دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١١ - ابوالخیر اقطع تیناتی
ابوالخیر اقطع تیناتی
نویسنده (ها) :
غلامعلی آریا
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْخِیرِ اَقْطَعِ تیناتی، حمّاد (عباد) بن عبدالله، از عرفای سدۀ ٤ ق. وی غلامی بوده در تینات كه دهی است در نزدیكی مصیصه در كنار دریای شام (سمعانی، ٣ / ١٢٦؛ یاقوت، ١ / ٩١٠؛ جامی، ٢٠٩؛ ابن تغری بردی، ٣ / ٣٠٨).
اصل او از مغرب بوده، اما خود در تینات اقامت داشته است (سلمی، ٣٨٢؛ سمعانی، ٣ / ١٢٧؛ قشیری، الرسالة، ٣٩٤). ذهبی (١٦ / ٢٢) و صفدی (١٣ / ٤٤٥) هم او را سیاه چهرهای از مغرب یاد كردهاند. وی مدتی در جبل لبنان میزیسته (انصاری، ٣٩٨؛ یاقوت، ذهبی، همانجاها) و روایت شده است كه با حیوانات وحشی مأنوس بوده است و در این باب كراماتی به او نسبت دادهاند (نك : سلمی، همانجا؛ ابونعیم، ١٠ / ٣٧٧- ٣٧٨؛ سمعانی، همانجا؛ ابن ملقن، ١٩٣-١٩٤؛ محمود بن عثمان، ٨٤).
ابوالخیر از آن جهت به «قطع» شهرت یافته كه یك دست وی بریده شده بود. سراج، سلمی و انصاری علت قطع دست وی را ذكر نكردهاند، لیكن منابع دیگر سبب آن را به صورتهای متفاوت آوردهاند. اغلب روایات چنان است كه وی به سبب شكستن عهدی كه با خداوند بسته بود، به اتهام دزدی دستگیر شد و پیش از آنكه او را بشناسند، دستش را بریدند (نك : ابونعیم، ١٠ / ٣٧٨؛ ابـن جوزی، المنتـظم، ٦ / ٣٧٧؛ ذهبـی، ١٦ / ٢٣؛ نیـز نك : كلاباذی، ١٥٦؛ مستملی، ٣ / ١٢٤٨؛ عطار، ٥٤٨- ٥٤٩). بعضی از منابع علت قطع دست او را بیماری آكله دانستهاند (همانجا). هجویری از قطع پای او نیز به علت آكله سخن گفته است (ص ٣٩١). مولوی در مثنوی داستان قطع دست ابوالخیر را به نظم در آورده است (ص ٩٢- ٩٩). ابوالخیر اقطع با آنكه یك دست داشته، از طریق زنبیل بافی روزگار میگذرانیده و بر كسی معلوم نبوده است كه وی چگونه میتوانسته با یك دست چنین كاری بكند (ابونعیم، ١٠ / ٣٧٧؛ انصاری، سمعانی، یاقوت، جامی، همانجاها).
از خانوادۀ او تنها نام فرزندش عیسی كه وی نیز از صلحا بوده، به ما رسیده است (انصاری، ٤٠٠؛ یاقوت، ابن ملقن، ذهبی، همانجاها)، اما از دوستان و مصاحبان وی اطلاع بیشتری داریم كه از جملۀ آنها ابوعبدالله ابن جلاء، ابوسلیمان خوّاص مغربی، ابوعثمان مغربی، جنید بغدادی، احمد بن حسین رازی، ابوالحسن سیروانی كهین را میتوان نام برد؛ حمزۀ علوی نیز نزد وی شاگردی كرده است (سلمی، ابونعیم، همانجاها؛ انصاری، ١٣٢، ٢٤٣، ٣٩٩، ٤٤١، ٤٨٢؛ ابن اثیر، ٩ / ٣٧؛ ابن كثیر، ١١ / ٣٢٢؛ سیوطی، ١ / ٥١٤).
به ابوالخیر كرامات بسیار نسبت داده و او را مشرف بر احوال خواطر دانستهاند (نك : سلمی، همانجا؛ انصاری، ٣٩٨- ٣٩٩؛ قشیری، همان، ٢٣٧- ٢٣٨؛ ابن جوزی، صفة الصفوة، ٤ / ٢٣٨- ٢٨٥؛ محمود ابن عثمان، ٨٣-٨٤؛ یافعی، ١٤٦-١٤٧؛ ابن ملقن، ١٩١-١٩٤؛ جامی، ٢٠٩-٢١٤). همچنین در توكل دارای مقام بوده است (انصاری، ٣٩٩؛ جامی، ٢٠٩؛ سیوطی، همانجا) و بزرگان صوفیه فضایل و كمالات او را ستودهاند.
سال وفات ابوالخیر دقیقاً معلوم نیست، ولی مسلماً بعد از ٣٤٠ ق بوده است (ابن جوزی، همان، ٤ / ٢٨٥؛ ابونعیم، همانجا). صاحبان تذكرهها و طبقات نیز به تفاوت وفات او را میان سالهای ٣٤٠ و ٣٥٠ قمری گفتهاند (نك : سلمی، همانجا؛ قشیری، همان، ٣٩٤؛ ابناثیر، ٨ / ٥٣٣؛ ابنشاكر، ١١ / ٣٨؛ ذهبی، صفدی، ابن تغری بردی، جامی، همانجاها).
