دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩٩ - بدرالدین اسحاق دهلوی
بدرالدین اسحاق دهلوی
نویسنده (ها) :
محمد فرید
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدرُالدّین اِسحاقِ دِهلَوی (د ٦٩٠ق/ ١٢٩١م)، از عارفان بزرگ سلسلۀ چشتیه، خلیفه و داماد شیخ فریدالدین مسعود گنج شکر (د٦٦٤ق/ ١٢٦٦م). بدرالدین که سلسله نسب خود را به عمرالاشرف، فرزند امام زینالعابدین(ع) میرساند، در دهلی زاده شد و در همانجا پرورش یافت و نزد پدر خود منهاجالدین علی بن اسحاق بخاری (قس: ابوالفضل، ٣/ ١٧١) که مردی فاضل و استاد مدرسۀ معزیه بود، به تحصیل علم پرداخت (قدوسی، ١٣٣؛ عبدالحی، ١/ ٩٥).
بدرالدین برای تکمیل تحصیلات خود راهی بخارا شد و در میانۀ راه به اجودهن (پاک پتَّن امروزی در استان پنجاب پاکستان) رسید و آوازۀ بزرگی و کمالات شیخ فریدالدین مسعود گنج شکر را شنید (دهلوی،٧٣). پس به ملاقات او رفت و مسائل خود را در حضور او مطرح کرد. چون شیخ همۀ سؤالها را به شکلی قانعکننده پاسخ داد و تبحر علمی و دقت نظرش آشکار شد، بدرالدین از آن پس در زمرۀ مریدان وی در آمد و در اجودهن مقیم شد (قدوسی، ١٣٣-١٣٤؛ رحمان علی، ٣١؛ ابوالفضل، ٣/ ١٧١-١٧٢). بنابر بعضی روایتهای دیگر، بدرالدین اسحاق از دهلی مستقیماً به بخارا رفت و در بازگشت، در اجودهن به خدمت شیخ فریدالدین مسعود رسید (نظامی، ١٦٥؛ چشتی صابری، ٢٣٠؛ هادی، ١١٢؛ قس: غلامسرور، ١/ ٣١٩).
بدرالدین زیر نظر شیخ فریدالدین مراتب سلوک را طی کرد، تا آنجا که شیخ فریدالدین خرقۀ خلافت خود را به او بخشید و دختر خویش را به همسری او در آورد (ابوالفضل، ٣/ ١٧٢؛ میرخورد، ١٨٠). ارادت بدرالدین به شیخ خود به حدی بود که درخواست او را برای سفر و دستگیری و هدایت مریدان دیگر نپذیرفت و تا هنگام مرگ فریدالدین در خدمت او ماند (عبدالحی، همانجا). در طول این مدت که وی در خانقاه اقامت داشت و امور آنجا را اداره میکرد، امامت جماعت خانقاه را نیز برعهده داشت (چشتی، ٨٠١؛ میرخورد، ١٨٢، ١٨٦؛ رضوی، I/ ١٤٢). کراماتی هم به بدرالدین اسحاق نسبت دادهاند (میرخورد، ١٨٥-١٨٧؛ چشتی، ٨٠١-٨٠٢؛ لعلی بدخشی، ٢٨٢-٢٨٣).
پس از درگذشت شیخ فریدالدین، پسر او بدرالدین سلمان، بر مسند خلافت نشست. با آنکه بدرالدین اسحاق خدمت او را نیز همچون پدرش بر خود فرض میدانست، بدخواهان میان این دو اختلاف انداختند و بدرالدین به ناچار خانقاه را ترک گفت و در مسجد جامع اجودهن اقامت گزید (میرخورد، ١٨١؛ قدوسی، ١٣٦). پس از مدتی خواجه نظامالدین اولیا (د٧٢٥ق/ ١٣٢٥م) به اجودهن آمد و بدرالدین اسحاق خرقۀ فریدالدین مسعود را، طبق توصیۀ خود او، به نظامالدین اولیا سپرد (فرشته، ٢/ ٣٩٠-٣٩١؛ آریا، ١٢٢؛ شارب، ٥٨).
خواجه نظامالدین اولیا او را بسیار گرامی میداشت و تا زمانی که بدرالدین زنده بود، به احترام وی از هیچکس بیعت نگرفت (لعلی بدخشی، ٢٨٢). بدرالدین در اجودهن درگشت و در حیاط مسجد جامع قدیم آن شهر به خاک سپرده شد (میرخورد، ١٨٧-١٨٨؛ قدوسی، ١٣٦-١٣٧؛ عبدالحی، همانجا؛ مبارکپوری، ٧٨؛ رحمان علی، همانجا). خواجه نظامالدین اولیا پس از درگذشت بدرالدین، همسر و دو فرزند وی، خواجه محمد اما و خواجه محمد ﻣوﺳﻰ را نزد خود به دهلی فراخواند و کفالت و پرورش آنان را به عهده گرفت و سپس خرقۀ خلافت را به خواجه محمد امام بخشید (نظامی، ١٦٦).
