دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٠ - حزقیال
حزقیال
نویسنده (ها) :
بخش عرفان
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٥ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حِزْقیال، یکی از انبیای بزرگ بنیاسرائیل، پس از ارمیا و اشعیا، که کتابی نیز به نام او در عهد عتیق وجود دارد.
نام حزقیال (عبری: یحزقل) به معنای «باشد که خداوند قدرت ببخشد» است و او چنانکه از متن کتابش میتوان دریافت، فرزند کاهنی به نام بوزی بود و خود نیز به کهانت اشتغال داشت (حزقیال، ١: ٢-٣). جز اینها، تنها مطلبی که دربارۀ زندگی او میتوان یافت، آن است که همسرش در تبعید و اندکی پیش از سقوط اورشلیم درگذشت (حزقیال، ٢٤: ١٥-٢٧).
دربارۀ زمان و مکان زندگی و نبوت این نبی محققان و مورخان در سدۀ ١٤ ق / ٢٠ م دیدگاههای گوناگونی ابراز داشتهاند. برخی بر این باورند که وی همۀ عمر خود را در فلسطین به سر برد و تنها سفرهایی کوتاه به برخی از سرزمینهای مجاور داشت و برخی دیگر چنین میپندارند که وی بخشی از عمر خود را در فلسطین گذراند و در هنگام حملۀ نبوکدنصر به اورشلیم در ٥٩٧ قم به تبعید در بابل فرستاده شد، و باز برخی دیگر معتقدند که وی نخست در بابل میزیست و در زمانی نامشخص با آگاهی بابلیان و به خواست آنان به اورشلیم رفت تا هماهنگ با سیاستهای آنان به فعالیت بپردازد (ویزر، ٢٢٥-٢٢٦؛ مویلنبورگ، ٥٦٨؛ براونلی، ٢٥٠-٢٥٢؛ هریسن، ٨٢٣-٨٣٢).
محققان بر سر زمان نبوت و پیشگوییهای حزقیال نیز اختلاف نظرها و مباحثات بسیار داشتهاند، اما امروزه بیشتر پژوهشگران عهد عتیق بر این باورند که با توجه به شواهد گوناگون، بهتر آن است که از تفسیر و تأویل اشارات تاریخی کتاب حزقیال بپرهیزیم و براساس این اشارهها بکوشیم تا رویدادهای تاریخی زندگی این نبی را بازسازی کنیم. بر این اساس آنان چنین باور دارند که حزقیال تا پیش از حملۀ نبوکدنصر به یهودیه در ٥٩٧ قم، در فلسطین میزیست و در این هنگام، با تسلیم یهویاکین، حکمران یهودیه، و سقوط اولیۀ اورشلیم، به اسارت درآمد و همراه با یهویاکین و خانوادهاش، اشراف، بزرگان و گروهی از مردم
اورشلیم به بابل تبعید شد. حزقیال در آنجا در مکانی ویژۀ تبعیدیان یهودی به نام «تِل آبیب»، در کنار نهر خابور (یکی از شاخههای فرات) ساکن شد و نخستین الهامها و پیامهای خود را در همانجا دریافت کرد؛ به این ترتیب، میتوان تمام دورۀ نبوت او را که به طورکامل در زمان پادشاهی نبوکدنصر (ح ٦٠٥ یا ٦٠٤-٥٦٢ قم) بود، به دو بخش تقسیم کرد: ١. از ٥٩٣ (یا ٥٩٢) تا ٥٨٧ قم، زمان سقوط نهایی اورشلیم و ویرانی معبد اول؛ ٢. از ٥٨٧ تا ٥٧١ قم که زمان آخرین نبوت او ست (ویزر، ٢٢٢-٢٢٣؛ لزور، ٢٦١-٢٦٢؛ مویلنبورگ، ٥٦٩؛ هریسن، ٨٣٣).
