دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠١ - ابوبکر وراق
ابوبکر وراق
نویسنده (ها) :
غلامعلی آریا
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوبَکْرِ وَرّاق، محمد بن عمر حکیم تِرْمِذی بلخی، عارف بزرگ ایرانی سدۀ ٣ ق. زادگاهش ترمذ بود، اما در بلخ زندگی میکرد (سلمی، ٢١٦؛ انصاری، ٢٦١-٢٦٢؛ عطار، ٢ / ٨٧) و ابوعیسی محمد ابن عیسی ترمذی (د ٢٧٩ ق)، صاحب مسند از صحاح سته، خواهرزادۀ او بوده است (انصاری، ٢٦٢؛ جامی، ١٢٣).
ابوبکر وراق با احمد خِضرویه مجالست داشته و صحبت او و پیران دیگری چون محمد بن ابراهیم زاهد و محمد بن عمر بن خَشنام [خوشنام] بلخی را درک کرده است (سلمی، همانجا؛ انصاری، ٢٦٧؛ عطار، همانجا). هجویری از او به عنوان «مؤدب الاولیاء» یاد کرده و او را از مریدان محمد بن علی ترمذی، مؤسس طریقۀ حکیمیه، دانسته و حکایتهای خارقالعاده دربارۀ ارتباط او با محمد بن علی ترمذی بیان کرده است (ص ١٧٨- ١٧٩، ٢٨٩، ٣٠٢؛ نیز نک : عطار، ٢ / ٧٨- ٧٩، ٨٧).
از تاریخ درگذشت وی ــ همچون زمان تولد او ــ اطلاع دقیقی نداریم. از اشاراتی که در منابع به معاصران و شاگردان او شده، چنین بر میآید که در اواخر سدۀ ٣ ق درگذشته است. بعضی از مآخذ جدید بدون ذکر سند وفات وی را ٢٨٠ ق / ٨٩٣ م گفتهاند (نک : کحاله، ١١ / ٧٨؛ سزگین، ١(٤) / ١٢٨؛ ایرانیکا، I / ٢٦٥)، در حالی که نورالدین شریبه سال مرگ او را ٢٤٠ ق ذکر کرده (ص ٣٧٤، حاشیۀ ١) که بیشک اشتباه است. انصاری (ص ٢٦١-٢٦٢) و جامی (همانجا) تربت وی را در ترمذ دانستهاند، اما مآخذ جدید مدفن او ا در بلخ، در جنب مرقد استادش احمد خضرویه گفتهاند ( نامۀ دانشوران، ٥ / ١٩٤؛ دائرة المعارف آریانا).
ابوبکر وراق در شریعت شافعی مذهب بوده (سبکی، ٣ / ٣٠٨؛ کحاله، همانجا) و در طریقت روش وی به اصول فتوت و جوانمردی نزدیک بوده است (آملی، ٢ / ١٢٧). او جوانمرد کسی را میداند: «که او را خصمی نباشد بر کسی» (قشیری، ٢٢٦؛ ترجمۀ رسالۀ قشیریه، ٣٥٦). دربارۀ جوانمردی خود او هم گفتهاند که اگر مگسی بر وی مینشست، آن را از خود نمیراند، مبادا بر دیگری نشیند و او را آزار دهد (انصاری، ٥٢٣). برای اینکه مروت و اخلاص را از یاد نبرد، بر یک طرف ردای خویش حرف «خ» را به نشانۀ اخلاص و در سوی دیگر حرف «م» را به نشانۀ مروّت نوشته بود (همو، ٢٦٤؛ جامی، ١٢٥). ورّاق علم کلام بدون زهد، و شریعت بدون ورع را کافی نمیدانست و در سیر و سلوک ترکیبی از این ٣ اصل ــ کلام، فقه و زهد ــ را واجب میشمرد (سلمی، ٢١٨- ٢١٩؛ ابونعیم، ١٠ / ٢٣٦؛ هجویری، ١٩). وی ٣ حرف «زهد» را نشانۀ ٣ ترک میدانست: «ز» ترک زینت، «ﻫ » ترک هوی و «د» ترک دنیا (عبادی، ٤٤؛ عطار، ٢ / ٩٠). وی معتقد بود که برای تهذیب باید نفس را شناخت، زیرا «نفس در جمیع احوال مرائی است و در اکثر اوقات منافق و در مواردی مشرک» (باخرزی، ٢ / ١٠٣؛ نیز نک : سهروردی، ٩٨؛ کاشانی، ٨٦). ابوبکر در علم حدیث نیز دست داشت و احادیثی از قول او نقل شده و نامش در شمار راویان حدیث آمده است (ابن کثیر، ٥ / ١٨٤).
