دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣ - الف - زيارت اول
چادرها و سَرايت داشتى و [دردهايت] تو را به خود، نه فرزندان و خانوادهات، مشغول كرد و اسبت به شتاب گريخت و با شيهه و زارى، آهنگ خيمههايت را كرد.
هنگامى كه زنان، اسبت را خوار و پريشان، و زين تو را بر آن، واژگون ديدند، از پرده بيرون آمدند، موهايشان را پريشان كردند و بر گونههاى خود زدند، صورتهاى خود را گشودند و ناله، سر دادند و پس از عزّت، خوار شدند و به سوى قتلگاهت شتافتند.
و شمر، بر سينهات نشسته، شمشيرش را در گودى گلويت فرو برد، محاسن سپيدت را به دستش گرفت و با شمشير هندى خود، تو را ذبح كرد. حواسّ تو، آرام گرفت و نَفَسهايت، آهسته گشت، و سرت به بالاى نيزه رفت، و خاندانت را مانند بندگان به اسارت گرفته، غل و زنجير كردند و بر پشت شتران [بدون جهاز] نشاندند و آفتاب سوزان نيمروز، چهرههايشان را سوزاند و در صحراها و دشتها، رانده شدند، در حالى كه دستهايشان را به گردن، بسته بودند و آنها را در بازارها مىچرخاندند.
پس واى بر عاصيان فاسق! با كشتن تو، اسلام را كُشتند و نماز و روزه را تعطيل كردند و سنّتها و احكام را زير پا گذاشتند و پايههاى ايمان را منهدم كردند و آيههاى قرآن را تحريف كردند و در تجاوز و سركشى، فرو رفتند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، داغدار خونِ تاوانْ نگرفته تو شد و كتاب خداى عز و جل، مهجور گشت و به حق، خيانت شد، هنگامى كه تو را مقهور سلطه خود كردند. با از دست رفتن تو، تكبير و تهليل و حرام و حلال و تنزيل و تأويل [قرآن]، از دست رفت و پس از تو، تغيير و دگرگونى و كفر و معطّل گذاردن [احكام الهى] و هوس و گمراهى و فتنه و باطل، آشكار شد.