به سبب برخی از ناهماهنگیها، تکرارها و اشکالهای درونمتنی متعدد، اصالت کتاب حزقیال و نگارش آن به دست این نبی نیز موضوع مجادلات گستردهای بوده است. بااینهمه، امروزه بیشتر محققان در انتساب بخشهای عمدۀ این کتاب، بهویژه نبوتها، به شخص حزقیال همداستاناند و ناهماهنگیها و دیگر مسائل را حاصل کار کاتبان و نسخهبرداران بعدی، و نیز تغییرات ناشی از انتقال در زمانی دراز میدانند (نک : مویلنبورگ، ٥٦٨-٥٦٩؛ براونلی، ٢٥٢؛ واوتر، «کتاب حزقیال»، ٧٧٦-٧٧٧؛ ویزر، ٢٢٥). تأکید بر این نکته ضروری است که این کتاب از نظر سبک و ویژگیهای ادبی یکپارچگی خاصی را نشان میدهد و عبارتها و جملههای آن، همه در قالب گزارشی از زبان اول شخص بیان میگردند. مکاشفهها با دقت قابل توجهی تاریخگذاری شدهاند و همۀ آنها با عبارت « ... کلام خدا اینچنین به من رسید ... » آغاز میشوند. در این مکاشفهها به نبی با عبارت «ای پسر انسان!» خطاب میشود و در پی آن، فرمانی از جانب خداوند به او میرسد و همۀ مکاشفهها با عبارت «و خواهید دانست که منم یهوه!» که خاص کتاب حزقیال است، پایان میگیرند (گرینبرگ، ٦٣٧؛ لزور، ٢٦١).
حزقیال در برههای بحرانی از تاریخ بنیاسرائیل به نبوت رسید که در آن، کشمکش و درگیری بر سر قدرت و مناطق تحت سیطره و نفوذ میان بابلیان و مصریان تمام سرزمینهای میان این دو دولت را فرا گرفته، و حکومتهای آنها را دستخوش بیثباتی کرده بود. در این میان، پادشاهان یهودیه که گاه به سوی مصر و گاه به سوی بابل متمایل میشدند، بهتدریج بر آشفتگی اوضاع افزودند و به این ترتیب، بابلیان که همکاری آنان را با مصر برنمیتافتند، هرچه بیشتر در حمله به یهودیه و اشغال آن مصمم شدند. این رویدادها سرانجام در ٥٩٧ قم و در دورۀ کوتاه حکمرانی یهویاکین، منجر به محاصرۀ اورشلیم توسط بابلیها، تسلیم یهویاکین و اسیر شدن جمع پرشماری از مردم این شهر گردید (شولتس، ٢٦٣-٢٦٥؛ گرینبرگ، ٦٤١-٦٤٢).
ظاهراً ٥ سال پس از این واقعه بود که حزقیال نخستین نبوتهای خود را دریافت نمود و از آن هنگام تا محاصره و سقوط قطعی اورشلیم در ٥٨٧ قم به طور مداوم وقوع آن را پیشگویی میکرد و دربارۀ آن هشدار میداد؛ اما پس از این رویداد، وی توجه خود را از یکسو به تکذیب نبوتهای دروغین دربارۀ بازگشت زودهنگام تبعیدیان به بابل معطوف نمود و از سوی دیگر به پیشگویی دربارۀ سرنوشت دیگر دولتها و سپس لطف خداوند به بنیاسرائیل و احیای دوبارۀ معبد پرداخت. به این ترتیب، میتوان کتاب حزقیال را به ٣ بخش تقسیم کرد: ١. پیشگوییهای مربوط به سقوط قریبالوقوع اورشلیم (بابهای ١-٢٤)؛ ٢. نبوتهای مربوط به دولتهای بیگانه همچون مصر، صور، صیدون و جز آنها (بابهای ٢٥-٣٢)؛ ٣. پیشگوییهای مربوط به تجدید حیات بنیاسرائیل، توجه خداوند به آنان، امید به بهروزی، و مکاشفۀ مربوط به معبد جدید (بابهای ٣٣- ٤٨).
