دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦ - ابن عباد، ابوعبدالله
ابن عباد، ابوعبدالله
نویسنده (ها) :
حسین لاشیء
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عَبّاد، ابوعبدالله محمد بن ابراهیم نفزی حمیری رُندی (٧٣٣-٧٩٢ق / ١٣٣٣-١٣٩٠م)، فقیه، خطیب و از مشاهیر صوفیۀ اندلس. وی در شهر رُنده به دنیا آمد. قرائت را نزد پدرش که مردی خطیب و دانشمند بود فراگرفت و علم لغت را نزد دایی خود قاضی عبدالله فریسی آموخت و در ٧ سالگی قرآن را از برداشت. در رنده در مجلس درس علی بن ابی الحسن رندی نیز حاضر میشد (مقری، ٥ / ٣٤١-٣٤٢). سپس برای تکمیل تحصیلات خود به مغرب رفت و در تلمسان و فاس نزد استادانی چون ابوعبدالله تلمسانی، ابوعبدالله مقّری، ابومحمد عبدالنور عمرانی، ابوعبدالله آبلی و ابوعمران موسی عبدوسی و دیگران علم لغت، فقه، اصول، کلام و فلسفه فرا گرفت (همو، ٥ / ٣٤٢؛ ابن قنفذ، ٧٩؛ غنیمی، «ابن عبّاد»، ٦ / ٢٢٦-٢٢٧). ابن عبّاد پس از تحصیل علوم ظاهری به علوم باطنی روی آورد و برای ملاقات صوفی مشهور ابن عاشر، ابوالعباس (ه م) به سلا مهاجرت کرد و چندین سال در خدمت او به سر برد (مقری، همانجا؛ غنیمی، همان، ٦ / ٢٢٩) و از بزرگان اصحاب و از برگزیدگان شاگردان او شد، چنانکه ابن عاشر او را بر دیگر اصحاب خویش مقدم میداشت و آنان را به پیروی و بهرهمند شدن از او امر میکرد و دربارۀ او میگفت که ابن عباد به تنهایی یک امت است (مقری، ٥ / ٣٤٦-٣٤٧؛ ابن قنفذ، همانجا). ابن عباد پس از وفات ابن عاشر، برای ملاقات ابومروان عبدالملک صوفی به طنجه رفت و از مصاحبت او بهرۀ فراوان برد و از او اجازۀ عام دریافت کرد (مقری، ٥ / ٣٤٢-٣٤٣؛ غنیمی، همان، ٦ / ٢٢٩-٢٣٠). وی هرگز ازدواج نکرد و کنیزی نیز اختیار ننمود. بیشترین بهرۀ او از دنیا بوی خوش و بخور بود. کارهایش را خود انجام میداد، لباسش در خانه وصلهدار بود، اما وقتی که از خانه خارج میشد، روی آن لباسی سبز یا سفید میپوشید (ابن قنفذ، ٨٠؛ مقری، ٥ / ٣٤٤). دربارۀ خصلتهای معنوی او گفتهاند که در عبودیت و برائت از حول و قوّۀ غیرخالق و عدم توجه به مدح و ذمّ مردم و اعراض از خلق و ذکر حق و سکون و زهد و صلاح ممتاز بود. طریقۀ او در تصوف طریقۀ شاذلیّه بود (همو، ٥ / ٣٤٦) و ظاهراً این طریقه را از استاد خویش ابن عاشر گرفته بود (منوفی، ٢ / ٢٥٧). ابوسعید سلوی بر روی دیوار مسجد قرویین سه بیت شعر به خط ابن عبّاد دیده بود که مضامین عاشقانه داشت. هنگام که ابوسعید این ابیات را به سبب مضامین تغزّلی آنها با اظهار تردید برای ابوالقاسم صیرفی نقل کرد، صیرفی یادآور شد که این اشعار دربارۀ مهدی قائم سروده شده است (مقری، ٥ / ٣٤٨).
