دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٠
رمزى بودن دجّال، سفيانى و يأجوج و مأجوج سخن گفته و دجّال را نماد «انحرافات عمومى»، سفيانى را نماد «انحراف در داخل مسلمانان» و يأجوج و مأجوج را نمادهايى از «تمدّن مادّى» مىداند.[١]
با توجّه به مطالب گذشته و كاركردهاى علائم ظهور، نمادين دانستن آنها به راحتى ممكن نيست؛ چه آن كه در اين صورت، نقش و كاركرد اين علائم لغو مىشود. مثلًا اگر قرار بود مراد از سفيانى، طرز تفكّر امَوى و ابوسفيان و به معناى مقابله با اسلام باشد، مىتوانست از آن، تعبيرات ديگرى هم بشود يا دست كم در يكى دو حديث، ردّ پايى از رمزى بودن و نمادين بودن آن باشد و حال آن كه چنين نيست. اگر قرار باشد همه نشانهها را نماد يك انحراف يا رفتار اجتماعى يا ... بدانيم، راه براى چنين برداشتى در ديگر موضوعات هم باز خواهد شد.
اين ديدگاه، با اشكالات ديگرى نيز روبهروست از جمله آن كه: حمل نشانهها به معناى رمزى خلاف ظاهر احاديث و ذهنيت عرفى مخاطبان آن است. تعبير يأجوج و مأجوج در قرآن هم به كار رفته و مراد، معناى ظاهرى آن است. حمل بسيارى از نشانههاى ظهور به معناى نمادين بودن، امكانپذير نيست، ضمن اين كه به قرينه نياز دارد؛ يعنى از معناى اصلى، خارج و مجاز خواهد شد و اگر چنين باشد، هر كه طبق سليقه خود، علائم را تفسير و توجيه خواهد كرد و به طور كلّى، مفهوم علامت و اين ويژگى كه موجب شناخت موضوع ديگر مىشود، با نمادين بودن سازگارى ندارد.