حزقیال در بخش اول پس از آنکه در بابهای ١-٣ به بیان مکاشفۀ خود از جلال خداوند و تجلی عرش او میپردازد، از پذیرش دعوت الٰهی برای نبوت و انتخاب خود به عنوان «دیدهبان بنیاسرائیل» سخن میگوید و با محکوم کردن اعمال شرکآمیز بنیاسرائیل و آلودن معبد به مظاهر شرک، به قوم خود به سختی هشدار میدهد و محاصره و ویرانی اورشلیم را به عنوان سرنوشتی محتوم پیشگویی میکند (بابهای ٣-١١). او افزون بر هشدار کلامی به قوم خود، برای تأکید بیشتر بر حقیقتی که پیامآور آن است، دست به اعمال نمادین میزند تا توجه تبعیدیان را هرچه بیشتر جلب کند، ازجمله آنکه ٣٩٠ روز بر پهلوی راست و ٤٠ روز بر پهلوی چپ خود میخوابد و در این مدت، تنها به اندازۀ جیرۀ مردم یک شهر محاصره شده از نان و آب بهره میگیرد. آنگاه پس از این دوره، مو و ریش خود را میتراشد و پس از تقسیم آن به ٣ بخش، قسمتی را در آتش میسوزاند، بخشی را با شمشیر تکهتکه میکند و بخشی دیگر را بر باد میدهد تا به مخاطبانش نشان دهد که سرنوشتی مشابه در انتظار مردم اورشلیم خواهد بود (٥: ١ بب ).
در بخش دوم، حزقیال پیشگوییهای خود را دربارۀ سرنوشت دولتها و ملتهای بیگانه بیان میکند و بهویژه به سرنوشت مصر، صور و صیدون میپردازد. بخش سوم که درواقع پیامآور امید و گشایش است، به بنیاسرائیل این امید را میدهد که خداوند یکبار دیگر به آنها مهربانی و تفقد میکند، آنان را به سرزمینشان بازمیگرداند و به ایشان قلبی نو و روحی جدید میبخشد تا خالصانه و تنها او را بپرستند. در ادامه، حزقیال با بیان مکاشفۀ خود از معبد جدید، جزئیات ساختمان، قوانین تطهیر و آیینهایی را که باید در آنجا برپا داشته شود، توضیح میدهد
(بابهای ٤٣-٤٦).
براساس محتوای این کتاب، حزقیال را میتوان هم یک نبی و هم یک حکیم آشنا به سازوکار تقدیر الٰهی بهشمار آورد. وی در هماهنگی با سنت انبیای پیش از خود با روشهای گوناگون، مکاشفهها و الهامات خود را بیان میکند و از این طریق پیام خداوند را به مردم میرساند و از سوی دیگر، همچون یک حکیم میکوشد تا حکمت افعال خداوند، حقیقت و چرایی وجود شر در عالم و چگونگی سرنوشت بشر را از دیدگاه راستدینی یهودی توضیح دهد. موضوع محوری تبیین او از این امور، تعالی و تنزیه خداوند و تأکید بر تقدس او، و توضیح این نکته است که خداوند تنزه و تقدس خود را تنها در عذاب و عقاب بندگانی که نام و محل پرستش او را ملوّث ساختهاند، نشان نمیدهد، بلکه همچنین این تعالی و تقدس را در بخشایش و نجات بندگان توبهکرده و از گناه برگشتۀ خود نیز آشکار میسازد. در همین زمینه، موضوعی که حزقیال در جاهای مختلف کتاب خود بر آن پای میفشارد، مفهوم مسئولیت شخصی هر فرد در برابر اعمال خویش است و اینکه خداوند هرکس را تنها به سبب گناهان خودش مجازات میکند (١٤: ١٢ بب ، ١٨: ٤-٢٠، ٣٣: ٩-٢٠) و از این دیدگاه، وی گامی فراتر از آموزههای پیشین برمیدارد که براساس آنها، خداوند گناه پدران را بر پسران مینهد و نسلهای بعد را به سبب گناهان نسلهای پیش از آنها مجازات میکند (خروج، ٢٠: ٥).
