دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣١٨ - برهان الدین غربب
برهان الدین غربب
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُرْهانالدّین غَریب، محمد (٦٥٤- ٧٣٨ق / ١٢٥٦-١٣٣٧م)، فرزند ناصرالدین محمود هانْسَوی، از صوفیان و مروجان طریقت چشتیه در دكن.
تدوین مجموعههایی چند از ملفوظات برهانالدین غریب و نیز انتساب القاب و عناوین مختلف به او، حكایت از محبوبیت و تأثیر شخصیت او در میان پیروان و تربیت یافتگانش دارد. با اینهمه، آگاهیهای ما درباره زندگانی و شرح احوال برهانالدین محدود به گزارشهایی درباره ارتباط او با شیخ نظامالدین اولیا (د٧٢٥ق / ١٣٢٥م) و نیز سلوك عرفانی اوست كه گاه به صورتی تناقض آمیز نقل شده، و از اغراق و مبالغه نیز به دور نمانده است. نخستین كسی كه از وی یاد كرده، امیر حسن دهلوی، از مصاحبان و دوستان نزدیك اوست كه در فوائد الفؤاد در مواردی چند از برهان الدین به نیكی یاد كرده است. پس از آن، در خیرالمجالس خواجه حمید قلندر و سیرالاولیای میرخُرد و نیز در ملفوظات برهانالدین اطلاعاتی مختصر از زندگانی وی آمده است. دیگر تذكرهها و منابع موجود ــ از سده ٩ق به بعد ــ در شرح احوال برهان الدین غریب از این منابع سود جستهاند (نك : دنباله مقاله).
برهانالدین در خانوادهای اهل علم و معرفت در هانْسی در منطقه هاریانا از توابع اوتارپرادش زاده شد. سلسله نسب او را به ابوحنیفه (ه م) رساندهاند، و برخی نام پدرش را محمد محمود و نیای او را ناصرالدین گفتهاند. همچنین وی را خواهر زاده شیخ جمالالدین هانسوی دانستهاند (آزاد، ٤؛ كلیم، ١٠٣؛ صباح الدین، ٢٧٢؛ عبدالحی، ٢ / ١٤٣؛ نیز نكـ: I / ١٣٢٨, EI²).
برهان الدین سالهای نخست زندگانی خود را در هانسی گذراند و مقدمات علوم را در همانجا فراگرفت؛ سپس به دهلی سفر كرد و در آنجا فقـه، اصول، تفسیـر و حدیث را نزد عالمـان عصر خود آموخت. وی در دهه ٦٩٠ق (به احتمال در ٦٩٣ق / ١٢٩٤م) به جرگه مریدان شیخ نظام الدین اولیا، پرآوازهترین عارف سلسلـه چشتیه پیوست و نزد او به كسب معارف و سیر و سلوك عرفانی پرداخت (آزاد، ٥ -٧؛ صباح الدین، ٢٧٦-٢٨١؛ كلیم، عبدالحی، همانجاها).
برهانالدین در جمع مریدان استادش، با برخی از بزرگان عرفان و تصوف آن عصر، از جمله امیر خسرو دهلوی (د ٧٢٥ق / ١٣٢٥م)، امیرحسن دهلوی و شیخ نصیرالدین محمود چراغ دهلی (د ٧٥٧ق / ١٣٥٦م) نامدارترین خلیفـه شیخ نظامالـدین، آشنـایی یافت و در میان آنان از احترام و منزلتی والا برخوردار گردید. شیخ نصیرالدین در مدت اقامت در دهلی در خانه برهان الدین مسكن گزید (دهلوی، حسن، ٥٥؛ قلندر، ٨بب ، ١٨٦-١٨٧، ٢٦٠، ٢٨٤؛ میرخرد، ٤٣٧- ٤٣٨؛ یمنی، ٣٥٧؛ جمالی، ١٢٨؛ دهلوی، عبدالحق، ٩٣-٩٤؛ چشتی، ٨٨٢؛ غلامسرور، ١ / ٣٤٦؛ كلیم، همانجا؛ نیز نك : دهلوی، محمد اختر، ١٢١-١٢٢؛ معشوق یارجنگ، ٤٤٢).
