دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠ - جعفر خلدی
جعفر خلدی
نویسنده (ها) :
زهرا حسینی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَعْفَرِ خُلْدی، جعفر بن محمد خلدی خَوّاص بغدادی (٢٥٣- رمضان ٣٤٨ق / ٨٦٧- نوامبر ٩٥٩م)، صوفی و محدث بغدادی. وی در بغداد به دنیا آمد و بنا بر برخی روایات، منسوب به خُلد ــ یکی از محلات بغداد ــ بود که جماعتی از اهل علم و زهد نیز از آنجا برخاسته بودند. لقب او خواص (حصیرباف) و کنیهاش ابومحمد بوده است (خواجه عبدالله، ٤٩٥؛ قشیری، ٢٨؛ ابنتغری بردی، ٣ / ٣٢٣؛ خطیب، ٧ / ٢٢٧؛ یاقوت، ٢ / ٤٥٩-٤٦٠؛ سمعانی، ٥ / ١٧٦-١٧٧).
از کودکی و جوانی جعفر خلدی اطلاعی در دست نیست، ولی در منابع آمده است که وی به حصیربافی اشتغال داشت و از شاگردان و مریدان ابراهیم خواص و جنید بغدادی بود و با صوفیان نامداری چون ابوالحسین نوری، رُویم، سُمنون، جُریری و دیگر بزرگان روزگار خود مصاحبت داشت. همچنین گفته شده است که ابوالحسن همدانی علوی و ابوالعباس نهاوندی از شاگردان او بودهاند (سلمی، ٤٥٤؛ خواجه عبدالله، همانجا؛ ابونعیم، ١٠ / ٣٨١؛ ذهبی، سیر ... ، ١٥ / ٥٥٩؛ جامی، ٢٢٨).
خلدی اهل ترسّل بود و با دیگر صوفیان مکاتبه داشت (سراج، ٣٠٩؛ ابونعیم، ١٠ / ٢٠١، ٢١٤، ٢٢٣،٢٨٤، ٣٨١). وی احوال و اقوال مشایخ را گردآوری میکرد و بنا بر منابع صوفیه ١٣٠، و به روایتی ٢٠٠ دیوان از مشایخ صوفیه را در اختیار داشت و در علوم صوفیه نیز صاحبنظر بود و از همین روی، مرجع آنان در کتابها، اقوال و احوال آنان به شمار آمده است (سلمی، خواجه عبدالله، همانجاها؛ عطار، ٧٥٢).
جعفر خلدی بیشتر عمر خود را در سفر گذراند و حدود ٦٠ بار حج به جای آورد و در این سفرها بسیاری از عرفا، مشایخ و محدثان را در شهرهای مکه و کوفه و سرزمینهای شام و مصر ملاقات کرد و احادیث پرشماری گرد آورد و به همین سبب، از جمله راویان معتبر احادیث به شمار آمده است (خواجه عبدالله، ٤٩٦؛ ابنجوزی، ١٤ / ١١٩؛ یاقوت، ٢ / ٤٦٠؛ خطیب، ٧ / ٢٢٦). وی سرانجام به بغداد بازگشت و در ٩٥ سالگی درگذشت و در شونیزیۀ بغداد، در کنار سریّ سقطی، معروفِ کرخی و جنید بغدادی به خاک سپرده شد (یافعی، ٢ / ٣٤٢؛ ابنعماد، ١ / ٣٧٨-٣٧٩؛ ذهبی، العبر، ٢ / ٧٩؛ ابناثیر، ٨ / ٥٢٨؛ ابنتغری بردی، ٣ / ٣٢٢؛ ابنجوزی، همانجا).
