دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٥ - بیومیه
بیومیه
نویسنده (ها) :
لیلا رحیمی بهمنی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَیومیه، یكی از طریقههای صوفیۀ مصر، منسوب به نورالدین علی بن حجازی بن محمد بیومی (١١٠٨-١١٨٣ق / ١٦٩٦-١٧٦٩م).
علی بیومی در روستای بیوم واقع در جنوب مصر زاده شد و پس از تحصیلِ مقدمات علوم، سماعِ حدیث و حفظِ قرآن به تصوف روی آورد. وی با دست ارادت دادن به بسیاری از مشایخ و شاگردیِ آنان اصول و روشهای سلوك طریقههای مختلف را آموخت، چنانكه با دستگیریِ احمد بن عبّاد شاذلی در طریقۀ شاذلیه، به یاریِ علی بن عمر بن عبدالسلام تطاونی در طریقۀ قادریه، با ارشاد عبدالرحمان حلبی در طریقۀ بدویه، و به وسیلۀ عیسی تیلونی در طریقۀ نقشبندیه تلقین ذكر یافت و از همینرو، گاه «جامع الطرق» خوانده شده است (جبرتی، ٢ / ٣٣٩؛ EI٢, I / ١١٥١؛ «دائرةالمعارف ... »، VI / ٩٩).
بیومی پس از اقامت در قاهره، بهرغم مخالفتهای علمای الازهر و با حمایت شیخ شبراوی ــ شیخ الازهر در آن روزگار ــ حلقههای ذكر را در یكی از مساجد آنجا برپا داشت و بعد از آنكه به دعوت شیخ شبراوی، تدریس در مدرسۀ طَیبَرسیۀ الازهر را پذیرفت، مریدان بسیاری یافت (جبرتی، ٢ / ٣٣٩-٣٤٠؛ عطیةالله، ١ / ٤١٦؛ خفاجی، ١٥٦؛ تریمینگام، ٧٩-٨٠؛ «دائرةالمعارف»، همانجا؛ EI٢, I / ١١٥٢). علم و تقوا، و نیز برخورداری بیومی از كلامی فصیح و گیرا موجب روی آوردنِ بسیاری از مردم، بهویژه طبقاتِ كمدرآمدِ جامعۀ مصر به تعالیم او گردید. در نقل از كرامات او گفتهاند كه راهزنان را توبه میداد و احوال آنان را چنان دگرگون میكرد كه به جمع مریدانش میپیوستند (جبرتی، ٢ / ٣٤١). علاوه بر آن، عدهای از علما در مجالس درس او حاضر میشدند و برخی امیران، همچون مصطفى پاشا كه ظاهراً بیومی رسیدن وی به منصب صدارت را پیشگویی كرده بود، از جملۀ مریدان او بودند. مصطفى پاشا به عثمان آغا، از امیران خود دستور داد تا در قاهره مسجد، آبخوریِ عمومی و مكتبی برای آموزش ایتام، نیز قبهای برای بیومی بنا كند (همو، ٢ / ٣٤٠-٣٤١؛ خفاجی، همانجا).
بیومی همچنین در سفرهای متعدد به مكه و سرزمین حجاز، به تبلیغ و ترویج طریقۀ خود در میان مردمانِ شهرنشین و قبایل بدوی پرداخت و به این ترتیب، حوزۀ فعالیت طریقۀ بیومیه را در دیگر سرزمینها نیز گسترش داد. پس از چندی خلفا و مریدان او از مصر تا حجاز انتشار یافتند و از آنجا به یمن، حضرموت، ایران و ماوراءالنهر رفتند و این طریقه را تا سواحل اقیانوس هند پراكندند (تریمینگام، ٨٠؛ دوپُن، ٣٣٦).
علی بیومی سرانجام در قاهره درگذشت و در قبهای كه از پیش برای او ساخته شده بود، به خاك سپرده شد (عطیةالله، همانجا؛ مبارك، ٤ / ١٤٤؛ جبرتی، ٢ / ٣٣٣، ٣٤١).
