دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٧ - بابا نورالدین رشی
بابا نورالدین رشی
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بابانورالدّین رِشی (٧٧٩-٨٤٢ق/ ١٣٧٧-١٤٣٨م)، عارف و شاعر کشمیری که به «شیخ نورالدین ولی» نیز مشهور است. اجداد او از فرمانروایان هندو، و ساکن کشتوار بودند و پدرش بعدها در کشمیر به دست سید حسین سمنانی ـ یا به قولی یاسمن رشی ـ اسلام آورد (آزاد، تذکرة...، ١/ ٧٣-٧٥؛ محب الحسن، ٢٢٤؛ داوود، ٨٩) و گویا از این زمان سالارالدین نام گرفت. نورالدین در روستای کیمو در جنوب شرقی سرینگر در ٧٧٩ق، یا به قولی در ٧٥٧ق (غلام سرور، ٢/ ٣١٢-٣١٣) زاده شد (داوود، همانجا؛ عبدالمقتدر، I/ ١٥٥، به نقل از رشینامۀ بهاءالدین متو؛ رضوی، I/ ٣٥٠).
نورالدین بیشتر تحت تأثیر تعالیم زاهدانۀ سادهوها و حکمای هندو بود، تا عارفان و علمای مسلمان، و به همین سبب، هندوها او را «ناندرایشی» و «نوندهریشی» (ریشی (یا رشی) درسنسکریت به معنی حکیم و فرزانه است، ﻧﻜ : ویلیامز، ٢٢٦) میخواندند (طالب، VII/ ٥٧٧؛ عبدالمقتدر، همانجا). اما برخی او را از عارفان طریقت کبرویه و مرید میرمحمد همدانی، فرزند سیدعلی همدانی (د ٧٨٦ق/ ١٣٨٤م)، یا به اشتباه، از مریدان خود سیدعلی همدانی دانستهاند (رضوی، نیز غلام سرور، همانجاها؛ آزاد، همان، ١/ ٧٧؛ ریاض، ٨٥-٨٦)؛ اما رضوی (همانجا) با توجه به اختلافنظر و طریقت بابانورالدین با طریقۀ کبرویه، در وجود چنین ارتباطی بین آنها، تردید کرده است (نیز ﻧﻜ : محب الحسن، همانجا).
ظاهراً لَلَّه دد، عارفۀ مشهور کشمیر، در تربیت او تأثیری بسزا داشته است (غلام سرور، ٢/ ٣١٣؛ رضوی، همانجا؛ آزاد، همان، ١/ ٧٥؛ راشدی، ٢/ ٩١٣-٩١٤؛ محب الحسن، ١٥). برخی از پیروان بابا نورالدین، او را اویسی گونه مرید پیامبر اکرم(ص) دانسته، و گفتهاند که از روح پیامبر(ص) استمداد میکرده است (رضوی، همانجاها).
شیخ نورالدین درحدود سال ٨٠٩ق در ٣٠ سالگی به زهد و ریاضت و عزلت گرایش یافت و در غاری در نزدیکی به عبادت و تفکر و ریاضتهای سخت پرداخت (غلام سرور، ٢/ ٣١٢-٣١٣؛ محب الحسن، رضوی، همانجاها)؛ آنگاه به نشر اسلام وتربیت مریدان همت گمارد (غلام سرور، داوود، همانجاها).
از مشهورترین شاگردان او باید از شیخ بامالدین، شیخ زینالدین و شیخ لطفالدین یاد کرد که هر ٣ تن به دست خود شیخ، اسلام آوردند (رضوی، I/ ٣٥١؛ داوود ٨٩-٩٠؛برایتفصیل،ﻧﻜ : آزاد، همان، ١/ ٨٥-١٠٣). بابا نورالدین در ٦٣ سالگی درگذشت و در روستای شرار شریف، واقع درجنوب غربی سرینگر، دفن شد. وی در کشمیر میان مسلمانان و هندوها محترم بود. آرامگاه او، همواره زیازتگاه مشتاقان و علاقهمندان است (غلامسرور، ٢/ ٣١٣؛ رضوی، I/ ٣٥٠؛ محبالحسن، ٢٤٤؛ داوود، همانجا؛ آزاد، تذکرة، ١/ ٧٣).
