دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢١ - خالدی نقشبندی
خالدی نقشبندی
نویسنده (ها) :
بخش ادیان و عرفان - عطیه خالقی همدانی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خالِدیِ نَقْشْبَنْدی، داوود بن سلیمان بن جرجیس عانی موسوی بغدادی (١٢٣١- ١٢٩٩ ق/ ١٨١٦-١٨٨٢ م)، مشهور به ابنجرجیس، عالم، فقیه و صوفی نامدار سدۀ ١٣ ق/ ١٩ م در عراق.
داوود در بغداد در خانوادهای سرشناس، از سادات موسوی و اهل علم به دنیا آمد که اصل آنان از عانه، شهری در غرب فرات، میان رقه و هیت بود. وی ظاهراً نخست نزد پدرش به فراگیری قرآن کریم و دانشهای رایج پرداخت و در زمانی کوتاه پیشرفت چشمگیری داشت، چندانکه در ١٨سالگی خود به تدریس مشغول شد (بیطار، ١/ ٦١٠؛ نیز نک : سرکیس، ١/ ٨١٤). او پس از مرگ پدرش، در زمانی نامعلوم به حجاز رفت و در مدت ١٠ سال اقامت در مدینه از محضر علماء دیگر بهره گرفت و مجموعۀ بزرگی از منابع علمی و مخطوطات را برای خود گرد آورد. آنگاه به بغداد بازگشت و چندی به کار تدریس و ارشاد پرداخت. از چگونگی و زمان پیوستن داوود خالدی به طریقۀ نقشبندیه اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم که وی خلیفۀ سید عبدالغفور شاهدی نقشبنـدی ــ از خلفـای شیـخ نامـدار، خالـد نقشبندی شهرزوری (د ١٢٤٢ ق/ ١٨٢٦ م) ــ بود و در بغداد به ارشاد سالکان در این طریقه میپرداخت (بیطار، ٢/ ٨٦١؛ سامرایی، ١٨٨؛ دروبی، ١٦٩؛ آلوسی، محمود، ٢/ ٦٨٦؛ آلوسی، علی، ١٧٤؛ زرکلی، ٢/ ٣٣٢؛ حیدری، ٩٠).
داوود پس از چندی اقامت در بغداد، باردیگر برای ادای فریضۀ حج به مکه سفر کرد و در بازگشت به دمشق رفت و چندسالی را در آنجا گذراند. وی سفری هم به قاهره کرد و مدتی هم در آنجا ماند و در بازگشت به موصل رفت و چندی نیز در آنجا اقامت گزید و سرانجام، به بغداد بازگشت و تا هنگام مرگ در آنجا ساکن شد. وی در همۀ این شهرها به تحصیل و تدریس اشتغال داشت (بیطار، ١/ ٦٠٩ -٦١٠).
ظاهراً خالدی در هنگام استقرار در بغداد آوازهای درخور یافته بود و در این هنگام، استادش سید محمد سعید افندی طبقجلی که خود از عالمان نامدار بغداد بود، خانۀ خود در محلۀ عاقولیۀ بغداد را به مدرسه تبدیل کرد، نسخ خطی متعددی را به کتابخانۀ آن اختصاص داد و داوود نقشبندی را به عنوان مدرس در آنجا منصوب نمود. وی همچنین از املاک خود درآمدی برای او و نیز تداوم فعالیت مدرسه مقرر کرد. ظاهراً داوود تا آخر عمر خود در آن مدرسه به تدریس فقه، نحو و حدیث اشتغال داشت و در ماه رمضان در مسجد جامع وزیر نیز به وعظ میپرداخت (آلوسی، محمود، ١/ ٩٣، ٢/ ٦٨٥؛ آلوسی، علی، همانجا؛ دروبی، ٣٣- ٣٥، ٣١٠، راوی، ١٤٠-١٤١؛ جبوری، مکتبة ... ، ٤٩).
