دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٢ - ابوعلی دقاق
ابوعلی دقاق
نویسنده (ها) :
حسین لاشیء
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوعَلیِ دَقّاق، حسن بن علی بن محمد، فقیه، اصولی، ادیب، مفسّر و صوفی مشهور سدههای ٤ و ٥ ق. ابوعلی اصلاً نیشابوری بود و زبان عربی و علم اصول را در نیشابور آموخت، سپس به مرو رفت و در آنجا نزد خضری و قفّال به آموختن فقه پرداخت. او در نیشابور از ابوعمرو ابن حمدان و در مرو از ابوعلی شبّویی (شب بویی) و ابوهیثم کشمیهنی حدیث شنید. ابوعلی پس از تحصیل علوم وارد طریقت شد و مصاحبت ابوالقاسم نصرآبادی را اختیار کرد (صریفینی، ٢٦٨؛ اسنوی، ١ / ٥٢٣-٥٢٤؛ سبکی، ٤ / ٣٢٩). سلسلۀ طریقت او را از طریق نصرآبادی و شبلی و جُنید به امیرالمؤمنین علی (ع) رساندهاند (عطار، ٢ / ١٨٧- ١٨٨؛ جامی، ٢٩٢).
ابوالقاسم قشیری روزی در نیشابور در مجلس ابوعلی حاضر شد و چنان تحت تأثیر سخنان او قرار گرفت که از آموختن حساب و پرداختن به کار دولتی منصرف گردید و در زمرۀ مریدان خاص او قرار گرفت و ابوعلی دختر خود فاطمه را به ازدواج او در آورد (انصاری، ٥٣٩؛ ابن خلکان، ٣ / ٢٠٦). ابوسعید ابوالخیر نیز مصاحبت او را دریافته بود و ابوبکر صیرفی از شاگردان او بود (محمد بن منور، ٥٨- ٥٩؛ عطار، ٢ / ٢٠٠). به گفتۀ عطار، ابوعلی صاحب درد و سوز و «نوحهگر» صوفیان عصر خویش بود (٢ / ١٨٨) و انصاری گوید که وی «زبان وقت بود به نیشابور» (ص ٥٣٨). او بر ضرورت سماع در تصوّف اصرار میورزید (نک : محمد بن منور، ٢٧٧) و در عین حال به حرکات وجدآمیز بزرگانی همچون سلمی در موافقت با فقرا در سماع معترض بود و سکون در سماع را برای مشایخ بهتر میدانست (خطیب، ٢ / ٢٤٨؛ عبادی، ٩٩؛ کاشانی، ١٩٠-١٩١). او نیز همچون بسیاری از بزرگان صوفیه از صحبت سلاطین احتراز میکرد و خلق را نیز از آن برحذر میداشت و از دوام زیان معنوی شربت آبی که ٣٠ سال پیش از آن در بیابان از دست یک لشکری نوشیده بود، سخن میگفت (عطار، ٢ / ١٩٢، ١٩٥-١٩٦؛ قلندر، ١١٩)، اما در عین حال در مواقع مقتضی از نصیحت و موعظۀ صاحبان قدرت دریغ نمیورزید (نجمالدین، ٧٧). ضرورت پیروی از پیر و استاد در طریقت و رعایت حرمت و حقوق او همواره مورد تأکید ابوعلی بود (سهروردی، ٩٦؛ عطار، ٢ / ١٨٨، ١٩٤). گفتهاند که ابوعلی صاحب کرامات و اشراف بر ضمایر بود (هجویری، ٢٠٤؛ عبادی، ٩٠). به گفتۀ محمد بن منور، وی به اشارت پیامبر (ص) در خواب، خانقاه سراوی را در شهر نسا بنا نهاد (ص ٤٤).