در منابع از ارادت و دلبستگی برهانالدین به نظامالدین اولیا سخـن به میـان آمده است، امـا به گفتـه مؤلف سیرالاولیـا، بر اثر سعایت دو تن از مریـدان شیخ نظـام الدین، میـان آن دو رنجشی پدید آمـد و سبب شـد كه برهان الـدین را از خانقـاه طـرد كنند؛ ولی رنجش شیخ دیری نپاییـد و به وسـاطت امیرخسـرو دهلوی، شیخ نظامالدین از برهان الدین دلجویی كرد و بیعت او را پذیرفت (میرخرد، ٤٣٨-٤٤٠؛ نیز نك : یمنی، همانجا؛ فرشته، ٢ / ٤٠٠؛ دهلوی، عبـدالحق، ٩٤؛ چشتی، ٨٨٣؛ آزاد، ٦). سرانجـام، برهـانالـدین به دریافت خرقه خلافت از شیخ خود نایل آمد. برخی برآنند كه وی دوبـار خرقـه خلافـت یافت؛ بـار نـخست به درخـواست و اصرار برخی از مریدان و خلفای شیخ از جمله خواجه مبشـر، سیدحسین و سید خاموش، و بار دوم در آخرین سالهای حیات شیخ نظامالدین و پیش از سفـر به دكـن (میرخرد، ٤٤٠-٤٤١؛ یمنی، نیـز دهلوی، عبدالحق، همانجاها؛ چشتی، ٨٨٣ -٨٨٤؛ غلام سرور، ١ / ٣٤٦-٣٤٧).
برهان الدین در دهه سوم سده ٨ق به دكـن هجرت كـرد و در دِواگیری (دولت آباد كنونی) رحل اقامت افكند و به نشر تعالیم طریقت چشتیه همت گمـاشت. شایـد این سفـر با فرمـان محمدبن تُغْلُـق (حكـ ٧٢٥- ٧٥٢ق / ١٣٢٥-١٣٥١م) كه همه عالمـان و عارفان را در ٧٢٧ق / ١٣٢٧م به دواگیری فراخواند، بیارتباط نباشد (میرخرد، ٤٤١؛ یمنی، نیز دهلوی، عبدالحق، همانجاها؛ چشتی، ٨٨٤؛ آزاد، ٨ -٩؛ نیز نكـ: I / ١٣٢٩, ²EI ؛رضوی،.(I / ١٨٣ سخن داراشكوه (ص ١٠١) كه این سفر را در زمان حیات شیخ نظامالدین و به همراه امیر حسن دهلوی و جمع كثیری از مریدان دانسته است، چندان درست نمینماید (نیز نك : فرشته، همانجا؛ ابوالفضل، ٣ / ١٧٠؛ عبدالحی، ٢ / ١٤٣-١٤٤).
به هرحال، برهانالدین در دواگیریخانقاهی بناكرد و به تعلیممریدان همت گماشت و در میان صوفیان و مردم آن دیار محبوبیت و مقبولیت بسیار یافت. هرچند پیش از او برادرش شیخ منتخب الدین، معروف به «زرزری زربخش» برای تبلیغ طریقت چشتیه به دكن رفته بود، اما با توجه به اهمیت چشمگیر و تأثیر فراوان برهان الدین در نشر این طریقت در آن سرزمین، میتوان او را بنیان گذار و مروج اصلی سلسله چشتیه در دكن به شمار آورد. وی در آنجا نه تنها در میان توده مردم و جمع مریدان، بلكه نزد سلاطین و بزرگان نیز از احترام و منزلت خاصی برخوردار بود. گفتهاند كه سلطان محمدبن تغلق، او را گرامی میداشت و نیز علاءالدین حسن بهمنی (حك ٧٤٨-٧٥٩ق / ١٣٤٧- ١٣٥٨م)، از سلاطین دكن، مبلغ قابل توجهی را برای مخارج فقرا به خانقاه وی بخشید. افزون بر آن، نصیرخان (ناصر خان) فاروقی، مؤسس سلسله فاروقی خانْدیش، در حدود سال ٨٠١ق / ١٣٩٩م شهری بنیاد نهاد و به احترام شیخ برهانالدین آن را «برهانپور» (ﻫ م) نامید و همچنین به نام شیخ زینالدین داوود شیرازی ــ یكی از خلفای برهان الدین غریب ــ «زینآباد» را بنا كرد (فرشته، ١ / ٢٧٧، ٢ / ٢٧٧-٢٧٩، ٤٠١؛ غوثی، ٧٩؛ چشتی، ٨٨٥؛ نظامی، ٢٠٦؛ صدیقی، ١٥٧- ١٥٨؛ نیز نك : عصامی، ٤٦٢؛ صباح الدین، ٢٩١).
