دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٠ - ابومحمد صالح
ابومحمد صالح
نویسنده (ها) :
محمدجواد انواری
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٤ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبُومُحَمَّدْ صالِح، ابن ینصارَن بن غَفیان ماجری دُكّالی (٥٥٠-٦٣١ ق / ١١٥٥-١٢٣٤ م)، صوفی مراكشی كه پیروانش موسوم به ماجریون از سلسلههای صوفیۀ مغرب دور به شمار رفتهاند (ابنقنفذ، ٦٤، ٦٦). وی منسوب به دكّاله است كه ناحیهای است در غرب مراكش و منتهی به سـواحل اقیانوس اطلس (نك : یاقوت، ٢ / ٥٨١؛ قس: عمرانی، ١٤٣).
نسبت ابومحمد به عمر بن عبدالعزیز، هفتمین خلیفۀ اموی میرسد (اسماعیل، ٣٩١). از زادگاه او و سالهای آغازین زندگیش چیزی دانسته نیست. وی مراحل تحصیل و كسب مقامات را نزد ابومحمد عبدالرزاق جزولی (ابن زیات، ٣٢٧؛ ابن قنفذ، ٦١) و ابوطاهر بن اسماعیل زهری (اسماعیل، همانجا) و صوفی مشهور ابومدین مغربی (غبرینی، ١٢٤؛ ابن خلدون، ١ / ١٢٦؛ ابن قنفذ، ٣٥، ٦٢) سپری كرد. ابومحمد همچنین از مصاحبت و دیدار ابوابراهیم اوراد بهره داشت (همانجا). از مدت تحصیل وی ٢٠ سال در اسكندریه به شاگردی ابوطاهر بن اسماعیل زهری گذشته است (اسماعیل، همانجا). از اینكه استاد دیگر او، عبدالرزاق جزولی خود از شاگردان ابومدین بوده (ابنقنفذ، ٦١) و احتمال داده شده كه ابومحمد در آغاز با واسطه شاگرد ابومدین بهشمار میرفته (همو، ٦٢)، میتوان پنداشت كه اقامت او در اسكندریه و نیز مراحلی از دوران پختگیش پیش از زمان شاگردی ابومدین بوده است.
ابومحمد شاگردان و مریدان بسیاری را پرورده است كه از آن جمله میتوان ابوعبدالله محمد بن ابی القاسم سجلماسی (همانجا؛ غبرینی، ١٢٣، ١٢٤)، ابوزكریای یحیاوی (بلوی، ١٤٣) و ابوسعید هنصلی (تری مینگهام، ٨٦) را نام برد. آنچه از طریقۀ ابومحمد میدانیم، اهتمام به حفظ سنتهای مشایخ نخستین و ممارست در مجاهده و مراقبه و مداومت بر آداب و اوراد است (ابن زیات، ١٣). وی در ارشاد و دستگیری طالبان كوشا بود (ابن قنفذ، ٦١) و آنان را به تزكیۀ نفس و ترك و تجرد فرا میخواند و برای سلوك هر یك مراحلی را توأم با اوراد خاص قرار میداد (همانجا). به گفتۀ ابن زیات شاگردان ابومحمد كرامات بسیار به او نسبت دادهاند (همانجا).
ابومحمد در اواخر عمر مقیم اسفی مركز دكّاله بود (ابن زیات، همانجا) و در آن شهر رباطی بنا نهاد كه خود نیز در آن سكنی داشت (نك : همانجا؛ صدیق، ١٤٣). مدفن او در همان مكان قرار دارد (ابن خطیب، ٧١؛ ابن قنفذ، همانجا) و امروزه نیز از زیارتگاههاست (بستانی، ٥ / ١١٣). این رباط كه اكنون، به نام خود او شهرت دارد، تا دیرزمانی از مراكز دعوت صوفیان بهشمار میرفته و نیز از فعالیتهایی كه در آن صورت میگرفته، فراخواندن مردم به حج و راهنمونی و یاری رستندن به حجاج بوده است (نك : صدیق، همانجا). ابن خطیب كه در سفر به مغرب در این رباط میهمان بوده، از آن به عنوان مكانی پر ازدحام یاد كرده و به وصف فضای آنجا و مقبرۀ ابومحمد پرداخته است (همانجا). ابن قنفذ كه در ٧٦٣ ق از این رباط دیدن كرده است، مینویسد كه نوادگان ابومحمد در آن ناحیه مقیم بودند و بزرگ ایشان ابوالعباس احمد بن یوسف بود (نك : همانجا) كه نظارت بر اموال رباط را برعهده داشت و از مقامات مذهبی شهر بهشمار میرفت (نك : ابن خطیب، ٦٩-٧٠، ٧١). ابومحمد ٧ فرزند داشته است كه ٣ تن از آنان در كنار قبر او مدفونند (اسماعیل، ٣٩١-٣٩٥). از فرزندانش، عبدالعزیز (د ٦٤٦ ق) در شمار اولیاء مصر بوده و عیسی (د ٦٩٨ ق) عمارت آسفی را داشته است (همو، ٣٩٣).
احمد بن ابراهیم بن احمد، نوادۀ ابومحمد، كتابی دربارۀ با عنوان المنهاج الواضح فی تحقیق كرامات ابی محمد صالح داشته كه در قاهره (١٣٥٢ ق / ١٩٣٣ م) به چاپ رسیده است. این كتاب در پاسخ به نسبتهای ناروای مخالفان مالكی مذهب ابومحمد به طریقۀ او و نیز در پی بیسامانی اوضاع و احوال پیروانش در اواخر سدۀ ٧ ق، تألیف شده بود (نك : تری مینگهام، ٥١).
به ابومحمد اثری به نـام تلقین الورد منسوب شده است (نك : همانجا) كه از آن نشانی در دست نیست.
مآخذ
ابن خطیب، محمد، نفاضة الجراب، به كوشش احمد مختار عبادی و عبدالعزیز اهوانی، قاهره، دارالكتاب العربی؛
ابن خلدون، یحیی، بغیة الرواد، به كوشش عبدالحمید حاجیات، الجزایر، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
ابنزیات، یوسف، التشوف الی رجال التصوف، به كوشش آدولف فور، رباط، ١٩٥٨ م؛
ابن قنفذ، احمد، انس الفقیر و عز الحقیر، به كوشش محمد الفاسی و آدولف فور، رباط، ١٩٦٥ م؛
اسماعیل، عثمان عثمان، حفائر شالة الاسلامیة، بیروت، ١٩٥٩-١٩٦٠ م؛
بستانی؛
بلوی، احمد، الثبت، به كوشش عبدالله عمرانی، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
صدیق بن عربی، المغرب، تونس، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
عمرانی، عبدالله، حواشی بر الثبت (نك : هم ، بلوی)؛
غبرینی، احمد، عنوان الدرایة، به كوشش عادل نویهض، بیروت، ١٩٦٩ م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Trimingham, J. S., The Sufi Orders in Islam, London, ١٩٧٣.
محمدجواد انواری