بعد از درگذشت شیخ، مریدانش طریقه و او را دنبال کردند و به زهد و ریاضت و تحمل سختیها بیش از کسب دانش گرایش یافتند. آنان گوشت نمیخوردند و تنها به گیاهان خودرو، قناعت میکردند و همواره به خدمت مردم میپرداختند (رضوی، I/ ٣٥١؛ محبالحسن، همانجا). اساس زندگانی متفکرانۀ آنها بر «پاس انفاس» مبتنی بود (رضوی، همانجا) هرچند در هفت اقلیم (رازی، ٢/ ١٠٩) از اهل وعیال ریشیان سخن به میان آمده، اما آنان تجرد را ترجیح میدادند، زیرا بر آن باور بودند که تأهل سد بزرگی در نیل به زندگی زاهدانه است (رضوی، همانجا). در توزک جهانگیری در وصف آنان آمده است که گرچه علمی و معرفتی ندارند، لیکن هیچکس را بد نمیگویند، زبان خواهش و پای طلب کوتاه دارند، گوشت نمیخوردند و زن نمیخواهند و پیوسته درخت میوه در صحرا مینشانند، به این نیت که مردم از آن بهرهور شوند و خود از آن تمتع نمیگیرند (ص ٣٤٢؛ نیز ﻧﻜ : ابوالفضل، II/ ٣٥٤-٣٥٥). شیخ زینالدین از مریدان نورالدین، برای تمایز ریشیان، شنل پشمی منقوش به رنگهای سیاه و سفید را، زیّ خاص آنان قرار داد (رضوی، همانجا).
بابا نورالدین صاحب تألیف نبود، اما اشعاری به او نسبت داده، و او را در زمرۀ نخستین شعرای کشمیر دانستهاند و اشعار او را در کنار اشعارلله دد، آوردهاند (آزاد، تذکره، ١/ ٧٨-٧٩، تاریخ ...، ١/ ١٦٩-١٧٠؛ رضوی، I/ ٣٥٠-٣٥١، محبالحسن، ١٥). شماری از اشعار او توسط کول جمعآوری و تصحیح شده است(همانجا). به گفتۀ طالب (همانجا) اشعار و سخنان او در کتاب رشینامه (ریشینامه) ذکر شده، لیکن وی در انتساب تمامی اشعار به شیخ نورالدین تردید کرده، و معتقد است که برخی از آن سرودهها متعلق به نویسندگان بعد از اوست.
اشعار بابا نورالدین نشانگر شیفتگی و عشق او به خداست و همواره سعی کرده در پرتو این عشق، به رازهای نهفته دست یابد. او نیز مانند سایر عارفان، علمای ظاهر را مورد انتقاد قرار داده است (ﻧﻜ : رضوی، I/ ٣٥١).
بهاءالدین متو کتابی منظوم به فارسی به نام رشینامه (ریشینامه) در شرح احوال بابا نورالدین، پیروان و دراویش رشی، نگاشته است (عبدالمقتدر، I/ ١٥٤-١٥٥). کتاب دیگری نیز با عنوان نورنامه (یا رشینامه) به زبان فارسی به قلم بابا نصیب کشمیری (د ١٠٤٧ق) در شرح احوال شیخ، وجود دارد (ﻧﻜ : ﻫ د، ١١/ ١١). برخی احتمال دادهاند که اثر اخیر از نورنامۀ بهاءالدین متو اقتباس شده است (همانجا؛ احمد، ٣/ ٣٥٤-٣٥٦، ریو؛ III/ ١٠٨٥).
مآخذ
زاده، محمود، تاریخ کشمیر، مظفّر آباد، ١٩٩٠م؛
همو، تذکرۀ اولیاء کشمیر، مظفرآباد، ١٩٩٣م؛
احمد، ظهورالدین، پاکسان مین فارسی ادب، لاهور، ١٩٧٧م؛
توزک جهانگیری، به کوشش محمد هاشم، تهران، ١٣٥٩ش؛
داوود، نورالدین، محنة فی الفردوس، بغداد، ١٣٦٩ق/ ١٩٥٠م؛
امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛
راشدی، حسام الدین، تذکرۀ شعرای کشمیر، لاهور، ١٣٤٦ش؛
ریاض، محمد، احوال و آثار و اشعار میر سید علی همدانی، اسلام آباد، ١٤١١ق/ ١٩٩١م؛
غلام سرور لاهوری، خزینةالاصفیاء، لکهنو، ١٢٩٠ق، نیز:
Abdual Muqtadir and Khan Bahadur, Supplement to the Catalogue of the Persian Manuscripts in the Oriental Public Library at Bankipore, Patna, ١٩٣٢;
Abūl - Fazl’Allāmī, The Â’in-i Akabrim tr.H.S.Jarrett, New Delhi, ١٩٧٨;
Mohibbul Hasan, Kashmir Under the Sultāns, Calcutta ١٩٥٩;
Rieu, Ch., Catalogue of the Persian Manusripts in the British Museum, Oxforod, ١٩٦٦;
Rizive, A. A., A History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٦;
Talib, G.S., «Kāšmirĭ», The Mughul Empire, ed. R.C. Majumdar, Bomby, ١٩٨٤;
Wiiliam, M. M., A Sanskrit - English Dictionary, Oxforod, ١٩٧٩.
محمدجواد شمس