نکتۀ دیگری که در کتاب حزقیال دارای اهمیت است، پیشگویی وقایع آخرالزمانی و جزئیات آنها ست، چندانکه برخی آن را پیشزمینۀ مکاشفات فرجامشناسانۀ یهودی بهشمار آوردهاند، هرچند که دربارۀ حزقیال نیز همچون دیگر انبیای بنیاسرائیل، وقایع نزدیک با رویدادهای آخرالزمانی درهم میآمیزند و گاه نمیتوان آنها را به روشنی از یکدیگر تفکیک نمود. حزقیال همچنین با دادن شرح مبسوطی از ساختمان و شرایع مربوط به معبد آینده، حریمهای گوناگون آن و جزئیات مربوط به آداب کهانت و قوانین تطهیر و تقدیس، مفهوم جدیدی از پاکی و ناپاکی را در دین یهود ارائه کرد که مبنای نگرش بعدی نظریهپردازان این دین به چنین مفاهیمی گردید؛ ازاینرو، برخی از محققان معاصر حزقیال را شخصیتی ویژه و اثرگذار، در میانۀ سنت نبوت پیش از تبعید، و یهودیتی که پس از تبعید شکل گرفت، دانسته و او را «پدر یهودیت» خواندهاند (ویزر، ٢٢٨-٢٣٠؛ هریسن، ٨٥٢-٨٥٥؛ گرینبورگ، ٦٤٣-٦٤٤؛ واوتر، «حزقیال»، ٧٧٥، «کتاب حزقیال»، ٧٧٨؛ مویلنبورگ، ٥٧٠).
از سوی دیگر، وصفهای حزقیال از جلال خداوند و رؤیت عرش او در گذر زمان بستری برای رشد عرفان یهودی فراهم آورد، چندانکه بهویژه از زمان معبد دوم به بعد و در دورۀ تلمودی منجر به شکلگیری جریانی به نام «مَئَسِه مِرکَبَه» (وصف ارابۀ الٰهی) گردید که در آن صاحبان مکاشفه میکوشیدند تا عرش یا ارابۀ الٰهی را وصف کنند (دَن، ٢٩٠, ٢٩٢؛ واوتر، «حزقیال»، ٧٧٥-٧٧٦؛ براونلی، ٢٦٠؛ شولم، ٦٦).
حزقیال در منابع اسلامی
در آیات قرآن کریم نمیتوان نام حزقیال را یافت؛ اما مفسران مسلمان از دیرباز آیههای ٢٤٣ و ٢٤٤ سورۀ بقره (٢) را اشاره به قومی از میان بنی اسرائیل دانستهاند که در قریهای به نام داوردان، در نزدیکی واسط، یا در یکی از شهرهای شام اقامت داشتند و نبی ایشان حزقیل (هزقیل) بن بوزی (بوذی یا بوری) بوده است. بر اساس این تفسیرها، هنگامی که به سبب گناهان مردم بیماری همهگیری (طاعون یا جز آن) در میان قوم حزقیال شایع شد، آنان از ترس مرگ محل زندگی خود را ترک کردند و به دشتی روی آوردند؛ اما خداوند همگی آنان را به یکباره در همانجا میراند و سالهای بسیار بر پیکر آنان گذشت، چندانکه بدنهایشان پوسید و تنها استخوانهایشان باقی ماند. در این هنگام، حزقیال که از آن وادی میگذشت، بر ایشان دل سوزاند و به اذن خداوند آنها را زنده گردانید، چنانکه نخست استخوانهای پراکندۀ ایشان گرد هم آمد، سپس بر آنها رگ و پی و گوشت و پوست پوشیده شد و سرانجام روح به بدنهایشان بازگشت (ابنقتیبه، ٥١؛ طبری، تفسیر، ٢ / ٣٦٥-٣٦٧، تاریخ، ٢(١) / ٥٣٥-٥٤٠؛ میبدی، ١ / ٦٤٩-٦٥٠؛ ثعلبی، ٢٢١-٢٢٣؛ مقدسی، ٣ / ٩٨؛ مسعودی، ١ / ١٠٣-١٠٤؛ ابنکثیر، قصص ... ، ١ / ٢٣٢-٢٣٣، تفسیر ... ، ١ / ٥٢٨-٥٣٠؛ یاقوت، ٢ / ٥٤١-٥٤٢).
