادی نامی از وی برده است، نك : ١ / ٣٩٢) اشاراتی به احوال او ندارد، به نظر نمیرسد كه مدت مدیدی در بغداد اقامت گزیده باشد (نیز نك : ایرانیكا).
وی صاحب وجد بود وسماع را جایز میشمرد (داراشكوه، ٧٢). در شدت وجد بدان حد بودكه با شنیدن بیتی خویشتنداری از دست میداد وبیهوش میشد (ابن ملقن، ١٥٦). وی معتقد بود كه چون وجد غالب شود، از اظهار آن ممانعت نمیتوان كرد (سلمی، ٣٣٠-٣٣١؛ مناوی، ١ / ٢٠٥). داستان در چاه افتادن ابوحمزه كه در غالب كتابهای طبقات صوفیه نقل شده وبه عنوان كرامتی از وی درمیان مردم رواج یافته، حكایت از شدت توكل او دارد (مستملی، ٤ / ١٧٦١-١٧٦٣؛ قشیری، ٨٧؛ هجویری، همانجا؛ انصاری، ١٢٥؛ ابن جوزی، ٣٠٤؛ عطار، ٥٥١-٥٥٢).
از ابوحمزه جز برخی علارات حكمتآمیز و صوفیانه كه در كتب طبقات پراكنده است، چیزی باقی نمانده است. مضمون اغلب اقوال او موضوعاتی چون فتوت، توكل، رضا، انس، غربت و عشق الهی است (نك : سلمی، ٣٢٨-٣٢٠؛ قشیری، همانجا؛ هجویری، ١٨٤-١٨٥؛ عطار، ٥٥٢-٥٥٣؛ ابنملقن، ١٥٥-١٥٦؛ مناوی، ١ / ٢٠٥- ٢٠٦) كه گاه بوی شطح نیز به خود میگیرد، چنانکه بهشت وآیۀ كریمۀ: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنیئاً بِما اَسلَفْتُمْ» (الحاقه / ٦٩ / ٢٤) را مكری بزرگ میداند كه انسان را به اكل و شرب مشغول و مشعوف و از خدا باز میدارد (سلمی، ٣٢٩؛ ابن جوزی، ٣٣٣).
اگرچه، چنانكه گذشت، اقوال او در تذكرهها و طبقات صوفیه ضبط شده و مؤلفان احوال این طایفه نام وی را در زمرۀ مشایخ فتیان قرار دادهاند، اما در كتابهای صوفیه حتی در موضوعاتی كه محور اصلی گفتههای اوست، استنادی به كلام او نشده است و تنها در موضوع توكل در اینگونه كتابها داستان در چاه افتادن او را نقل كردهاند كه در بسیاری از منابع آن را به ابوحمزۀ بغدادی نسبت دادهاند.سایر اخباری كه دربارۀ او آوردهاند، از جمله دیدار او با حارث محاسبی (ابنجوزی، ١٦٩-١٧٠؛ روزبهان، ٢٠٢؛ جامی، ٧١)، پیام ابوالحسین نوری در قضیۀ قرب و بعد (انصاری، ١٥٩- ١٦٠)، ارتباط با احمد بن حنبل (شعرانی، همانجا؛ مناوی، ١ / ٢٠٥) و بسیاری از روایات دیگری كه دربارۀ «ابوحمزۀ صوفی» یا مطلق «ابوحمزه» نقل كردهاند (نك : سراج، ٥٧، ١٨٣ جم ؛ ابنجوزی، همانجا؛ روزبهان، ٢٥، ٣١، جم ؛ عطار، ٤٦٦، ٤٧٣)، متعلق به ابوحمزۀ بغدادی است.
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، تبلیس ابلیس، بیرت، ١٣٦٨ ق؛
ابن ملقن، عمر بن علی، طبقات الاولیاء، به كوشش نورالدین شریبه، بیروت ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦م؛
انصاری هروی، خواجه عبدالله، طبقات الصوفیه، به كوشش عبدالحی حبیبی، كابل، ١٣٤١ ش؛
جامی، عبدالرحمن بن احمد، نفحاتالانس، به كوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٣٦ ش؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
خلیفۀ نیشابوری، احمد بن محمد، ترجمه و تلخیص تاریخ نیشابور حاكم نیشابوری، به كوشش بهمن كریمی، تهران، ١٣٣٩ ش؛
دارا شكوه، محمد، سكینة الاولیاء، به كوشش تاراچند ومحمدرضا جلالی نائینی، تهران، مؤسسۀ علمی؛
روزبهان بقلی، شرح شطیحات، به كوشش هانری كربن، تهران، ١٣٦٠ ش؛
سراج، عبدالله بن علی، اللمع، به كوشش رنالد نیكلسون، لیدن، ١٩١٤ م؛
سلمی، محمد بن حسین، طبقات صوفیه، به كوشش پدرسون، لیدن، ١٩٦٠ م؛
شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الطبقات الكبری، قاهره، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٤ م؛
عطار، فریدالدین، تذكرة الاولیاء، به كوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٤٦ ش؛
قشیری، عبدالكریم بن هوازن، الرسالة القشیریة، قاهره، ١٣٧٩ ق / ١٩٥٩ م؛
مستملی، اسماعیل بن محمد، شرح التعرف لمذهب التصوف، به كوشش محمد روشن، تهران، ١٣٦٦ ش؛
مناوی، عبدالرؤوف، الكواكب الدریة، به كوشش محمود ربیع، قاهره، مطبعة الازهر؛
هجویری، علی بن عثمان، كشف المحجوب، به كوشش ژوكوفسكی، تهران، ١٩٧٩ م؛
نیز:
Iranica.
مریم صادقی