دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٩ - اویس قرنی
اویس قرنی
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُوِیْسِ قَرَنی، ابوعمرو (نیمۀ نخست سدۀ ١ ق/ ٧ م)، تابعی نامآور و از اصحاب امیرالمؤمنین علی (ع) كه نزد صوفیه به زهد و پارسایی شناخته میشود. او از تیرۀ قَرَن، شاخهای از قبیلۀ یمانی بنی مراد بود (برای سلسله نسب او، نک : كلبی، ١/ ٣٣٤؛ ابن سعد، ٦/ ١٦١؛ خلیفه، ١٤٦). نام پدر او عامر و در برخی مآخذ انیس، خلیص یا عمرو هم آمده است (طبری، ٦٢٧؛ ابن درید، ٤١٤؛ خلیلی، ٢/ ٥٤٢-٥٤٣؛ رافعی، ١/ ٩١). ظاهراً اویس در عهد پیامبر (ص)، در یمن میزیست، ولی هرگز موفق به دیدار آن حضرت نشد. طبق روایاتی نه چندان موثق، اویس همراه هیأتی از یمن یا كوفه به مدینه آمد. گفتهاند كه بر اثر نشانههایی كه پیامبر(ص) از اویس گفته بود، عمر بن خطاب وی را شناخت (نک : ابن سعد، ٦/ ١٦٢-١٦٣؛ ذهبی، ٤/ ٢٠ بب ). ظاهراً پس از این سفر، اویس كوفه را برای سکنى برگزید (احمد بن حنبل، ٤٧٨). دربارۀ محل درگذشت اویس قرنی روایت بسیار است (همو، ٤٧٩-٤٨٠؛ ابن حبان، ٤/ ٥٢؛ نیشابوری، ٩٩)، چنانکه گوری در ناحیۀ رقه در سوریه و نیز در جاهای دیگری همچون دمشق، اسكندریه و دیار بكر به وی منسوب است (یاقوت، ٢/ ٥٩٦؛ ابن بطوطه، ١/ ١١٤). با اینهمه، چنانکه بیشتر روایات نشان میدهند، وی در پیكار صفین، در سپاه امیرالمؤمنین علی (ع) حضور یافت و پیكر وی را در میان شهدای این واقعه یافتند (طبری، ٦٢٨؛ نیز نک : نصر بن مزاحم، ٣٢٤).
اختلاف نظر در جزئیات زندگی اویس، حتى در سدههای نخستین هجری، چنان بوده كه برخی دربارۀ شخصیت او با شك و تردید سخن گفتهاند (نک : ابن حبان، ٤/ ٥٣؛ نیز نک : ابن جوزی، ٢/ ٤٣-٤٤). با اینهمه، گفتهاند كه او از امیرالمؤمنین علی (ع) و عمر بن خطاب روایت كرده، و كسانی از رجـال سدۀ ١ ق ــ كه بیشتر كوفیند ــ از او استماع كردهاند (ابن ابی حاتم، ١(١)/ ٣٢٦؛ ابن حجر، ١/ ١١٥).
نزد شیعۀ امامیه، اویس قرنی به عنوان یكی از یاران امام علی (ع) مقامی خاص دارد ( الاختصاص، ٦-٧، ٦١، ٨١-٨٢؛ كشی، ٩) و شیخ مفید نام اویس را از جملۀ كسانی آورده است كه با امیرالمؤمنین علی (ع) دست بیعت دادند ( الجمل، ١٠٩).
همۀ اهمیت روایات برجای مانده در باب اویس قرنی در این نکته است كه او از نخستین نمونههای زهد و پارسایی در میان مسلمانان به شمار رفته، و بعدها نزد صوفیه مقامی بلند یافته است؛ چنانکه نام او به عنوان یكی از زاهدان هشتگانه (= زهاد ثمانیه)، در میان تابعین ثبت شده است (مثلاً نک : ابونعیم، ٢/ ٨٧؛ كشی، ٩٧- ٩٨). كهنترین روایات دربارۀ اویس، تصویری كاملاً صوفیانه از او ارائه میكنند. همۀ كسانی كه در این روایات اویس را دیدهاند، او را در فقر و سرگشتگی و گمنامی در عین شهرت وصف كرده، و گفتهاند كه جامۀ مناسب نداشت و این خود یكی از علل عزلت او بود (ابن مبارك، ٢٩٣؛ ابن سعد، ٦/ ١٦١-١٦٥؛ احمد بن حنبل، ٤٧٥-٤٧٧، ٤٨٠-٤٨١). در روایتهای دیگری آمده است كه او جامهای پشمینه (= مِن صوف) بر تن داشت (همو، ٤٧٩؛ نیز نک : شیخ مفید، الارشاد، ٣٠٦؛ كشی، ٩٨). در این روایات، جملههای حكمتآمیزی غالباً مبنی بر بیاعتباری دنیا و نزدیك بودن مرگ، به اویس نسبت داده شده است (ابن سعد، ٦/ ١٦٤-١٦٥؛ احمد بن حنبل، ٤٧٩-٤٨٠).