آثار
از بدرالدین اسحاق دو اثر برجای مانده است:
١. اسرار الاولیاء، که بدرالدین اسحاق در آن گفتارهای عارفانۀ شیخ فریدالدین مسعود را در ٢٢ فصل به زبان فارسی گردآورده است (عبدالحی، ١/ ٩٥؛ رحمانعلی، ٣١؛ غلامسرور، همانجا؛ یزدانی، ١٣٣؛ اکرام، ٢٢٥؛ صفا، ٤/ ٧٧؛ هادی، همانجا). تألیف کتاب بنا به اشارۀ بدرالدین در ٦٣١ق آغاز شد و ١٢ سال به طول انجامید (ﻧﻜ : ص ٣، ٩٤) و نثر این اثر ساده و روان است و نویسنده گاه به آیات قرآنی نیز استشهاد کرده است. برخی کلمات هندی نیز در کتاب دیده میشود (احمد، ١/ ٣١٩، ٣٢٠، ٣٣١). اسرارالاولیاء نخستینبار در ١٨٧٦م؛ بار دیگر در ١٨٨٤م در لکهنو، و آخرینبار در ١٩١٧م در کانپور به چاپ رسید (مشار، ٢/ ٩٣؛ نوشاهی، ١/ ١٥٩-١٦٠؛ ادواردز، ٢٠٦؛ آربری، II(٦)/ ٥٣). این کتاب دو بار به زبان اردو ترجمه شده، و به ترتیب در سالهای ١٣٣٤ و ١٣٧٤ق در دهلی و لاهور به چاپ رسیده است (راهی، ٧٠).
٢. تصریف بدری، که منظومهای است دربارۀ علم صرف (عبدالحی، همانجا؛ دهلوی، ٧٣؛ قدوسی، ١٣٨). نسخۀ دستنویس این کتاب در دست نیست، ولی نگارندۀ سیرالاولیاء چند بیت از آن نقل کرده که نشان دهندۀ تسلط بدرالدین بر زبان عربی است (میرخورد،١٨٤).
مآخذ
آریا، غلامعلی، طریقۀ چشتیه در هند و پاکستان، تهران، ١٣٦٥ش؛
ابوالفضل علامی، آیین اکبری، لکهنو، ١٨٩٣م؛
احمد، ظهورالدین، پاکستان مین فارسی ادب، لاهور، ١٩٧٤م؛
اکرام، محمد، آب کوثر، لاهور، ١٩٨٦م؛
بدرالدین اسحاق دهلوی، اسرارالاولیاء، لکهن،١٨٨٤م؛
چشتی، عبدالرحمان، مرآةالاسرار، ترجمۀ علیاصغر چشتی صابری، لاهور، ١٤١١ق؛
چشتی صابری، علیاصغر، شمیم ولایت، پاکستان ١٩٩٣م؛
دهلوی، عبدالحق، اخبار الاخیار، دیوبند، ١٩١٣م؛
راهی، اختر، ترجمههای متون فارسی به زبانهای پاکستانی، اسلامآباد، ١٣٦٥ش؛
رحمانعلی، محمد عبدالکشور، تذکرۀ علمای هند، لکهنو، ١٩٦١م؛
شارب، ظهورالحسن، جدید تذکرۀ اولیایی پاک و هند، لاهور، ١٩٦٥م؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٤ش؛
عبدالحی، نزهةالخواطر، حیدرآباد دکن، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٢م؛
غلام سرور لاهوری، خزینةالاصفیاء، کانپور، ١٩١٤م؛
فرشته، محمدقاسم، تاریخ، کانپور، ١٢٩٠ق/ ١٨٧٤م؛
قدوسی، اعجازالحق، تذکرۀ صوفیایی پنجاب، لاهور، ١٩٦٢م؛
لعلی بدخشی، لعل بیگ، ثمرات القدس من شجرات الانس، به کوشش کمال حاج سیدجوادی، تهران، ١٣٧٦ش؛
مبارکپوری، اطهر، رجال السند و الهند، بمبئی، ١٩٥٨م؛
مشار، خانبابا، مؤلفین کتاب چاپی فارسی و عربی، تهران، ١٣٤٠ش؛
میرخورد، محمد، سیرالاولیاء، لاهور، ١٨٨٥م؛
نظامی، خلیق احمد، تاریخ مشایخ چشت، کراچی، ١٩٧٥م؛
نوشاهی، عارف، فهرست کتاب فارسی چاپ سنگی و کمیاب کتابخانۀ گنج بخش، اسلامآباد، ١٣٦٥ش؛
یزدانی، عبدالمجید، «ملفوظات»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند، لاهور، ١٩٧١م؛
ج ٣؛
نیز:
Arberry, A. J., Catalogue of the India Office, London, ١٩٧٣ Edwards,E.,A Catalogue of the Persian Printed Books in the British Museum, London, ١٩٢٢;
Hadi, N., Dictionary of Indo - Persian Literature, New Delhi, ١٩٩٥;
Rizvi, A. A., A History of Sufism in India, Delhi, ١٩٨٦.
محمد فرید