جالب توجه آنکه این روایت شباهت بسیاری به داستان رؤیت درۀ استخوانها در مکاشفۀ حزقیال و زنده گردانیدن صاحبان استخوانها به فرمان خداوند و توسط او دارد (٣٧: ١-١٤). در روایتی دیگر، امام رضا (ع) در مباحثهای با جاثلیق مسیحیان و رأس جالوت یهودیان، هنگام گفتوگو دربارۀ حزقیال، قوم او را مردمی از بنیاسرائیل میداند که توسط بخت نصر از اورشلیم به بابل آورده شده بودند و حزقیال ٠٠٠‘٣٥ تن از آنان را پس از آنکه ٦٠ سال از مرگشان میگذشت، زنده گردانید (ابنبابویه، ١ / ١٥٩-١٦٠؛ مجلسی، ١٣ / ٣٨٦).
همچنین، بیشتر نویسندگان مسلمان حزقیال را به سبب آنکه در کهنسالیِ مادرش از او متولد شد، ابنالعجوز خواندهاند و برخی نیز او را به سبب آنکه کفالت ٧٠ نبی را برعهده گرفت و آنان را از مرگ رهانید، «ذوالکفل» نامیدهاند (طبری، تفسیر، ٢ / ٣٦٧، تاریخ، ٢(١) / ٥٣٥؛ میبدی، ١ / ٦٥٠؛ ثعلبی، ٢٢١-٢٢٢؛ بلعمی، ٥٢٤؛ ابنکثیر، قصص، ١ / ٢٣٢؛ حمدالله، تاریخ ... ، ٤٥؛ میرخواند، ١ / ٣٢٤- ٣٢٥؛ مجلسی، ١٣ / ٣٨٣).
آرامگاه حزقیال
یهودیان از دیرباز مقبرهای در فاصلۀ میان حله و نجف را آرامگاه حزقیال نبی میدانستهاند که در روستایی با نام امروزی الکفل و نام قدیم بَرمَلاحَه (بئر ملاحه) واقع شده است و بنـای فعلی آن ظاهراً بـه دورۀ ایلخانان بازمیگردد (نک : سلمان، ١ / ٢١٦؛ غنیمه، ٢٢٥؛ طریحی، ٣٥٠؛ بنیاکوب، ٦٤٥؛ جنبی، ٩٦-٩٧؛ گلدسیهر، ٩٦٣)؛ همچنین در آثار نویسندگان مسلمان نیز نشانی از این انتساب یافت میشود (یاقوت، ١ / ٥٩٤؛ هروی، ٧٦؛ میرخواند، ١ / ٣٢٦).
یهودیان از گذشتههای دور و از سرزمینهای مختلف به زیارت این آرامگاه میآمدند. افزون بر سفرنامهنویسان یهودی همچون بنیامین تطیلی که در ٥٦١ ق / ١١٦٦ م به زیارت آنجا رفت و در سفرنامۀ خود توصیفی از بنای آن به دست داد، پتحیای رگینز بورگی که در همان حدود از آنجا دیدن کرد، و دیگران نیز به وجود چنین آرامگاهی اشاره کردهاند (تطیلی، ٣٠٨-٣١٢؛ غنیمه، ٢٢٧- ٢٢٨؛ طریحی، ٣٥٣-٣٥٧؛ گلدسیهر، بنیاکوب، همانجاها). از وصفهای تطیلی میتوان دریافت که این مقبره در میان یهودیان جایگاه والا و ویژهای داشت و آنان بر این باور بودند که نسخهای از اسفار خمسه که در خزانۀ کتاب این آرامگاه بود، به دست شخص حزقیال نوشته شده است. این خزانه همچنین دارای نسخههای کهن دیگری نیز بود که به قول تطیلی، تاریخ نگارش آنها به زمان معبد دوم باز میگشت. یهودیان بیشتر در اواخر تابستان و اوایل پاییز، در فاصلۀ میان عید خیمهها و عید کفاره به زیارت آنجا میرفتند و نذرهای گوناگونی را به آنجا تقدیم میکردند. برخی از یهودیان نیز در آنجا مجاور میشدند و از امکانات اوقافی که به این مقبره اختصاص داشت، روزگار میگذراندند (تطیلی، همانجا). بنابر روایتهای تاریخی، مسلمانان نیز این آرامگاه را مزار ذوالکفل نبی میدانستند و همواره زائرانی از نقاط دور و نزدیک به دیدن آنجا میرفتند (حرزالدین، ١ / ٢٩٣؛ حمدالله، نزهة ... ، ٣٢-٣٣؛ ابنبطوطه، ١٠١؛ هروی، همانجا؛ غنیمه، ٢٣١-٢٣٢؛ طریحی، ٣٦٢-٣٦٣).
