دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٣ - ابویعلی جعفری
ابویعلی جعفری
نویسنده (ها) :
حسن انصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣٠ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبویعْلى جَعْفَری، محمد بن حسن بن حمزه (د ٤٦٣ ق / ١٠٧١ م)، فقیه و متكلم امامی بغداد. وی به سبب انتساب به جعفر بن ابی طالب (ع)، به جعفری و گاه طالبی شهرت یافته است (حلوانی، ٩٨؛ ابوطالب، ١٨٥-١٨٦). علاوه بر منابع رجالی امامیه از قبیل رجال نجاشی (معاصر وی) و معالم العلماء ابنشهرآشوب، منابع اهل سنت نیز از وی نام برده و شرح حالی از او به دست دادهاند. با اینهمه، دانستههای ما دربارۀ ابویعلی بسیار نیست. ذهبی كه در سیر به شرح احوال او پرداخته است، با اینكه به تاریخ الشیعۀ ابن ابی طی دسترس داشته، باز نام ابویعلی را یك جا به اشتباه ضبط كرده است (نک : ١٨ / ١٤١، قس: ١٨ / ٢٩٧). همین اشتباه به لسان المیزان ابنحجر (نک : ٢ / ٣٦٠، قس: ٥ / ١٣٥) و منابع متأخرتر نیز راه یافته است (نک : افندی، ٥ / ٥٣٣).
از آنجا كه ابویعلی هنگام درگذشت شیخ مفید (٤١٣ ق) شایستگی جانشینی او را داشته (نک : سطور بعد)، و با توجه به تاریخ وفات ابویعلی، میتوان تولد وی را در دهۀ سدۀ ٤ ق تخمین زد.
در مورد تحصیلات ابویعلی همین قدر میدانیم كه وی شاگرد شیح مفید و سید مرتضی و ظاهراً حسین بن عبیدالله غضائری بوده و در فقه، اصول و كلام تبحر داشته و از علم قرائت نیز آگاه بوده است (نجاشی، ٤٠٤؛ ابوالبقاء، ١ / ٦٤؛ ابوطالب، ١٨٥؛ ذهبی، ١٨ / ١٤١؛ افندی، ٢ / ١٣٤). شهرت او در دانش و به ویژه فقاهت چندان بوده كه حتی شرح حالنویسان غیرشیعی، نظیر ابن اثیر (١٠ / ٦٨- ٦٩)، ذهبی و ابن حجر (همانجاها) از او با عباراتی چون: «فقیه الامامیة»، «من دعاة الشیعة» و «من كبار علماء الشیعة» یاد كردهاند.
ابویعلی با دختر شیخ مفید ازدواج كرد و پس از مرگ شیخ، جانشینی او و تصدی درس كلام و فقه، به وی منزلت اجتماعی ممتازی بخشید، بهگونهای كه از نقاط دور و نزدیك چون موصل، صیدا، طرابلس و كربلا برای پرسش در موضوعات گوناگون علمی به وی رجوع میكردند (نک : نجاشی، همانجا؛ ابن طاووس، ١٤٠، ١٠٠؛ ذهبی، همانجا). جانشینی ابویعلی در مقام شیخ مفید، نباید به معنای ریاست مطلق امامیه در آن عصر تلقی گردد، چون بدون شك سید مرتضی (د ٤٣٦ ق) پس از مفید به این جایگاه دست یافته بود.
از میان شاگردان و روایتكنندگان ابویعلی جعفری، كسانی چون ابوالحسن سلیمان بن حسن صهرشتی، ابوطالب بن مهدی سیلقی، ابوعبدالله محمد بن هبةالله بن جعفر طرابلسی، ابوالحسن بن هلال عمانی (احتمالاً تصحیفی است از ابوالحسن بن هلال صابی، د ٤٨٠ ق، مؤلف الهفوات النادرة) و ابومنصوره بن احمد (احتمالاً محمد بن احمد، ابومنصور خازن، د ٥١٠ ق، از علمای امامیه، نک : ابنحجر، ٥ / ٣٨) را نام بردهاند (ابوالبقاء، همانجا؛ ابنحجر، ٥ / ١٣٥؛ مجلسی، ١ / ١٥، ٢ / ١٨٠، ١٠٤ / ١٥٥). در مورد شاگردی حسین بن محمد بن حسن بن نصر حلوانی نزد ابویعلی، هر چند در منابع كهن تصریحی دیده نمیشود، اما در متن نزهة الناظر حلوانی در دو جا، نكاتی از ابویعلی ذكر شده است (نک : سطور بعد) كه میتواند مؤید این امر باشد، بهویژه كه حلوانی (ه م) از مشایخی دیگر در طبقۀ ابویعلی روایت داشته است (نیز نک : آقا بزرگ، ٢٤ / ١٢٧، كه به شاگردی حلوانی نزد ابویعلی اشاره كرده است).