برهانالدین شاگردان بسیاری پرورد كه از آن میان زینالدین داوود شیرازی، ركن الدین كاشانی و حَمّاد بن عماد كاشانی از خلفای برجسته او بودند (فرشته،٢ / ٤٠١؛ صباحالدین، ٢٨٧-٢٩٠).خواجهحمیدقلندر، مؤلف خیرالمجالس و نیز میرخرد، گردآورنده سیرالاولیا، هر چند در شمار مریدان و خلفای او نبودند، امامدتی نزداو شاگردیكردند(قلندر، ٢٧٩؛ میرخرد، ٤٣٨؛ رحمان علی، ١٧١).
برهانالدین به وجد و سماع صوفیانه توجه خاص داشت و در این باب، راه و رسم ویژهای ابداع كرد. پس از او، مریدانش را كه در سماع صوفیانه به وی اقتدا كردند، «برهانی» نامیدند (میرخرد، همانجا؛ دهلوی، عبدالحق، ٩٣؛ چشتی، ٨٨٢؛ رضوی ، همانجا). او سرانجام در دواگیری (دولت آباد) وفات یافت و در همانجا به خاك سپرده شد. تاریخ وفاتاو را بهاختلاف ٧٣١، ٧٣٢، ٧٣٨ و٧٤١قگفتهاند (چشتی، ٨٨٥؛ آزاد، ٢٥-٢٦؛ غلام سرور، ١ / ٣٤٨؛ فاروقی، ٩٥؛ بیل،١١١ ) كه از آن میان، تاریخ ٧٣٨ق چون از نفائس الانفاس ــ مجموعه ملفوظات او ــ نقل شده است، درستتر مینماید (نك : آزاد، همانجا؛ صباح الدین، ٢٩٤؛ هادی، .(١٤٤ داراشكوه و غوثی شطاری در سدۀ ١١ق / ١٧م آرامگاه او را زیارت كردند و چنانكه غوثی شطاری (همانجا) گفته است، در روز عُرس او مردم از نواحی اطراف برمزار او گرد میآیند و مخارج روضه او، از چندین روستا كه بر این كار وقف شده است، فراهم میآید (نیز نك : داراشكوه، همانجا). پس از وفات برهانالدین، شاگرد نامدار او، شیخ زین الدین به عنوان خلیفه وی برگزیده شد (نك : فرشته، همانجا؛ صباحالدین، ٢٨٧-٢٨٩).
مجموعههای متعددی از ملفوظات برهانالدین به دست مریدانش در سدۀ ٨ق / ١٤م تدوین شده كه از آن جمله است:
١. احسن الاقوال، مجموعه ملفوظات و تقریرات برهان الدین است كه شاگرد او حمادبن عماد كاشانی آن را گرد آورده، و بر حسب موضوع، عنوان بندی كرده است. در این اثر برخی از رویدادهای زندگی شیخ فریدالدین گنج شكر و شیخ نظام الدین اولیا نیز آمده است. از این مجموعه نسخهای در كتابخانه جامعه عثمانیه حیدرآباد دكن و نسخهای دیگر در كتابخانه شخصی خلیق احمد نظامی در علیگره نگهداری میشود. احسن الاقوال به كوشش نثار احمد فاروقی در مجله قند پارسی در دهلی نو به چاپ رسیده است. همچنین ترجمهای از آن به زبان اردو در ١٣٤٢ق در بمبئی چاپ شده است (نظامی، «حیات...»،٢٠٣ ؛ قیصر، ٨٦).