داوود نقشبندی با جریانهای فکری زمانۀ خود آشنا بود و در آن هنگام که جنبش وهابیت برپایۀ اندیشههای محمد بن عبدالوهاب (د ١٢٠٦ ق/ ١٧٩٢ م) در حال پا گرفتن و استقرار در حجاز بود، با سلفیان و علمای آنان به مناظره پرداخت و ردیههایی بر وهابیان نوشت، تا آنجا که برخی او را بزرگترین مخالف وهابیان در سدۀ ١٣ ق بهشمار آوردهاند. از متن ردیههای خالدی و اشارۀ او در ابتدای رسالۀ «صلح الاخوان ... » پیدا ست که وی از نقدهایی که پیش از او بر وهابیان نوشته شده بود، اطلاعی نداشته، و در نوشتن آنها بیشتر به موضوعات مورد توجه خود پرداخته است. اما آنچه ردیههای او را از آثار مشابه پیشین متمایز میسازد، آن است که وی بهویژه در المنحة ... و «صلح الاخوان ... » با استناد به اقوال ابنتیمیه و ابنقیم جوزیه به رد باورها و دیدگاههای وهابیان میپردازد و میکوشد تا ثابت کند که این دو با موضوع توسل به صالحین و اولیاء، به شرط آنکه به غلو نینجامد، مخالفتی نداشتهاند و برخلاف وهابیان، هیچ فردی از اهل قبله، جز فرق غالی را تکفیر نکردهاند. بههمینسبب، ردیههای ابنجرجیس بیشترین واکنشها را در میان وهابیان برانگیخت و بیش از همه نوادگان محمد بن عبدالوهاب را به نقد او و آثارش واداشت. از مهمترین ردیههایی که بر ضد او نوشته شد، میتوان به اینها اشاره کرد: القول الفصل النفیس فیالرد على داوود بن جرجیس، اثر عبدالرحمان بن حسن آلشیخ (نوۀ محمد بن عبدالوهاب)؛ تأسیس التقدیس فی الرد على داوود بن جرجیس، اثر عبداللطیف بن عبدالرحمان آل شیخ؛ تحفة الطالب والجلیس فی الرد على ابن جرجیس، اثر همو؛ فتح المنان تتمة منهاج التأسیس رد صلح الاخوان، اثر محمد شکری آلوسی؛ تأسیس التقدیس فی کشف تلبیس داوود بن سلیمان بن جرجیس، اثر عبدالله بن عبدالرحمان مشهور به ابابُطَین؛ الانتصار لحزب الله الموحدین و الرد علی المجادل عن المشرکین، اثر همو (حمادی، ٨٥ - ٨٦؛ آلشیخ، ٩٨، ٢٣٧؛ آلوسی، محمود، ٢/ ٦٨٦؛ عزاوی، ٦٦؛ نیز نک : عاصمی، ج ١١، ١٢، جم ).
خالدی در روز دوشنبه ٢٩ رمضان ١٢٩٩ درگذشت و در مسجد الست نفیسه، در سمت غربی بغداد و در محلۀ کرخ، در کنار مزار سید عبدالغفور نقشبندی به خاک سپرده شد (آلوسی، محمود، ٢/ ٦٨٨؛ دروبی، ١٦٩؛ بیطار، ١/ ٦١١). وی شاگردان متعددی پرورد که از میان آنان میتوان به عبدالوهاب نائب، شیخ سعید و غلام رسول اشاره کرد. فرزندان و نوادگان او نیز در دورههای بعد همچنان از چهرههای علمی، دارای اعتبار اجتماعی و صاحب مناصب دولتی بودند و شهرت و اعتبار خاندان جرجیس را در بغداد تداوم بخشیدند. از میان آنان بهویژه میتوان به پسر او احمد داوود اشاره کرد که مناصب گوناگونی چون وزارت اوقاف را برعهده داشت (جبوری، مکتبة، ٤٢-٤٤؛ حیدری، ٩٠؛ دروبی، ١٦٩-١٧٠؛ علاف، ٢٢٨- ٢٢٩؛ عزاوی، همانجا).
آثـار
الف ـ چاپی
١. المنحة الوهبیة فی ردّ الوهابیة
یکی از مهمترین ردیههای داوود خالدی نقشبندی بر وهابیان است که در آن، بدون آنکه به صراحت از این گروه نامی ببرد، از آنها به عنوان «جماعتی که در زمان ما به ظهور رسیدهاند و امت محمدی را گمراه میسازند و خونها و اموالشان را مباح میشمارند» یاد میکند. وی آنگاه به نقد دیدگاههای ایشان در زمینۀ توسل و تشفع به انبیا و اولیا، کرامات انبیا و اولیا و زیارت قبور میپردازد و با استناد به منابع حدیثی اهل سنت میکوشد تا درستی این باورها و اعمال را ثابت کند (ص ٢، جم ؛ بغدادی، ایضاح، ١/ ٢٦٣، هدیه، ١/ ٣٦٣؛ کحاله، ٤/ ١٣٦؛ درنیقه، ٨٧؛ زرکلی، ٢/ ٣٣٢؛ قرهبلوط، ٢/ ١١٠٧؛ الیس، I/ ٤٧١؛ GAL, II/ ٧٩٠).