در ادبیات صوفیه، اشارههای مفصلی به احوال اویس شده است (نک : ابونعیم، ٢/ ٧٩-٨٧؛ عطار، ١٩ بب ). در این میان حدیث منسوب به پیامبر (ص): «رایحۀ رحمان (بهشت) از جانب یمن به مشام من میرسد» ــ كه گفتهاند اشارهای است به اویس قرنی (نک : فروزانفر، ٧٣) ــ درخور توجه بسیار است (نیز نک : عین القضات، ٣٢٦، ٣٤٩؛ قس: علاءالدوله، ٣٦٥-٣٦٦). برخی از صوفیه این گفتۀ منسوب به پیامبر(ص) را دلیل تفاوت نهادن آن حضرت میان اصحاب در القای حقایق و اسرار دانستهاند (احمدجام، ٣١٩؛ نیز نک : آملی، ٢٦) و نیز طبق روایتی، اویس در حالی كه از حضرت رسول (ص) بسیار دور بوده، از احوال آن حضرت آگاهی مییافته است (نک : كرمانی، ٢٥-٢٦). همچنین برای این موضوع كه اویس، پیامبر(ص) را درك نکرد، تأویلات خاصی پیش كشیدهاند (نک : عین القضات، ٣٤ـ ٣٥؛ شمس تبریزی، ١/ ٢٧٦ـ ٢٧٨).
از اویس به عنوان نخستین كس از خردمندان دیوانه (= عقلاءالمجانین) یاد شده است (نک : نیشابوری، ٩٤؛ نیز عین القضات، ٣٤٩). همچنین عزلت و تنهایی، و مكاشفات و اذواق وی در این احوال، بیآنکه «پیری» را در سیر و سلوك از نزدیك درك كرده باشد، سخت مورد توجه صوفیه بوده است، چندانکه این موضوع موجب پیدایش طریقت خاصی از تصوف با عنوان «اویسیه» (ه م) گردید. با اینهمه، حیدر آملی نام اویس را در كنار اصحاب خاص پیامبر (ص) همچون سلمان، ابوذر، عمار و اصحاب صفه قرار داده، و میان ایشان و طبقات بعدی صوفیه تفاوت نهاده، و این گروه از اصحاب را از «تلامذة للائمة المعصومین» دانسته است (ص ٥٠٣، ٦١٤-٦١٥).
به عنوان نمونهای از جایگاه اویس نزد برخی فرق، میتوان به اثری از اباضیه اشاره كرد كه اویس را از اصحاب مذهب خویش دانستهاند (نک : ابن سلام، ٧٩).
مآخذ
آملی، حیدر، جامع الاسرار، به كوشش هانری كربن و عثمان یحیى، تهران، ١٣٤٧ ش/ ١٩٦٩ م؛
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧٢ ق/ ١٩٥٣ م؛
ابن بطوطه، رحلة، به كوشش محمد عبدالمنعم عریان، بیروت، ١٩٨٧ م؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، الموضوعات، به كوشش عبدالرحمان محمد عثمان، قاهره، ١٣٨٦ ق/ ١٩٦٦ م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٣٩٨ ق/ ١٩٧٨ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ ق/ ١٩١٠ م؛
ابن درید، محمد، الاشتقاق، به كوشش عبدالسلام هارون، قاهره، ١٣٧٨ ق/ ١٩٥٨ م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن سلام اباضی، بدءالاسلام، به كوشش ورنر شوارتس و سالم بن یعقوب، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
ابن مبارك، عبدالله، الزهد و الرقائق، به كوشش حبیب الرحمان اعظمی، مجلس احیاء المعارف، ١٣٨٥ ق/ ١٩٦٦ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الاولیاء، قاهره، ١٣٥١ ق/ ١٩٣٣ م؛
احمد بن حنبل، الزهد، به كوشش محمدسعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٩ ق/ ١٩٨٨ م؛
احمد جام، انس التائبین، به كوشش علی فاضل، تهران، ١٣٦٨ ش؛
الاختصاص، منسوب به شیخ مفید، به كوشش علیاكبر غفاری، قم، ١٤٠٢ ق؛
خلیفة بن خیاط، الطبقات، به كوشش اكرم ضیاء عمری، ریاض، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
خلیلی، خلیل، الارشاد، به كوشش محمدسعید عمر ادریس، ریاض، ١٤٠٩ ق/ ١٩٨٩ م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، مؤسسة الرساله؛
رافعی قزوینی، عبدالكریم، التدوین فی اخبار قزوین، به كوشش عزیزالله عطاردی، تهران، ١٣٧٦ ش؛
شمس تبریزی، مقالات، به كوشش محمدعلی موحد، تهران، ١٣٦٩ ش؛
شیخ مفید، محمد، الارشاد، قم، مؤسسة آل البیت (ع)؛
همو، الجمل، به كوشش علی میرشریفی، قم، ١٤١٣ ق؛
طبری، محمد، «المنتخب من كتاب ذیل المذیل»، همراه ج ١١ تاریخ؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، تذكرة الاولیاء، به كوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٦ش؛
علاءالدولۀ سمنانی، احمد، العروة لاهل الخلوة و الجلوة، به كوشش نجیب مایل هروی، تهران، ١٣٦٢ش؛
عین القضات همدانی، تمهیدات، به كوشش عفیف عسیران، تهران، ١٣٤١ ش؛
فروزانفر، بدیعالزمان، احادیث مثنوی، تهران، ١٣٦١ش؛
كرمانی، عبدالرزاق، «تذكره در مناقب حضرت شاه نعمتالله ولی»، مجموعه در ترجمۀ احوال شاه نعمت الله ولی كرمانی، به كوشش ژان اوبن، تهران، ١٣٦١ش؛
كشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار شیخ طوسی، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ش؛
كلبی، هشام، نسب معد و الیمن الكبیر، به كوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به كوشش محمد عبدالسلام هارون، قاهره، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٢م؛
نیشابوری، حسن، عقلاء المجانین، به كوشش عمر اسعد، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
یاقوت، بلدان.
علی بهرامیان