آنچه از آثار ابوعلی دقّاق بر جای مانده، مجموعهای از سخنان پراکندۀ اوست در موضوعات عمدۀ عرفانی چون فقر و غنا، توکل و فتوّت که بیشتر آنها به وسیلۀ ابوالقاسم قشیری جمعآوری و نقل شده است (انصاری، ٥٣٩). مبیدی نیز عباراتی را در تفسیر برخی از آیات قرآن کریم از او نقل کرده است (٥ / ١٢٩، ١٣٢). وی ظاهراً به تازی نیز اشعاری میسروده که نمونههایی از آن در تذکرهها نقل شده است (نک : انصاری، ٥٤٠، ٥٤١؛ ابن کثیر، ١٢ / ١٤). حاجی خلیفه کتابی با عنوان الضحایا به او نسبت داده (٢ / ١٤٣٤) که از آن اطلاعی دردست نیست و در صحت این انتساب نیز جای تردید بسیار است. سلسلۀ نسب مشایخ بلیانی کازرون به او منتهی میشود (جنید، ٦١-٦٢).
وفات او را به اختلاف در ذیحجۀ ٤٠٥، ٤٠٦، ٤١٢ آوردهاند (ابن قاضی شهبه، ١ / ١٦٩؛ ابن عماد، ٣ / ١٨٠؛ ابن کثیر، همانجا). مدفن او در کنار مدفن ابوالقاسم قشیری و محمد بن یحیی در شهر قدیم نیشابور و در قبلۀ کهندیز واقع است (خلیفۀ نیشابوری، ١٥٢؛ انصاری، ٥٣٩).
مآخذ
ابن خلکان، وفیات؛
ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ ق؛
ابن قاضی شهبه، ابوبکر بن احمد، طبقات الشافعیة، به کوشش عبدالعلیم خان حیدرآباد دکن، ١٣٩٨ ق / ١٩٧٨ م؛
ابن کثیر، البدایة؛
اسنوی، عبدالرحیم بن حسن، طبقات الشافعیة، به کوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩٠ ق / ١٩٧٠ م؛
انصاری هروی، خواجه عبدالله، طبقات الصوفیه، به کوشش عبدالحی حبیبی، کابل، ١٣٤١ ش؛
جامی، عبدالرحمن بن احمد، نفحات الانس، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٣٦ ش؛
جنید شیرازی، ابوالقاسم، شدالازار، به کوشش محمد قزوینی و عباس اقبال، تهران، ١٣٢٨ ش؛
حاجی خلیفه، کشف؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٥٠ ق؛
خلیفۀ نیشابوری، احمد بن محمد، ترجمه و تلخیص تاریخ نیشابور حاکم نیشابوری، به کوشش بهمن کریمی، تهران، ١٣٣٩ ش؛
سبکی، عبدالوهاب بن علی، الطبقات الشافعیة الکبری، قاهره، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٥ م؛
سهروردی، عمر بن محمد، عوارف المعارف، بیروت، ١٩٦٦ م؛
صریفینی، ابراهیم بن محمد، تاریخ نیشابور (المنتخب من السیاق عبدالغافر فارسی)، به کوشش محمدکاظم محمودی، قم، ١٣٦٢ ش؛
عبادی مروزی، منصور بن اردشیر، مناقب الصوفیه، به کوشش نجیب مایل هروی، ١٣٦٢ ش؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، تذکرة الاولیاء، به کوشش رنولدالن نیکلسون، لیدن، ١٩٠٧ م؛
قلندر علوی، شاه محمدکاظم، مقالات صوفیه، لکهنو، ١٨٩٣ م؛
کاشانی، محمود بن علی، مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، به کوشش جلالالدین همایی، تهران، ١٣٢٣ ش؛
محمد بن منور، اسرار التوحید، به کوشش ذبیحالله صفا، تهران، ١٣٦١ ش؛
میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، به کوشش علیاصغر حکمت، تهران، ١٣٦١ ش؛
نجمالدین رازی، عبدالله بن محمد، مرموزات اسدی در مزمورات داودی، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
هجویری، علی ابن عثمان، کشف المحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، تهران، ١٣٥٨ ش.
حسین لاشیء