دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٥ - ١/ ٣ - ٢ گزارشهايى در باره مكان و زمان كشته شدن نفس زكيه
چوبدستى را به دست مىگيرد و از خداوند، اجازه ظهورش را مىگيرد و يكى از وابستگانش از اين امر آگاه مىشود و نزد سيّد حسنى مىآيد و او را باخبر مىكند و حسنى در خروج، شتاب مىورزد و مكّيان بر او مىجهند و او را مىكشند و سرش را براى شامى (سفيانى) روانه مىكنند و اين هنگام، صاحب اين امر (قيام و ولايت) ظهور مىكند و مردم با او بيعت و از او پيروى مىكنند.
و شامى (سفيانى) در اين زمان، لشكرى را روانه مدينه مىكند؛ ولى خداوند عز و جل آنها را نزديك مدينه هلاك مىكند و در آن موقع است كه هر كس از نسل امام على عليه السلام در مدينه است، به مكّه مىگريزد و به صاحب اين امر (قيام و ولايت) مىپيوندند و صاحب اين امر به سوى عراق مىآيد و لشكرى را روانه مدينه و آن جا را امن مىكند تا اهلش آسودهخاطر به آن باز گردند».[١]
١٢٢٢. كمال الدين- با سندش به نقل از محمّد بن مسلم ثقفى-: شنيدم كه امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «هنگامى كه مردان، خود را به زنان و زنان، خود را به مردان شبيه كنند ... و جوانى از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله ميان ركن [حجر الأسود] و مقام [ابراهيم]- كه نامش محمّد بن حسن، نفْس زكيّه است-، كشته شود و بانگى از آسمان آيد كه حق نزد او و شيعه اوست، اين، هنگام خروج قائم ماست».[٢]
١٢٢٣. بحار الأنوار- با سندش به نقل از ابوبصير در حديثى طولانى-: امام باقر عليه السلام فرمود: «قائم به يارانش مىفرمايد:" اى مردم! مكّيان، مرا نمىخواهند! امّا من كسى را به سوى ايشان مىفرستم تا همچنان كه شايسته مانند من است، بر آنان احتجاج كنم".
[١]. الكافى: ج ٨ ص ٢٢٤ ح ٢٨٥( با سند صحيح)، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٣٠١ ح ٦٦.
[٢]. كمال الدين: ص ٣٣٠ ح ١٦، إعلام الورى: ج ٢ ص ٢٩١، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ١٩١ ح ٢٤. نيز، براى ديدن همه حديث، ر. ك: همين دانشنامه: ص ٣٨٩ ح ١٣٩٥.