دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥ - ابن رفاعی
ابن رفاعی
نویسنده (ها) :
حسین لاشیء
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِرِفاعی، ابوالعباس احمد بن علی بن احمد (محرم ٥٠٠- ٥٧٨ ق/ سپتامبر ١١٠٦-١١٨٢ م)، از مشاهیر صوفیه و مؤسس طریقۀ رفاعیه (بطائحیه یا احمدیه). پدر وی از مغرب به عراق آمد و در قریۀ ام عبیده از قراء بطائح ــ میان بصره و واسط ــ ساكن شد و در آنجا با خواهر شیخ منصور زاهد ازدواج كرد و احمد ثمرۀ این پیوند بود و ازاینرو ابن رفاعی را مغربی الاصل خواندهاند؛ در حالی كه برخی اصل او را از عرب دانستهاند (ابن عماد، ٤/ ٢٦٠؛ ابن خلكان، ١/ ١٧١). او هنوز به دنیا نیامده بود كه پدرش درگذشت و دایی او شیخ منصور تربیت او را بر عهده گرفت (سبكی، ٦/ ٢٤؛ اسنوی، ٥٩٠).
به نقل بیشتر مآخذ وی را از این رو ابن رفاعی نامیدهاند كه یكی از اجدادش علی بن رفاعة نام داشت، ولی برخی دیگر نسب او را از قبیلهای عرب به نام بنی رفاعة دانستهاند (شعرانی، ١/ ١٤٠). نسبت او در برخی از تواریخ و طبقات «رفاعی» نیز آمده است (ابن جوزی، ٨(١)/ ٣٧٠؛ ذهبی، سیر، ٢١/ ٧٧، ٧٨؛ صفدی، ٧/ ٢١٩؛ غسانی، ٢/ ١٨٧؛ ابن عماد، ٤/ ٢٥٩). او از سادات حسینی بود و نسبتش با دوازده واسطه به امام موسی بن جعفر(ع) میرسید (ابن ملقن، ٩٣) اكثر مآخذ او را فقیهی شافعی مذهب معرفی كردهاند (ابن خلكان، ابن عماد، همانجاها)، و برخی گفتهاند كه مدت كوتاهی بر مذهب شافعی تفقّه نموده است (ذهبی، العبر، ٣/ ٧٥). نسبت او در طریقت به شبلی و جنید بغدادی میرسد، و گفتهاند كه داییش شیخ منصور زاهد، شیخ او در طریقت بوده است (ابن ملقن، ٩٤؛ جامی ٥٣٣). مؤلف خزینة الاصفیاء او را یكی از مریدان خاص شیخ عبدالقادر گیلانی میداند كه در اواخر عمر شیخ به او رسیده و از هدایت او بهره گرفته است (غلام سرور، ١/ ١٠١؛ نک : ابن ملقن، ١٠١). گویند كه او شیخی صاحب كرامت بوده و مریدان بسیار داشته است (ابن اثیر، ١١/ ٤٩٢؛ شبلنجی، ٢٥٢-٢٥٦). به برخی از پیروان او نیز احوال و امور عجیبی نسبت دادهاند كه از آن جمله خوردن مارهای زنده، سوار شدن بر درندگان، فروافكندن خود از فراز درختان خرما و داخل شدن در تنورهای افروخته را میتوان یاد كرد (ابن جوزی، همانجاها؛ ابن خلكان، ١/ ١٧٢). بعضی از مؤلفین این گونه اعمال را شیطانی و خاص پیروان ناصالح ابن رفاعی دانستهاند (ذهبی، العبر، همانجا؛ جامی، ٥٣٢؛ ابن عماد، ٤/ ٢٦٠) و ذهبی (همانجا) زمان رواج آن را بعد از تسلط مغول بر عراق دانسته است. ابن رفاعی در ام عبیده وفات یافت و چون به هنگام مرگ دارای فرزندی نبود، فرزندان برادرش سالیان درازی مقام شیخوخت و ولایت را به نحو موروثی برای خود حفظ كردند (ابن خلكان، همانجا؛ سبكی، ٦/ ٢٧). دربارۀ خصوصیات اخلاقی او گفتهاند كه مردی متواضع، سلیم النفس و مجرد از دنیا بود و هیچ چیز ذخیره نكرد، بسیار كم سخن میگفت و خود را مأمور به سكوت میدانست. در تابستان و زمستان بیش از یك لباس نمیپوشید و دو یا سه روز یك بار غذا میخورد (ابنجوزی، همانجا؛ شعرانی، ١/ ١٤٥؛ سبكی، ٦/ ٢٦). یكی از ویژگیهای اخلاقی او این بود كه از آزردن حیوانات، حتی پشه و ملخ نیز احتراز میكرد (سبكی، ٦/ ٢٤-٢٥). دربارۀ آثار و تألیفات او در مآخذ متقدم چیزی دیده نمیشود، جز آنكه سخنانی از او نقل كرده و ابیاتی را به او نسبت دادهاند و سبكی میگوید وی كتابی در فقه شافعی با عنوان التنبیه داشته است (٦/ ٢٤).