٢. «صلح الاخوان فی تبرئة ابنتیمیة و تلمیذه ابن قیم الجوزیة»
که ظاهراً پیش از ١٢٩٠ ق نوشته شده است و به موضوعاتی مشابه میپردازد، با این تفاوت که خالدی در این اثر میکوشد تا با استناد به گفتههای ابنتیمیه و شاگردش ابنقیم جوزیه نادرستی اعتقادات وهابیان را نشان دهد. این رساله نخستین بار همراه با «رسالة فی الرد ... » در ١٣٠٦ ق در بمبئی به چاپ رسید (تیموریه، ٤/ ٨٩؛ کحاله، ٤/ ١٣٦-١٣٧؛ زرکلی، درنیقه، عزاوی، GAL، همانجاها).
٣. اشد الجهاد فی ابطال دعوی الاجتهاد
که در ١٢٩٣ ق در پاسخ به سؤال برخی مسلمانان هندی نوشته شده است که از او دربارۀ درستی باورهای گروهی نوظهور پرسیدهاند که مدعی اجتهاد مطلق و بینیازی از پیروی مذاهب چهارگانۀ اهل سنتاند. خالدی در این رساله میکوشد تا با استناد به منابع گوناگون ثابت کند که اجتهاد مطلق تنها متعلق به ائمۀ چهارگانۀ اهل سنت است که باب آن بسته شده است و از اینرو، تابعان آنها تنها مجاز به اجتهاد مقیدند. وی در این کتاب وهابیان را خوارج مارقین، نادانترین نادانان و فاسقترین فاسقان میخواند و به شدت به عقاید آنان میتازد و بر این باور است که آنان به عوض پرداختن به تکفیر مسلمانان، که خود بدعتی بزرگ است، و ادعای اصلاح دین مردم، بهتر است که به تصحیح ایمان و اسلام خود بپردازند و از بدعتگزاری بپرهیزند (ص ٢٢، ٢٥، ٢٩، ٤٤؛ عزاوی، ٦٥؛ قره بلوط، درنیقه، الیس، GAL، همانجاها).
٤. «رسالة فی الرد علی المرحوم السید محمود افندی الآلوسی»
که در جواب و نقد مطلبی از ابوالثناء شهابالدین محمود آلوسی نوشته شده است و به تصریح مؤلف، وی پس از مرگ آلوسی از چنین مطلبی آگاهی یافته است. در این رساله، خالدی با پرداختن به موضوعاتی مشابه و تأکید بر احادیث و روایات بر درستی توسل و زیارت قبور تأکید میکند (عزاوی، زرکلی، قرهبلوط، همانجاها).
٥. نحت جدید الباطل و بردة بالادلة الحق الذابة عن صاحب البردة
که در آن خالدی پس از نقل شرح حال مختصری از بوصیری، به شرح برخی ابیات «برده» میپردازد و در ضمن آن میکوشد تا به برخی نقدهای واردشده بر این ابیات به گونهای مستدل پاسخ گوید. این کتاب در ١٤٢٥ ق به کوشش عبدالرزاق نقشبندی در قاهره به چاپ رسیده است (نک : مآخذ).
٦. «مسلّی الواجد و مثیر التواجد فی تشطیر مرثیة مولانا خالد»
که تشطیری بر مرثیۀ ابنعابدین در سوگ شیخ خالد نقشبندی است و در ذیل همین مرثیه در مجموعة رسائل ابنعابدین، به چاپ رسیده است (نک : ابنعابدین، ٣٢٦- ٣٢٩؛ قرهبلوط، ٢/ ١١٠٨؛ طلس، ١٦٨؛ زرکلی، درنیقه، همانجاها).
ب ـ خطی
١. التعقیب على روایة العاملی صاحب خلاصة الحساب فیالغسل و المسح؛ ٢. الرد على من یقول بالمسح علی الرجلین فی الوضوء؛ ٣. المسح علی الخفین؛ ٤. رسالة فی اختلاف الائمه؛ ٥. زبدة ما تحرر فی مسئلة التقلید علی المذاهب الاربعة؛ ٦. مناقب المذاهب الاربعة (قرهبلوط، ٢/ ١١٠٧؛ حافظ ، ١/ ٣٥٣-٣٥٤، ٢/ ١٧٣؛ محمد، ٢/ ١٧٢؛ نقشبندی، ٢/ ٣٥؛ درنیقه، بغدادی، هدیه، همانجاها)؛ ٧. الفوائد الجلیة نظم الرسالة الوضعیة؛ ٨. تشطیر قصیدة عبدالباقی العمری فی مدح قاضی بغداد ارشد افندی؛ ٩. تشطیر القصیدة البردیة؛ ١٠. دوحة التوحید؛ ١١. رسالة فی اسلام ابوی المصطفى صلعم؛ ١٢. رسالة فی عدم جواز وضع القرآن و کتب الحدیث علی الارض؛ ١٣. منظومة فی العقائد (بغدادی، ایضاح، ٢/ ٢٠٥؛ هدیه، ١/ ٣٧٣؛ درنیقه، ٨٧؛ زرکلی، ٢/ ٣٣٢؛ قرهبلوط، عزاوی، همانجاها؛ کحاله، ٤/ ١٣٦-١٣٧؛ جبوری، فهرس ... ، ٢/ ٤١٢، ٣/ ٨٤؛ طلس، ١٣٩؛ محمد، ١/ ١٠٩).
