دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - ١/ ١ - ٤ جاى خروج سفيانى
را آبستن باشد! و زنانى از قريش بر كناره رود دجله از كشتيرانانى كه در حال عبورند، درخواست كمك مىكنند تا آنها را با خود ببرند و به مردم برسانند؛ امّا آنان از سر دشمنى با بنى هاشم، زنان را نمىبرند. بنى هاشم را دشمن مداريد، كه پيامبر رحمت، از ميان آنها برخاسته است و جعفر طيّار در بهشت، از آنها [و نه خاندان ديگرى] است؛ و امّا زنان، چون شب فرا مىرسد، از بيم بدكاران، به ناپيداترين جاىها پناه مىبرند. سپس از بصره برايشان كمك مىرسد و كودكان و زنانى را كه سفيانى به همراه دارد و آنها را از بغداد و كوفه به اسارت گرفته است، نجات مىدهند».[١]
١١٦٤. تاريخ بغداد- با سندش به نقل از ثوبان-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «سفيانى خروج مىكند تا در دمشق فرود مىآيد و دو لشكر روانه مىكند: لشكرى پانزده هزار نفرى به مدينه كه سه روز و سه شب، آن را غارت مىكنند و سپس به سوى مكّه مىروند ...» و فرمود: «سپس لشكر ديگرش كه سى هزار تن و فرماندهشان مردى از قبيله كلب است، حركت مىكنند تا به بغداد وارد مىشوند و سيصد تن از سركردگان عبّاسيان را در آن مىكُشند و شكم سيصد زن را مىدرند».
شنيدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «و اين به خاطر كارهاى قبلىشان است و
[١]. تاريخ بغداد: ج ١ ص ٣٩، الفتن: ج ١ ص ٣٠٤ ح ٨٨٥.