اگر در مورد سال وفاتش اختلاف است، دربارۀ عمر او و محل دفن او اختلافی نیست. گفتهاند كه وی ١٢٠ سال عمر كرد (انصاری، ٤٤٠؛ ابن اثیر، همانجا؛ ابن ملقن، ١٩١) و در گورستان قرافۀ صغری در باب تربت مسلم السلمی، جنب منارۀ دیلمیه نزدیك قبر ذوالنون مصری دفن شد (ابن ظهیره، ١٩٣؛ شعرانی، ١ / ١٠٩؛ نبهانی، ١ / ٤٥٣). ابنظهیره گوید كه اهل مصر عقیده دارند كه هر كس روزهای شنبه این قبر و قبور دیگر قبرستان قرافه را زیارت كند، دعایش مستجاب میگردد (همانجا).
اگرچه به ابوالخیر اثری نسبت داده نشده است، لیكن از اقوال و گفتار او میتوان به احوال و افكارش تا حدودی پی برد. او خود گرچه سفرهای طولانی كرده است، اما هر سفری را كه جز برای غزو و جهاد یا زیارت كعبه بوده، نادرست دانسته و اظهار كرامات را نیز بدعت شمرده است (انصاری، ٣٩٩-٤٠١؛ جامی، ٢٠٩-٢١٠). در نظر او هر كس كه اعمال و احوال خود را ظاهر سازد، مُرائی و مدعی است (ابونعیم، انصاری، جامی، ابن ملقن، همانجاها). وی از صوفیان زمان خود بدان سبب كه به تربیت مریدان توجه و اهتمام ندارند، انتقاد میكند و به یكی از معاصران خود مینویسد كه: «وِزرِ جهل درویشان بر شماست، زیرا كه شما بر خویشتن مشغول شدید و از تربیت ایشان باز ماندید و ایشان در جهل بماندند» (قشیری، ترجمۀ رساله، ٥٠٣، نیز نك : الرسالـة، ٢٩٥؛ سراج، ٢٣٦؛ شعرانی، همانجا) و از او نقل كردهاند كه گفته است: «در دوزخ نگاه كردم، بیشترین دوزخیان مرقعداران و ركوهداران دیدم» (روزبهان، ٢٣٢).
مآخذ
ابن اثیر، علی بن محمد، الكامل، بیروت، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
ابن تغزی بردی، النجوم الزاهرة، مصر، ١٣٥٨ ق؛
ابن جوزی، عبد الرحمن بن علی، صفة الصفوة، به كوشش محموود فاخوری و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
همو، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٧ ق؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عیون التواریخ، نسخۀ خطی موجود در كتابخانۀ احمد ثالث استانبول، شم ٢٩٢٢؛
ابن ظهیره، الفضائل الباهرة، به کوشش مصطفی سقا و کامل مهندس، جمهوری عربی متحده، ١٩٦٩ م؛
ابن كثیر، البدایة والنهایة، به كوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧م؛
ابن ملقن، عمر بن علی، طبقات الاولیاء، به کوشش نورالدین شریبه، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حیلة الاولیاء، قاهره، ١٣٥٧ ق / ١٩٣٨ م؛
انصاری هروی، خواجه عبدالله، طبقات الصوفیه، به كوشش عبدالحی حبیبی، كابل، ١٣٤١ ش؛
جامی، عبدالرحمن بن احمد، نفحات الانس، به كوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٦٦ ش؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و اكرم بوشی، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
روزبهان بقلی، شرح شطحیات، به كوشش هانری كربن، تهران، ١٣٦٠ ش / ١٩٨١ م؛
سراج طوسی، عبدالله بن علی، اللمع فی التصوف، به كوشش نیكلسون، لیدن، ١٩١٤ م؛
سلمی، محمد بن حسین، طبقات الصوفیة، به كوشش پدرسن، لیدن، ١٩٦٠ م؛
سمعانی، عبدالكریم بن محمد، الانساب، به كوشش عبدالرحمن بن یحیی معلمی یمانی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
سیوطی، حسن المحاضرة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الطبقات الكبری، قاهره، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٤ م؛
صفدی، خلیل بن ایبك، الوافی بالوفیات، به كوشش محمد حجیری، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
عطار، فریدالدین، تذكرة الاولیاء، به كوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
قشیری، عبدالكریم بن هوازن، ترجمۀ رسالۀ قشیریه، به كوشش بدیع الزمان فروزانفر، تهران، ١٣٦١ ش؛
همو، الرسالة القشیریة، به كوشش معروف زریق و علی عبدالحمید بلطه جی، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
كلاباذی، محمد، التعرف لمذهب اهل التصوف، به كوشش عبدالحلیم محمود و طه باقی سرور، قاهره، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
محمود بن عثمان، فرودس المرشدیه، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٥٨ ش؛
مستملی بخاری، اسماعیل بن محمد، شرح التعرف لمذهب التصوف، به كوشش محمد روشن، تهران، ١٣٦٢ ش؛
مولوی، جلالالدین محمد، مثنوی معنوی، به كوشش نیكلسون، تهران، ١٣٦٣ ش؛
نبهانی، یوسف ابن اسماعیل، جامع كرامات الاولیاء، به كوشش ابراهیم عطوه عوض، بیروت، ١٤٠٩ ق؛
هجویری، علی بن عثمان، كشف المحجوب، به كوشش ژوكوفسكی، تهران، ١٣٥٨ ش؛
یافعی، عبدالله بن اسعد، روض، الریاحین فی حكایات الصالحین، به كوشش ابراهیم عبیدی مالكی، قبرس، مؤسسۀ عمادالدین؛
یاقوت، بلدان.
غلامعلی آریا