مآخذ
ابنبابویه، محمد، عیون اخبار الرضا (ع)، به کوشش مهدی حسینی لاجوردی، قم، ١٣٧٧ ق؛
ابنبطوطه، رحلة، بیروت، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
ابنقتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
ابنکثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، ١٤١٦ ق / ١٩٩٦ م؛
همو، قصص الانبیاء، به کوشش عبدالقادر احمد عطا، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
بلعمی، تاریخ؛
تطیلی، بنیامین، رحلة، ترجمۀ عزرا حداد، ابوظبی، ٢٠٠٢ م؛
ثعلبی، احمد، قصص الانبیاء (عرائس المجالس)، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
حرزالدین، محمد، مراقد المعارف، به کوشش محمدحسین حرزالدین، نجف، ١٣٨٩ ق؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٣٩ ش؛
همو، نزهة القلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ ق / ١٩١٣ م؛
سلمان، عیسى و دیگران، العمارات العربیة الاسلامیة فی العراق، بغداد، ١٩٨٢ م؛
شولتس، ساموئل، عهد عتیق سخن میگوید، ترجمۀ مهرداد فاتحی، تهران، ١٣٧١ ش؛
طبری، تاریخ، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٦٤ م؛
همو، تفسیر؛
طریحی، محمدسعید، «ذوالکفل (حـزقیال)، سیرتـه و مشهـده فی بـابل»، المـوسم، به کوشش همو، بیروت، ١٩٨٩ م، س ١، شم ٢-٣؛
عهد عتیق؛
غنیمه، یوسف رزقالله، نزهة المشتاق فی تاریخ یهود العراق، به کوشش میربصری، لندن، ١٩٩٧ م؛
قرآن کریم؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش باربیه دومنار، پاریس، ١٨٧٧ م؛
مقدسی، مطهر، البدء و التاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس، ١٩٠٣ م؛
میبدی، احمد، کشف الاسرار، به کوشش علیاصغر حکمت، تهران، ١٣٥٧ ش؛
میرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٨ ش؛
هروی، علی، الاشارات الى معرفة الزیارات، به کوشش ژ. سوردل تومین، دمشق، ١٩٥٣ م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Ben-Yaacob, A., «Ezekiel’s Tomb», Encyclopaedia Judaica, Detroit etc., ٢٠٠٧, vol. VI;
Brownlee, W. H., «Ezekiel», The International Standard Bible Encyclopedia, Michigan, ١٩٧٩, vol. II;
Dan, J., «The Religious Experience of the Merkavah», Jewish Spirituality, ed. A. Green, London, ١٩٨٧, vol. I;
Goldziher,
Greenberg, M., «Ezekiel», Encyclopaedia Judaica, Detroit etc. ٢٠٠٧, vol. VI;
Harrison, R. K., Introduction to the Old Testament, Michigan, ١٩٧٥;
Janabi, T. J., Studies in Mediaeval Iraqi Architecture, Baghdad, ١٩٨٢;
Lasor, W. S., «Ezekiel, Alternative Views and Additional Information», The International Standard Bible Encyclopedia, Michigan, ١٩٧٩, vol. II;
Muilenburg, J., «Ezekiel», Peake’s Commentary on the Bible, ed. M. Black, London / New York, ١٩٦٢;
Scholem, G., «Merkabah Mysticism or Ma’aseh Merkavah», Encyclopaedia Judaica, Detroit etc., ٢٠٠٧, vol. XIV;
Vawter, B., «Ezechiel (Ezekiel)», New Catholic Encyclopedia, San Francisco etc., ١٩٦٧, vol. V;
id, «Ezechiel (Ezekiel), Book of», ibid;
Weiser, A., Introduction to the Old Testament, London, ١٩٦١.
پریا الیاسی ـ بخش ادیان و عرفان