دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٢ - انطاکی
انطاکی
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنْطاكی، ابوعبدالله (یا ابوعلی) احمد بن عاصم، عارف بزرگ سدههای ٢-٣ ق/ ٨- ٩م. هرچند تاریخ و محل ولادت او به طور دقیق روشن نیست، اما از نسبت او و نیز چون او را «اهل ثغور» دانستهاند (ابنحبان، ٨/ ٢٠؛ خواجه عبدالله، ١٢٣؛ ابن عدیم، ٢/ ٨٤٨)، میتوان دریافت كه در انطاكیه به دنیا آمده است (نک : یاقوت، ٢/ ٧٩-٨٠). وی مدتی در دمشق به سر برد (ابن منظور، ٣/ ١٢٧؛ ذهبی، تاریخ ... ، ٤٣؛ نیز نک : ابن ابی حاتم، ١(١)/ ٦٦). انطاكی نخست علوم رایج آن زمان را فراگرفت و در آنها مهارت یافت و در زهد و ریاضت، عرفان و تصوف به كمال رسید (مثلاً نک : ابونعیم، ٩/ ٢٨٠- ٢٨٩؛ هجویری، ١٥٩؛ ابن كثیر، ١٠/ ٣١٨؛ نیز نک : عطار، ٤١٠). وی را از فرط هوشیاری و بسیاری فراست «جاسوس القلوب» نامیدهاند (قشیری، ١٩؛ عطار، ابن عدیم، همانجاها).
انطاكی با زهّاد و عارفان بزرگ و مشهور زمان خود از جمله بشر حافی (د ٢٧٧ ق/ ٨٩٠ م)، سری سقطی (د ٢٥٣ ق/ ٨٦٧ م) و احتمالاً فضیل بن عیاض (د ١٨٧ ق/ ٨٠٣ م) همنشین و هم صحبت بوده است (سلمی، ١٢٧؛ قشیری، هجویری، همانجاها). جامی انطاكی را شاگرد حارث محاسبی (د ٢٤٣ ق/ ٨٥٧ م) دانسته است (ص ٩١).
احمد بن ابی الحواری (ه م)، عارف مشهور شام در قرن ٢ و ٣ ق ازجمله شاگردان او بوده، و بسیاری از سخنان او را نیز نقل كرده است (مثلاً نک : سلمی، ١٢٩؛ ابونعیم، ٩/ ٢٨١، ٢٨٢، ٢٩٣، ٢٩٥-٢٩٦؛ بیهقی، ١٩٩، ٣٥٨؛ قشیری، ٩٠، ١٥٥). انطاكی در علم حدیث نیز دستی داشت و از محدثان بغداد و دمشق احادیثی شنیده، و دیگران نیز از او حدیث روایت كردهاند (مثلاً نک : ابن ابی حاتم، ابنحبان، ابنعدیم، همانجاها؛ ذهبی، همانجا، نیز سیر ... ، ١١/ ٤٠٩).
تاریخ وفات انطاكی را برخی پس از ٢٢٠ق دانستهاند (ماسینیون، «تحقیق ... »، ٢٢٣؛ GAS, I/ ٦٣٨;
GAL, S, I/ ٣٥١). ابنكثیر آن را به طور تقریب ٢٣٩ ق حدس زده است (١٠/ ٣١٨- ٣١٩) و ذهبی (همان، ١٠/ ٤٨٨) نیز احتمال داده كه تا ٢٣٠ق زنده بوده است.
در اقوال منسوب به انطاكی بسیاری از مفاهیم عرفانی و اخلاقی همچون : معرفت، فقر، صبر، صدق، یقین، خوف و رجا سخن رفته است (مثلاً نک : سلمی، ١٢٧-١٣٠؛ ابونعیم، ٩/ ٢٨٠-٢٩٦؛ ابنجوزی، ٤/ ٢٧٧- ٢٧٩؛ ابن منظور، ٣/ ١٢٧- ١٢٩).
آثـار
از انطاكی اثر مستقلی در دست نیست و بیشتر سخنان او برگرفته از تذكرهها و كتابهای صوفیه است. سخنان انطاكی به سبب تعلق به اولین دورۀ زهد و تصوف در اسلام، از اهمیت ویژهای برخوردار است. ماسینیون بر این باور است كه آثار او پیش از آثار محاسبی بوده، و محاسبی از آنها در تألیفات خود بهره برده است. این تألیفات را به او نسبت دادهاند: ١. المعاملات، كه در شناخت تصوف بوده، و در آن ژرف بینیهای جالب توجهی داشته است (كلاباذی، ٣٢؛ ماسینیون، «مجموعه ... »، ١٢)؛ ٢. الشبهات (همو، «تحقیق»، ١٧٢، حاشیۀ ٦؛ GAL, S؛ همانجا)؛ ٣. دواء داءالقلوب و معرفة همم النفس و آدابها (ماسینیون، همان، ١٥٣؛ GAL, S؛ نیز GAS؛ همانجاها).
انطاكی شعر نیز میسروده، و اشعاری از او بر جای مانده است (ابونعیم، ٩/ ٢٩٦-٢٩٧؛ ابن عدیم، ٢/ ٨٥٢؛ ابن منظور، ٣/ ١٣٠؛ ابن كثیر، ١٠/ ٣١٨).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدر آباد دكن، ١٣٧١ ق/ ١٩٥٢ م؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، صفة الصفوة، به كوشش محمود فاخوری، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦م؛
ابنحبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
ابن عدیم، عمر، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
ابن كثیر، البدایة؛
ابن منظور، محمد، مختصر تاریخ دمشق ابن عساكر، به كوشش ریاض عبدالحمید مراد، دمشق، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الاولیاء، بیروت، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
بیهقی، احمد، كتاب الزهد الكبیر، به كوشش عامر احمد حیدر، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٧ م؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به كوشش محمود عابدی، تهران، ١٣٧٠ش؛
خواجه عبدالله انصاری، طبقات الصوفیة، به كوشش محمد سرور مولایی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، به كوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١٢ ق/ ١٩٩١ م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
سلمی، محمد، طبقات الصوفیة، به كوشش پدرسن، لیدن، ١٩٦٠م؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، تذكرة الاولیاء، به كوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٦٦ش؛
قشیری، عبدالكریم، الرسالة القشیریة، قاهره، ١٣٥٩ ق/ ١٩٤٠ م؛
كلاباذی، محمد، التعرف لمذهب اهل التصوف، به كوشش محمد جواد شریعت، تهران، ١٣٧١ ش؛
هجویری، علی، كشف المحجوب، به كوشش ژوكوفسكی، تهران، ١٣٥٨ش؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
GAL, S;
GAS;
Massignon, L., Essai sur les origines du lexique technique de la mystique musulmane, Paris, ١٩٦٨;
id, Recueil de textes inédits, Paris, ١٩٢٩.
محمدجواد شمس