در میان شاگردان برجستۀ ابن عباد میتوان یحیی سرّاج، ابوعبدالله ابن سکاک، لسانالدین ابن خطیب و خطیب بن قنفذ را نام برد (غنیمی، همان، ٦ / ٢٤٣-٢٤٤؛ بستانی ف). ابن عباد پس از ملاقات با ابومروان عبدالملک صوفی به فاس رفت و در آنجا امام و خطیب مسجد قرویین شد، و پس از ١٥ سال وعظ و ارشاد وفات یافت و در محلی به نام کدیة البراطل در باب الفتوح به خاک سپرده شد (مقری، ٥ / ٣٤٥)، اما یحیی سراج گفته است که ابن عباد در فاس نزدیک باب المسدود معروف به حمراء مدفون گشته است (غنیمی، همان، ٦ / ٢٤٢). به گفتۀ مقری (٥ / ٣٤٩) سلطان ابوالعباس احمد بن ابی سالم و مردم دو شهر جدید و قدیم فاس بر جنازۀ او حاضر شدند. همو میافزاید: من قبر او را بارها در فاس زیارت کردهام و او نزد مردم فاس همچون شافعی است نزد مصریان (٥ / ٣٤٤).
آثار و نوشتههای ابن عباد در نشر طریقۀ شاذلیه در مغرب و اندلس بسیار مؤثر بوده است (غنیمی، همان، ٦ / ٢٣٣). این آثار عبارتند از: ١. غیث المواهب العلیّة فی شرح الحکم العطائیة، که شرحی است بر الحکم تألیف ابن عطاءالله سکندری (ه م). ابن عباد چنانکه خود نیز در مقدمۀ کتاب (١ / ٤٩-٥٠) اشاره دارد، این شرح را به درخواست دو تن از یارانش به نام یحیی سراج و سلیمان بن عمر نوشته است (مقری، ٥ / ٣٤٥). این کتاب شامل تعلیماتی است در آداب سلوک و توضیح مطالب رمزآمیز و دشواری که در الحکم ابن عطاءالله آمده است. این کتاب به نام التنبیه نیز شناخته شده است. حاجی خلیفه به اشتباه (١ / ٦٧٥) التنبیه را به علی، فرزند ابن عباد، نسبت داده است، اما چنانکه میدانیم ابن عباد فرزندی نداشت (نک : غنیمی، همان، ٦ / ٢٥٠-٢٥١). غیث المواهب چندین بار به چاپ رسیده که نخستین بار در بولاق (١٢٨٥ق / ١٨٦٩م) بود و در ١٩٧٠م به کوشش عبدالحلیم محمود و محمود بن شریف در دو جلد در قاهره منتشر شد؛ ٢. الرسائل الکبری. این مجموعه که ابن عباد آن را به شاگرد خود یحیی سراج هدیه کرده، مشتمل بر ٣٨ رساله در آداب سلوک الی الله است (همان، ٦ / ٢٥٢-٢٥٣). این کتاب در ١٣٢٠ق / ١٩٠٢م در ٤ جزء در فاس به چاپ (سنگی) رسیده است؛ ٣. الرسائل الصغری. این کتاب شامل ١٦ رساله است که ٦ رسالۀ اول آن به محمدبن ادیبه و ٩ رسالۀ بعدی به یحیی سراج و رسالۀ آخر به ابواسحاق ابراهیم شاطبی نوشته شده و مشتمل است بر وصایا و پاسخ سؤالاتی که در آداب تصوف و مقامات سلوک مطرح شده است. این کتاب به کوشش پل نویا در ١٩٥٧م با مقدمهای به زبان فرانسوی، در بیروت به چاپ رسید و در ١٩٧٤م با اضافاتی تجدید طبع شد؛ ٤. ادعیة مرتبة علی اسماء الله الحسنی، که شرح اسماء الله الحسنی نیز نامیده شده و در چاپ اخیر رسائل الصغری همراه با آن به چاپ رسیده است؛ ٥. نظم الحکم العطائیّة. احمد