در منابع صوفیه از قول جعفر خلدی حکایات و اقوال پرشماری دربارۀ صوفیان و از زبان آنان نقل شده است، چندانکه به ندرت میتوان منبعی را یافت که نقل قولی از او در آن نیامده باشد. به همین سبب، از وی به عنوان یکی از عجایب بغداد نام بردهاند (هجویری، ١٩٦؛ جامی، همانجا؛ ابنقدامه، ١٩٠)؛ این امر بهویژه به سبب مصاحبت نزدیک جعفر خلدی با جنید بغدادی بود و آگاهی بسیار او از زندگی و اندیشههای جنید، و در نتیجه نقل فراوان اقوال و حکایات او از اهمیت زیادی برخوردار است (ابن تغری بردی، ٣ / ١٦٩؛ هجویری، ١٩٧؛ رادمهر، ١٣٨). افزون بر این، آثاری چون حکایات المشایخ، رسالة فی التصوف، الفوائد و الزهد و الرقائق و المراثی، و نیز محنة الشافعی ابی عبدالله محمد بن ادریس به او نسبت داده شده، که نسخ خطی برخی از آنها موجود است (سید، ٢ / ١٩٨؛ ظاهریه، ١ / ٢٤٨؛GAS, I / ٦٦١ GAL, I / ٤٨٦;).
چنانکه پیشتر گفته شد، در منابع صوفیه از قول جعفر خلدی مطالب بسیاری دربارۀ صوفیان دیگر نقل شده است، اما در این میان، سخنانی که از آن خود او ست، اندکشمار است، چندان که نمیتوان اندیشهای خاص یا دیدگاهی ویژه را به او منسوب داشت. با این همه، چنانکه از همان سخنان برمیآید، وی تصوف را حالتی میدانست که در آن عین ربوبیت ظاهر میگردد و عین عبودیت از میان میرود، و فتوت را حقیر شمردن نفس و بزرگ داشتن حرمت مسلمانان به شمار میآورد. خلدی عقل را عامل نگاه داشتن انسان از مواضع هلاک میدانست و توکل را استوار بودن قلب چه در هنگام فراهم بودن روزی، و چه در هنگام نبود آن میشمرد. وی بر آن باور بود که بنده هرگز لذت سلوک را در کنار لذت نفس درنمییابد و اهل حقایق پیش از هر چیز، علائقی را که آنها را از حق باز میدارد، میبُرند. از اینرو، به مریدان خود توصیه میکرد که همت بلند دارند و آن را شریف بدانند، زیرا همت شریف است که سالک را به مقام مردان میرساند، نه مجاهدتها (خواجه عبدالله، قشیری، هجویری، همانجاها؛ ابونعیم، ١٠ / ٣٨١-٣٨٢؛ سلمی، ٤٥٨-٤٥٩؛ عطار، ٧٥٣-٧٥٤؛ جامی، ٢٢٨-٢٢٩).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابنجوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفیٰ عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ق؛
ابنعماد، عبدالحی، شذرات الذهب، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
ابنقدامۀ مقدسی، عبدالله، اثبات صفة العلو، به کوشش احمد بن عطیه، بیروت / مدینه، ١٤٠٩ق / ١٩٨٨م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الاولیاء، بیروت، ١٩٨٥م؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به کوشش محمود عابدی، تهران، ١٣٧٠ش؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
خواجه عبدالله انصاری، طبقات الصوفیه، به کوشش محمد سرور مولایی، تهران، ١٣٦٣ش؛
ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و ابراهیم زیبق، بیروت، ١٩٨٦م؛
همو، العبر، به کوشش محمدسعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٩٨٥م؛
رادمهر، فریدالدین، جنید بغـدادی تاج العارفین، تهران، ١٣٨٠ش؛
سراج، عبدالله، اللمع فی التصوف، به کوشش نیکلسن، لیدن، ١٩١٤م؛
سلمی، محمد، طبقات الصوفیة، به کوشش یوهانس پدرسن، لیدن، ١٩٦٠م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالرحمان معلمی یمانی، حیدرآباد دکن، ١٩٦٦م؛
سید، خطی؛
ظاهریه، خطی (تاریخ و ملحقات)؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، تذکرة الاولیاء، به کوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٦ش؛
قشیری، عبدالکریم، الرسالة القشیریة، قاهره، ١٩٤٨م؛
هجویری، علی، کشف المحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، تهران، ١٣٥٨ش؛
یافعـی، عبدالله، مرآة الجنـان، بیروت، ١٩٧٠م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
GAL; GAS.
زهرا حسینی