در مآخذ متأخر از كتابهای زیر به عنوان آثار ابن رفاعی نام برده شده است: ١. البرهان و معانی بسم الله الرحمان الرحیم (كحاله، ٢/ ٢٥)؛ ٢. حزب الرفاعی، كه مشتمل بر آیات و ادعیه و اذكار است (ظاهریه، ١/ ٤٢٧)؛ ٣. الحزب الصغیر (همانجا)؛ ٤. تفسیر سورة القدر؛ ٥. الطریق الی الله وحالة اهل الحقیقة مع الله؛ ٦. شرح التنبیه فی فروع الفقه الشافعی؛ ٧. النظام الخاص لأهل الاختصاص (كحاله، همانجا)؛ ٨. حكم الرفاعی؛ ٩. السرالمصون؛ ١٠. رحیق الكوثر من كلام الغوث (مدرس، ٢/ ٣٢٣)؛ ١١. دو مجلس، كه آنها را در سالهای ٥٧٧، ٥٧٨ ق القا كرده است ( دائرة المعارف الاسلامیة)؛ ١٢. دیوان قصائد (همان).
از آثار او چند كتاب به چاپ رسیده است: رحیق الكوثر من كلام الغوث الرفاعی الاكبر، بیروت، ١٨٨٧ م؛ حكم الرفاعی، مطبعة شرف، ١٣٠١ ق؛ السرالمصون، قاهره، ١٣٠٩ ق؛ النظام الخاص لاهل الاختصاص، مطبعة علمیه، ١٣١٣ ق (سركیس، ٦٤٧- ٦٤٨).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، مرآة الزمان، حیدرآباد دكن، ١٩٥١ م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ ق؛
ابن ملقن، عمر بن علی، طبقات الاولیاء، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، بغداد، ١٣٩٠ ق؛
جامی، عبدالرحمن بن احمد، نفحات الانس، به كوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٣٧ ش؛
دائرة المعارف الاسلامیة؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش بشار عواد معروف و محیی هلال السرحان؛
همو، العبر، به كوشش ابوهاجر محمد سعید بن بسیونی، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
سبكی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الكبری، به كوشش عبدالفتاح محمد الحلو و محمود محمد الطناجی، قاهره، ١٣٨٨ ق؛
سركیس، چاپی؛
شبلنجی، مؤمن بن حسن، نورالابصار، بولاق، ١٢٩٠ ق؛
شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الطبقات الكبری، قاهره، ١٣١٥ ق؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ویسبادن، ١٣٨٩ ق/ ١٩٦٩ م؛
ظاهریه، خطی (تصوف)؛
غسانی، ملك اشرف، العسجد المسبوك، بغداد ـ بیروت، ١٣٩٥ ق/ ١٩٧٥ م؛
غلام سرور، خزینة الاصفیاء، لكهنو، ١٢٩٠ ق؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٩٥٧ م؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تبریز، ١٣٤٦ ش؛
نیز:
EI٢.
حسین لاشیء