این آثار كه هیچیك از آنها به چاپ نرسیده، به بیومی نسبت داده شده است: ١. الاسرار الخفیة الموصلة الی الحضرة العلیة، در شرح حِكَمِ ابومدین تلمسانی؛ ٢. خواص الاسماء الادریسیة؛ ٣. رسالة فی الوحدانیة؛ ٤. فیض الرحمان على رسالة المولى رسلان؛ ٥. الهدایة للانسان الی الكریم المنان، شرحی بر حِكَم العطائیة؛ ٦. رسالهای مشتمل بر سلسلۀ اسناد علی بیومی و نیز نوشتهای از او به نام خواص الفاتحة و الاخلاص و فضل الصلاة علی النبی و فضل الذكر؛ ٧. حزب؛ ٨. رسالة فی الالفة والاخوة، در تصوف؛ ٩. رسالة فی الحدود؛ ١٠. شرح الانسان الكامل جیلی؛ ١١. شرح الصیغة الاحمدیة؛ ١٢. شرح الصیغة المطلسمة؛ ١٣. الفوز و الانتباه فی بیان من لایلتفت الى سواه (خدیویه، ٢/٦٦، ٨٤، ١١٧، ٢١٤، ٧/٩١، ٩٢؛ بغدادی، ١/ ٧٦٨؛ GAL, II/٤٦٢)؛ ١٤. شرح الجامع الصغیر؛ ١٥. طریقة الدمرداشیة؛ ١٦. رسالة فی معرفة الحق (زركلی، ٤/٢٧٠؛ هوتسما، ١٣٦؛ آلوارت، شم ٣٣٩٣؛ GAL, II/٤٦٢;
GAL, S, II/٤٧٨). همچنین رسالهای با عنوان اللمعة العامة فی مناقب علی البیومی كه ظاهراً در شرح احوال اوست، همراه با رسالهای از بیومی به نام منتخب النفائس در حاشیۀ كتاب جواهرالاطلاع اثر مصطفى یحیى شاذلی كه در ١٣٥٠ق/١٩٣١م در قاهره به چاپ رسیده است (GAL، همانجا).
با آنكه بیومی در ابتدا به دنبال آن بود كه در طریقۀ بدویه كه خود به آن وابستگی داشت، اصلاحاتی صورت دهد و با پیراستنِ زوائد، آن را به اصول نخستینش بازگرداند، اما بهتدریج به سبب تغییراتی كه در آیینها و روشهای بدویه ازجمله در آیین تلقین ذكر به وجود آورد، موجب آن شد كه پیروانش او را بیشتر به عنوان بنیانگذار طریقهای جدید بشناسند، تا اصلاحگر طریقهای موجود. بهعلاوه، ظاهراً خود وی نیز پس از مدتی به این نتیجه رسید كه ایجاد طریقهای جدید عملیتر و محتملتر است و به این ترتیب، در عینِ حفظِ برخی از خصوصیات طریقۀ بدویه همچون پوشیدنِ خرقۀ سرخ، زمینههای شكلگیری طریقۀ جدید بیومیه را فراهم آورد (تریمینگام، دوپن، «دائرةالمعارف»، همانجاها؛ EI١). با این همه، ریشه داشتنِ طریقۀ بیومیه در طریقۀ بدویه، شباهت پارهای آیینهای آنها، و آمیختگیِ پیروان این دو طریقه در برخی سرزمینها موجب آن شده است كه برخی از محققان طریقۀ بیومیه را شاخهای از بدویه بهشمار آورند و هویت مستقلی برای آن قائل نشوند (دوپن، ٣٣٧؛ گولپینارلی، ٤٨؛ دیونگ، ١٤-١٥؛ «دائرةالمعارف»، همانجا).