زروق در الشرح الحادی عشر خود بر الحکم، این نظم را اُرجوزهای در ٨٠١ بیت دانسته است (نک : غنیمی، ابن عطاءالله، ٩٧). ابویحیی بن سکاک دربارۀ این کتاب گوید که ابن عبادالحکم را شرح کرد و دُرهای منثور آن را به رشتۀ نظمی بدیع کشید (مقری، ٥ / ٣٤٥-٣٤٦). زرکلی (٥ / ٢٩٩) نسخهای از آن را به نام بعیةالمرید دیده و یاد کرده است؛ ٦. تحقیق العلامة فی احکام الامامة. نسخهای از این کتاب را احمد زروق دیده و شیخ قوری احتمال داده است که تألیف پدر ابن عباد باشد (مقری، ٥ / ٣٤٥؛ غنیمی، «ابن عباد»، ٦ / ٢٥٣-٢٥٤)؛ ٧. مجموعة خطب. این کتاب مشتمل بر خطبههای ابن عباد در مسجد قرویین فاس بوده است (همان، ٦ / ٢٥٤). مقری (٥ / ٣٤٩-٣٥٠) گوید که ابن عباد خطبههای مدون مشهوری داشته است که در روز میلاد پیامبر اکرم (ص) در مقابل سلطان، و در سایر اوقات متبرکه در اجتماعات میخواندهاند؛ ٨. رسائل علی قوت القلوب. نسخۀ خطی این کتاب در کتابخانههای اسکوریال (ESC٢ شم (٢) ٧٤٠) و ازهریه (ازهریه، ٣ / ٥٦٨) موجود است؛ ٩. فتح التحفة و اضاءة الشرفة ( السدفة). این کتاب در علم حدیث نوشته شده است و نسخۀ خطی آن در کتابخانههای اسکوریال (ESC٢، شم (٣) ٧٤٠) و رباط الفتح (فهرس، شم ٧٨٤) موجود است. این کتاب در ٥٠ عنوان تدوین شده و هر قسمت با شرح مختصری همراه است (غنیمی، همان، ٦ / ٢٥٥-٢٥٦). زرکلی (همانجا) از کتابی به نام فتح الطرفة یاد کرده که ظاهراً همین کتاب است؛ ١٠. اجوبة فی مسائل العلوم. مقری (٥ / ٣٤٢) این کتاب را در دو جلد ذکر کرده است؛ ١١. بستانی و زرکلی (همانجاها) نیز از کتابی از تألیفات او با عنوان کفایة المحتاج یاد کردهاند. برخی از اشعار او را ابن خطیب (صص ٤١-٤٤) نقل کرده است.
مآخذ
ابن خطیب، محمدبن عبدالله، الکتیبة الکامنة، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٣م؛
ابن عباد رندی، محمدبن ابراهیم، غیث المواهب العلیة فی شرح الحکم العطائیة، به کوشش عبدالحلیم محمود و محمود بن الشریف، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٧٠م؛
ابن قنفذ، احمد، انس الفقیر، به کوشش محمد فاسی و ادولف فور، رباط، ١٩٦٥م؛
ازهریه، فهرست؛
بستانی ف؛
حاجی خلیفه، کشف؛
زرکلی، اعلام؛
غنیمی تفتارانی، ابوالوفاء، «ابن عباد رندی، حیاته و مؤلفاته»، صحیفة معهد الدراسات الاسلامیة فی مدرید، مادرید، ١٩٥٨م؛
همو، ابن عطاءالله السکندری و تصوفه، قاهره، ١٣٨٩ق / ١٩٦٩م؛
فهرس المخطوطات العربیة، به کوشش عبدالله رجراجی وی. س. علوش، رباط، ١٩٥٤م؛
مقری، احمد بن محمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
منوفی حسینی، محمود فیض، جمهرةالاولیاء، قاهره، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
نیز:
ESC٢.
حسین لاشیء