ارادت مریدان نسبت به او چنان بود که یکی از آنان به نام ابوالقاسم حکیم اسحاق بن محمد اسماعیل سمرقندی گفته است که «اگر پس از مصطفی (ص) پیغمبری روا بودی، در ایام ما آن ابوبکر وراق بودی» (انصاری، ٢٦٣؛ جامی، ١٢٤). شاگرد دیگری به نام ابوبکر سغدی دربارهاش گفته لست که «ابوبکر وراق مردی کریم بود، خدای را به مزد کار نکردی که به تعظیم کردی» (انصاری، همانجا؛ جامی، ١٢٥). شاگردان دیگر ابوبکر وراق که نامشان به ما رسیده، اینانند: صالح بن مکتوم بلخی که سخنان وی را به خاطر میسپرد و پیوسته به نقل آنها میپرداخت (همانجا)، دیگر هاشمی (هاشم) سغدی که تا روز مرگ با وی بود (انصاری، ٢٦٤؛ جامی. همانجا) و سدیگر خواجه محمد حامد واشگردی بود که او هم مانند استادش مگس را از خود نمیراند (انصاری، ٣٠٠، ٥٢٣).
آثـار
ابوبکر ورّاق تألیفات مشهوری در ریاضیات و معاملات و آداب زاهدانه داشته است (سلمی، ٢١٦؛ انصاری، ٢٦٢؛ ابونعیم، ١٠ / ٢٣٥؛ قشیری، ٤٤٠؛ هجویری، ١٧٩، ٤٣٩؛ عطار، ٢ / ٨٧؛ شعرانی، ١ / ٩١). از این میان تنها کتاب العالم و المتعلم اکنون در دست است و در ١٣٥٨ ق / ١٩٣٩ م در قاهره طبع و نشر شده است. به گفتۀ انصاری (همانجا)، اگر کسی بخواهد که ابوبکر وراق را بشناسد، باید به کتاب العالم و المتعلم او بنگرد، تا ببیند که او تورات و انجیل و زبور و دیگر کتب آسمانی را خوانده است (نیز نک : جامی، ١٢٣). وی دارای دیوان شعری به عربی نیز بوده (همانجا) که دو بیت آن را انصاری نقل کرده است (ص ٢٦٢، ٢٦٨). ابن ندیم کتابی با عنوان غریب المصاحف، در غریب قرآن به ابوبکر بن وراق نسبت میدهد که ظاهراً با این ابوبکر وراق ارتباطی ندارد (ص ٣٧).
مآخذ
آملی، محمد بن محمود، نفائس الفنون، به کوشش ابراهیم میانجی، تهران، ١٣٧٩ ق؛
ابن کثیر، البدایة؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیةالاولیاء و طبقات الاصفیاء، قاهره، ١٣٥٧ ق / ١٩٣٨ م؛
انصاری، احمد بن عبدالله، طبقات الصوفیة، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
باخرزی، یحیی، اورادالاحباب و فصوص الآداب، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٥ ش؛
ترجمۀ رسالۀ قشیریه، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ١٣٦١ ش؛
جامی، عبدالرحمن، نفحات الانس، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٣٦ ش؛
دائرةالمعارف آریانا، کابل، ١٣٢٨ ش؛
سبکی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الکبری، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٤ م؛
سزگین، فؤاد، تاریخ التراث العربی، ریاض، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
سلمی، محمد بن حسین، طبقات الصوفیة، لیدن، ١٩٦٠ م؛
سهروردی، عبدالقاهر بن عبدالله، آداب المریدین، ترجمۀ عمر بن محمد بن احمد شیرکان، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
شریبه، نورالدین، مقدمه و حاشیه بر طبقات الاولیاء ابن ملقن، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الطبقات الکبری، قاهره، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٤ م؛
عبادی، ابومنصور مظفر بن اردشیر، مناقب الصوفیة، به کوشش نجیب مایل هروی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
عطار نیشابوری، محمد ابن ابیبکر، تذکرة الاولیاء، تهران، ١٣٣٦ ش؛
قشیری، عبدالکریم بن هوازن، الرسالة القشیریة، به کوشش معروف زریق و علی عبدالحمید بلطه جی، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
کاشانی، محمود بن علی، مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، به کوشش جلالالدین همایی، تهران، ١٣٤٠ ش؛
کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٣٧٦ ق / ١٩٥٧ م؛
نامۀ دانشوران، قم، ١٣٣٨ ش؛
هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، تهران، ١٩٧٩ م؛
نیز:
Iranica.
غلامعلی آریا