در طریقۀ بیومیه ذكر «اسماء سبعه» اهمیتِ بسیاری دارد و جذبه، مجاهده و تسلیم از اركان آن بهشمار میرود. در این طریقه ذكر «لااله الاالله» با صداهای بریدهای كه از نای خارج میشود، بیآنكه كلمۀ خاصی شنیده شود، ادا میگردد. این ذكر به «ذكر بیومی» شهرت یافته است (گولپینارلی، نیز «دائرةالمعارف»، همانجاها). همچنین برخلاف طریقۀ بدویه كه در آیین تلقین توبۀ آن، شیخ و مرید دستهای یكدیگر را بهطور عادی میگیرند، در طریقۀ بیومیه انگشتان این دو در هم قفل میشود و از اینرو، آن را «تلقین مشبّكه» خواندهاند. در هنگام ذكر نیز برخلاف درویشهای بدویه كه به حالت ایستاده از كمر خم شده، دستها را آزادانه رها میكنند، درویشان بیومیه دستهایشان را به حالت ضربدر روی سینه میگذارند و با راست كردن سر و بدن، دستها را در بالای سر به هم میزنند (لین، II / ١٨٢؛ تریمینگام، نیز «دائرةالمعارف»، همانجاها).
پس از درگذشت علی بیومی كه خلیفهای تعیین نكرده بود، ابراهیم دَمَنهوری (د ١١٩٢ ق / ١٧٧٨ م)، احمد سالم جزار و محمد نافع رهبریِ این طریقه را برعهده گرفتند و پس از آن، با روی دادن اختلافات، این طریقه دچار ضعف و چند دستگی شد، چنانكه بیومیهای حجاز و مصر بهتدریج از یكدیگر جدا شدند و هریك فعالیت مستقل خود را پی گرفتند. تكیۀ اصلیِ این طریقه در روستایی نزدیك قاهره قرار دارد، اما در طول سدههای پس از درگذشت بیومی، تكیههای متعددی در مصر و دیگر نقاط نیز ایجاد گردیده است، چنانكه در دهۀ ١٣٠٠ ق / ١٨٨٠ م تنها در عربستان بیش از ١٥ تكیه در مكه، مدینه، جده و دیگر شهرها وجود داشته است (تریمینگام، همانجا؛ دیونگ، ٣٤، حاشیۀ ١٧٧؛ EI١؛ «دائرةالمعارف»، همانجا).
مآخذ
بغدادی، هدیه؛
جبرتی، عبدالرحمان، عجائب الآثار، به كوشش حسن محمد جوهر و دیگران، بیروت، ١٩٥٩م؛
خدیویه، فهرست؛
خفاجی، محمد عبدالمنعم، التراث الروحی للتصوف الاسلامی فی مصر، دارالعهدالجدید؛
زركلی، اعلام؛
عطیة الله، احمد، القاموس الاسلامی، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
گولپینارلی، عبدالباقی، تصوف، ترجمۀ توفیق هاشمپور سبحانی، تهران، ١٣٦٩ش؛
مبارك، علی پاشا، الخطط التوفیقیة الجدیدة لمصرالقاهرة، قاهره، ١٩٨٠م؛
نیز:
Ahlwardt;
De Jong, F., Ṭuruq and Ṭuruq-Linked Institutions in Nineteenth Century Egypt, Leiden, ١٩٧٨;
Depont, O. and X. Copplani, Les Confréries religieuses Musulmanes, Alger, ١٨٩٧;
EI١;
EI٢;
GAL;
GAL, S;
Houtsma, M. Th., Catalogue d’une collection de manuscrits arabes et turcs, Leiden, ١٨٨٦;
Lane, E. W., The Manners and Customs of the Modern Egyptians, London, ١٩٠٤;
Trimingham, J. S., The Sufi Orders in Islam, Oxford, ١٩٧٣;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٩٢.
لیلا رحیمی بهمنی