به گفتۀ ذهبی (١٨ / ١٤١-١٤٢) ابویعلی به «حدوث قرآن» قائل بوده و برای اثبات آن به وجود آیات «ناسخ» و «منسوخ» تمسك میجسته است. ذهبی میافزاید كه اگر مراد ابویعلی از حدوث قرآن، مخلوق بودن آن بوده باشد، وی «معتزلی جهمی» است و اگر مرداش نزول قرآن بر امت از جانب خداوند به زبان پیامبر (ص)، با اعتراف به غیرمخلوق بودن آن، بوده باشد، خردهای بر اعتقاد او نیست. به هر تقدیر، اعتقاد ابویعلی در مورد حدوث قرآن نباید چیزی فراتر از این عقیدۀ رایج در میان عالمان امامیه باشد كه در عین «مُحْدَث» دانستن قرآن، از مخلوق خواندن آن اجتناب میكردند (نک : مفید، ٥٧- ٥٨).
تاریخ درگذشت ابویعلی در متن رجال نجاشی (همانجا)، همچون دیگر مآخذ (ابن اثیر، همانجا؛ ابنطاووس، ١٠٠؛ ابن حجر، همانجا)، ٤٦٣ ق ضبط شده است، اما با توجه به وفات نجاشی در ٤٥٠ ق، این تاریخ میبایست بعدها به متن رجال افزوده شده باشد. ابن ابی طی از ابویعلی مدح بسیار كرده و او را از «عُبّاد» امامیه شمرده و گفته است كه در تشییع پیكر او، گروه بسیار شركت جستند (نک : ذهبی، همانجا). بنابر گفتۀ نجاشی (همانجا) ابویعلی را در خانۀ خودش به خاك سپردند.
به گفتۀ ابن كثیر یكی از فرزندان او به نام ابوعلی امین از فقهای امامیه بوده است (١٢ / ١٠٤).
آثـار
تألیفات ابویعلی بیشتر به صورت مسأله یا پاسخ به مسائلی است كه از وی پرسش میشده است. نجاشی (همانجا) فهرستی از برخی آثار وی به دست داده است، بدین قرار: ١. جواب المسألة الواردة من صیدا؛ ٢. جواب مسألة اهل الموصل؛ ٣. المسألة فی مولد صاحب الزمان (ع)؛ ٤. المسألة فی الرد علی الغلاة؛ ٥. المسألة فی اوقات الصلاة؛ ٦. كتاب التكملة؛ ٧. الموجز فی التوحید. این دو كتاب دست كم در هنگام گزارش نجاشی به اتمام نرسیده بوده است؛ ٨. مسألة فی ایمان آباء النبی (ص)؛ ٩. مسألة فی المسح علی الرجلین؛ ١٠. مسألة فی العقیقة؛ ١١ و ١٢. جواب المسائل الواردة من طرابلس و نیز رسالۀ دیگری در همین باب؛ ١٣. المسألة فی ان الفعّال غیر هذه الجملة، كه در بحث از یك مسألۀ كهن كلامی بوده و از اینجا سرچشمه میگرفته كه اساس حقیقت انسان چیست و مخاطب الهی در تكالیف شرعی كیست؟ نظر ابویعلی در این زمینه، چنانكه از عنوان كتاب برمیآید، همان نظر شیخ مفید و بنی نوبخت از شعیه و معمّر ازمعتزله است كه معتقد بودند حقیقت انسان چیزی ورای هیأت ظاهری اوست و البته امری غیرمادی است كه از آن به «جوهر بسیط»، «نفس» و «روح» تعبیر شده است (برای تفصیل در این باره نک : مكدرموت، ٢٢٢-٢٢٨)؛ ١٤. جواب السمائل الواردة من الحائر علی صاحبه السلام؛ ١٥. اجوبة مسائل شتی فی فنون من العلم.