مآخذ
آلشیخ، عبدالرحمان عبداللطیف، مشاهیر علماء نجد و غیرهم، دارالیمامه، ١٣٩٤ ق؛
آلوسی، علی علاءالدین، الدر المنتثر فی رجال القرن الثانی عشر و الثالث عشر، بهکوشش جمالالدین آلوسی و عبدالله جبوری، بغداد، ١٩٦٧ م؛
آلوسی، محمود شکری، المسک الاذفر، ج ١، بغداد، ١٩٣٠ م، ج ٢، دارالعربیة للموسوعات، ١٤٢٧ ق/ ٢٠٠٧ م؛
ابنعابدین، محمد، مجموعة رسائل، بیروت، عالم الکتب؛
بغدادی، ایضاح؛
همو، هدیة؛
بیطار عبدالرزاق، حلیة البشر، بهکوشش محمد بهجة بیطار، دمشق، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
تیموریة، فهرست؛
جبوری، عبدالله، فهرس المخطوطات العربیة، بغداد، ١٩٧٤ م؛
همو، مکتبة الاوقاف العامه، تاریخها، و نوادر مخطوطاتها، بغداد، ١٣٨٩ ق/ ١٩٦٩ م؛
حافظ، محمد، فهرس مخطوطات دارالکتب الظاهریه، دمشق، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
حمادی ردیسی، اسماء نویره، الرد علی الوهابیة فی القرن التاسع عشر، بیروت، ٢٠٠٨ م؛
حیدری بغدادی، ابراهیم، عنوان المجد فی بیان احوال بغداد و البصرة و نجد، قاهره، ١٩٩٩ م؛
خالدی نقشبندی، داوود، اشد الجهاد فی ابطال دعوی اجتهاد، استانبول، ١٤١١ ق/ ١٩٩٠ م؛
همو، المنحة الوهبیة فی رد الوهابیة، استانبول، ١٩٩٠ م؛
همو، نحت حدید الباطل و بردة بادلة الحق الذابة عن صاحب البرده، بهکوشش عبدالرزاق نقشبندی، قاهره، ١٤٢٥ ق؛
درنیقه، محمد احمد، الطریقة النقشبندیة و اعلامها، جروس برس، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
دروبی، ابراهیم، البغدادیون، اخبارهم و مجالسهم، بغداد، ١٣٧٧ ق/ ١٩٥٨ م؛
راوی بغدادی، محمدسعید، تاریخ الاسر العلمیة فی بغداد، بهکوشش عماد عبدالسلام رئوف، بغداد، ١٩٩٧ م؛
زرکلی، اعلام؛
سامرایی، یونس ابراهیم، تاریخ علماء بغداد فی القرن الرابع عشر الهجری، بغداد، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
سرکیس، یوسفالیان، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قم، ١٤١٠ ق؛
طلس، محمداسعد، الکشاف عن مخطوطات خزائن کتب الاوقاف، بغداد، ١٣٧٢ ق/ ١٩٥٣ م؛
عاصمی نجدی، الدرر السنیة الاجوبة النجدیة، بیجا، ١٤١٧ ق/ ١٩٩٧ م؛
عزاوی، عباس، تاریخ العراق بین الاحتلالین، قم، ١٣٦٩ ش/ ١٤١٠ ق؛
علاف، عبدالکریم، بغداد القدیمة، بهکوشش محمدرضا شیبی، الدار العربیة للموسوعات، ١٩١٧ م؛
عواد کورکیس، معجم المؤلفین العراقیین، بغداد، ١٩٦٩ م؛
قرهبلوط، علیرضا، معجم التاریخ التراث الاسلامی فی مکتبات العالم، ترکیه، ١٤٢٢ ق/ ٢٠٠١ م؛
کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٣٧٦ ق/ ١٩٥٧-١٩٦١ م؛
محمد، محمود احمد، فهرس مخطوطات مکتبة الاوقاف المرکزیة فی السلمانیة، بغداد، ١٩٨٢ م؛
نقشبندی، اسامة ناصر، المخطوطات الفقهیة، بغداد، ١٩٧٦ م؛
نیز:
Ellis, M. A., Catalogue of Arabic Books in the British Museum, Norwich, ١٩٦٧;
GAL.
عطیه خالقی همدانی ـ بخش ادیان و عرفان