٢. نفائس الانفاس، كه مجموعه دیگری از ملفوظات برهانالدین غریب است و توسط ركنالدین كاشانی گرد آمده، و به ترتیب تاریخی از ٧٣٢ق / ١٣٣٢م تا پایان عمر شیخ مرتب شده است. از این مجموعه نسخهای در كتابخانه ندوه العلماء نگهداری میشود (نظامی، «مطالعات...»،.(I / ٧٠
دیگر ملفوظات شیخ برهان الدین اینهاست: غریب الكرامات و بقیة الغرائب كه هر دو را شاگرد دیگر او، مجدالدین بن عماد كاشانی تدوین كرده است (نكـ: آزاد، ٥). خواجه حمید قلندر نیز چنانكه خود در خیرالمجالس اشاره كرده است، مجموعه ملفوظات برهان الدین غریب را با عنوان اخبار الاخیار جمع آورده بود (همانجا) كه اكنون اثری از آن در دست نیست.
مآخذ
آزاد بلگرامی، غلامعلی، روضة الاولیا، اورنگ آباد، ١٣١٠ق؛ ابوالفضل علامی، آیین اكبری، لكهنو، ١٨٨٢م؛ جمالی، حامد، سیرالعارفین، ترجمه محمد ایوب قادری، لاهور، ١٩٨٩م؛ چشتی، عبدالرحمان، مرآة الاسرار، ترجمه علی اصغر چشتی صابری، لاهور، ١٤١١ق؛ داراشكوه، محمد، سفینة الاولیا، كانپور، ١٨٨٣م؛ دهلوی، حسن، فوائد الفؤاد، ملفوظات نظام الدین اولیای بدائونی، به كوشش محمد لطیف ملك و محسن كیانی، تهران، ١٣٧٧ش؛ دهلوی، عبدالحق، اخبار الاخیار، خیرپور، فاروق اكیدمی؛ دهلوی، محمد اختر، تذكرة اولیائی پاك و هند كلان، لاهور، ١٩٨٩م؛ رحمان علی، محمد عبدالشكور، تذكرة علمای هند، ترجمه محمد ایوب قادری، كراچی، ١٩٦١م؛ صباح الدین عبدالرحمان، بزم صوفیه، اسلام آباد، ١٩٩٠م؛ صدیقی، خالد مصطفی، واقعات صوفیه، لاهور، ١٩٨٩م؛ عبدالحی، نزهة الخواطر، حیدر آباد دكن، ١٣٥٠ق / ١٩٣١م؛ عصامی، عبدالملك، فتوح السلاطین، مدرس، ١٩٤٨م؛ غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، كانپور، ١٣٣٢ق / ١٩١٤م؛ غوثی شطاری، محمد، گلزار ابرار، به كوشش محمد ذكی، پتنه، ١٩٩٤م؛ فاروقی، نثار احمد، نقد ملفوظات، لاهور، ١٩٨٩م؛ فرشته، محمد قاسم، تاریخ، كانپور، ١٢٩٠ق / ١٨٧٤م؛ قلندر، حمید، خیرالمجالس، به كوشش خلیق احمدنظامی، علیگره، ١٩٥٩م؛ قیصر امروهوی، محمود حسن، مرآة التصوف، به كوشش محمد حسین رضوی، علیگره، ١٩٨٥م؛ كلیم، میان محمددین، چشتی خانقاهین، لاهور، ١٩٩٠م؛ معشوق یارجنگ، مشتاق حسین، اخبار الصالحین، لاهور، ١٤٠٤ق؛ میرخرد، محمد، سیرالاولیاء، لاهور، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛ خلیق احمد، تاریخ مشایخ چشت، كراچی، ١٩٧٥م؛ یمنی، نظام الدین غریب، لطائف اشرفی، چ سنگی؛ نیز:
Beale, T.W., An Oriental Biographical Dictionary, Lahore, ١٩٧٥;
EI²;
Hadi, N., Dictionary of Indo - Persian Literature, Delhi, ١٩٩٥;
Nizami, Kh. A., Historical Studies, Indian and Islamic, ١٩٩٥;
id, The Life and Times of Shaikh Nizam - u´ d - din Auliya, Delhi, ١٩٩١;
Rizvi, A.A., A History of Sufism in India, New Delhi, ١٩٨٦.
محمدجواد شمس