دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٨ - ابوهاشم صوفی
ابوهاشم صوفی
نویسنده (ها) :
حسین لاشیء
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٣ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوهاشِمِ صوفی، عثمان بن شریك كوفی، صوفی مشهور قرن ٢ ق. اصل او از كوفه بود، اما در شام میزیست (خواجه عبدالله، ٧). مؤلفانِ شرح احوال نخستین صوفیه او را اولین دانستهاند كه در اسلام به عنوان صوفی مشهور شد وخواجه عبدالله انصاری دربارۀ این شهرت مینویسد كه «در قدیم طریق تصوف تنگتر بوده است ... كه ایشان در معاملت میكوشیدند، نه در بسیاری مقال و سخن» (همانجا؛ نیز نک : جامی، ٣١). در بعضی از تألیفات قدیمتر او را ابوهاشم زاهد نیز خواندهاند (ابونعیم، ١٠ / ٢٢٥؛ عین القضاة، ٢٣).
ابوهاشم با ابراهیم ادهم و سفیان ثوری معاصر، و از اقران ابوعبدالله ابن ابی جعفر برائی بود (ابونعیم، خواجه عبدالله، همانجاها). او از معاشرت با سلاطین و دولتمردان سخت احتراز داشت. وقتی شریك نخعی قاضی را دید كه از سرای یحیی بن خالد بیرون آمد، گریست و گفت: از علمی كه سود نرساند، به خدا پنامه میبرم (ابونعیم، همانجا؛ خواجه عبدالله، ٩).
سخن ابوهاشم در باب معرفت به خدا و انس با او، حكایت از آن دارد كه زهد او زهدی خشك و عاری از محبت و معرفت نبوده است (نک : ابونعیم، همانجا؛ خطیب، ١٤ / ٣٩٧). او تأدیب و تربیت نفس را عامل اصلی در تأدیب و تربیت خانواده و اطرافیان میدانست (ابن جوزی، ٢ / ٣٠٦). از سفیان ثوری نقل شده است كه گفت: اگر ابوهاشم صوفی نبود، من دقائق ریا را نمیشناختم (سّراج، ٢٢؛ نک : خطیب، جامی، همانجاها).
در كتب شیعه حدیثی دربارۀ فساد عقیدۀ او نقل شده است (مقدس اردبیلی، ٥٦٤)، اما از آنجا كه در این حدیث ابداع مذهبی به نام تصوب به او منسوب شده و تصوف به عنوان گریزگاهی برای عقیدۀ فاسد او معرفی گردیده است، متن حدیث قابل تأمل به نظر میرسد، برخی از تراجم، به نقل از جامی، به غلط او را بانی نخستین خانقاه معرفی كردهاند، در حالی كه جامی بنای نخستین خانقاه را به امیری ترسا در سرزمین شام نسبت میدهد (همانجا؛ قس: شیبی، ١ / ٢٩٠؛ رازی، ١١٢).
سال وفات او به درستی روشن نیست، اما وی تا اواسط خلافت مهدی عباسی (١٥٨- ١٦٩ ق) در قید حیات بوده و احتمالاً وفات او چند سال بعد از وفات سفیان ثوری بوده است. برخی سال وفات او را به تفاوت از ١٥٠ ق / ٧٦٧ م تا ١٦٢ ق / ٧٩٩ م نوشتهاند ( نامۀ دانشوران، ٧ / ٣٣٤؛ حلمی، ٨٤؛ فاخوری، ١ / ٢٤٨).
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمان، صفة الصفوة، به كوشش محمود فاخوری و محمد رواس قلعهجی، بیروت، ١٤٠٦ ق؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، حلیة الاولیاء، بیروت، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به كوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٣٦ ش؛
حلمی، محمد مصطفی، الحیاة الروحیة فی الاسلام، قاهره، ١٣٦٤ ق / ١٩٤٥ م؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، بیروت، دارالكتاب العربی؛
خواجه عبدالله انصاری، طبقات الصوفیه، به كوشش عبدالحی حبیبی، كابل، ١٣٤١ ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به كوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
سراج طوسی، اللمع فی التصوف، به كوشش رنولد نیكلسون، لیدن، ١٩١٤ م؛
شیبی، كامل مصطفی، الصلة بین التصوب و التشیع، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
عین القضاة همدانی، شكوی، الغریب، به كوشش عفیف عسیران، تهران، ١٩٦٢ م؛
فاخوری، حنا و خلیل الجر، تاریخ فلسفه در جهان اسلام، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
مقدسی اردبیلی، احمد، حدیقة الشیعة، تهران، انتشارات علمیۀ اسلامیه؛
نامۀ دانشوران، قم، ١٣٧٩ ق.
حسین لاشیء