ابن شهرآشوب (ص ١٠١) كتابهای النكت فی الامامة، اخبار المختار و نزهة الناظر و تنبیه الخاطر را نیز از او یاد كرده كه هیچ یك در فهرست نجاشی دیده نمیشود. كتابی با عنوان اخیر از حسین بن محمد بن حسن حلوانی در دست است كه در آن به گردآوری سخنان پیامبر (ص) و ائمۀ امامیه (ع)، هر یك در باب جداگانه و با حذف سند احادیث (جز در یك مورد) پرداخته است. از آنجا كه در نزهة الناظر موجود، در مورد نكاتی از ابویعلی درج شده (نک : حلوانی، ٩٨، ١٢١-١٢٢)، شاید این تصور برای ابن شهرآشوب به وجود آمده باشد كه كتاب مذكور تألیف ابویعلی جعفری است، گرچه او خود در جایی دیگر (ص ٤٢) آن را به حلوانی منسوب كرده است. گفتنی است كه نوری در مستدرك (٣ / ٣٢٧- ٣٢٨) در ذیل نام نزهة الناظر، بدون هیچ اشارهای به حلوانی، كتاب را تألیف ابویعلی دانسته است. رسالهای نیز با عنوان مسائل متفرقة در كتابخانۀ مجلس (شورا، ٧ / ٣٥٢) موجود است كه از روی حدس به ابویعلی نسبت داده شده است، اما در مقایسه، آشكار میگردد كه این كتاب چیزی جز المسائل السرویۀ شیخ مفید نیست. از كلام عبدالكریم ابنطاووس (ص ١٠٠، ١٤٠) برمیآید كه برخی از آثار ابویعلی در اختیار وی بوده و از آنها در كتابش بهره گرفته است و حتی برخی روایات را از دست خط ابویعلی نقل كرده است (همانجاها). بغدادی نیز در هدیة (٢ / ٧٣) ظاهراً با خلط میان ابویعلی و شیخ طوسی، آثاری چون تفسیر القرآن و امالی فی الحدیث را به ابویعلی نسبت داده است. همو شاید به همین سبب، علاوه بر اینكه نام جد ابویعلی را به غلط علی ضبط كرده، او را به تبع سبكی (٦ / ١٢٦)، بر مذهب شافعی دانسته است.
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابناثیر، الكامل؛
ابنحجر عسقلانی، احمد، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابن شهرآشوب، محمد، معالم العلماء، به كوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
ابنطاووس، عبدالكریم، فرحة الغری، نجف، ١٣٦٨ ق / ١٩٤٩ م؛
ابنكثیر، البدایة؛
ابوالبقاء حلی، هبةالله، المناقب المزیدیة، به كوشش صالح موسی درداكه و محمد عبدالقادر خریسات، اردن، مكتبة الرسالة الحدیثة؛
ابوطالب مروزی، اسماعیل، الفخری، به كوشش مهدی رجائی، قم، ١٤٠٩ ق؛
افندی اصفهانی، عبدالله، ریاض العلماء، به كوشش احمد حسینی، قم، ١٤٠١ ق؛
بغدادی، هدیه؛
حلوانی، حسین، نزهة الناظر، قم، ١٤٠٨ ق؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٥ ق؛
سبكی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الكبری، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناجی، قاهره، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
شورا، خطی؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
مفید، محمد، اوائل المقالات، به كوشش واعظ چرندابی، تبریز، ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
نجاشی، احمد، الرجال، به كوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ ق؛
نوری، حسین، مستدرك الوسائل، تهران، ١٣٣١ ق؛
نیز:
McDermott, M.J., The Theology of Al-Shaikh Al- Mufid, Beirut, ١٩٨٦.
حسن انصاری