دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥ - الف - زيارت اول
سلام بر كسى كه پيمانش را شكستند! سلام بر كسى كه حُرمتش را هتك كردند! سلام بر كسى كه خونش را ستمكارانه ريختند! سلام بر شسته شده به خونِ زخم! سلام بر نوشيده از كاسه نيزهها! سلام بر ستمديده حق بُرده شدهاى كه حقّش را حلال شمردند! سلام بر مهجور شده ميان مردم! سلام بر آن كه روستانشينان، عهدهدار به خاك سپردنش شدند! سلام بر آن كه رگ قلبش بُريده شده! سلام بر حمايتگر بدون ياور!
سلام بر موى سپيدِ خضاب شده [با خون]! سلام بر گونه خاكآلوده! سلام بر بدن برهنه شده! سلام بر دندانِ با چوبْ نواخته شده! سلام بر رگِ گردنِ بُريده[١]! سلام بر سرِ بالا رفته [بر نيزه]! سلام بر پيكرهاى برهنه و خوراك گرگهاى درنده بيابان شده و جايگاه آمد و شدِ ديگر حيوانات درنده گشته!
سلام بر تو- اى مولاى من- و بر فرشتگان صف كشيده در پيرامون قُبّهات كه گرداگرد تربتت را گرفتهاند، در حياط تو طواف مىكنند و به زيارتت آمدهاند! سلام بر تو كه من، آهنگ تو كردهام و رستگارى نزد تو را اميد مىبرم!
سلام بر تو؛ سلام عارف به حُرمتت، خالص در ولايتت، تقرّبْجوينده به خدا با محبّتت، و بيزار از دشمنانت! سلام كسى كه دلش به مصيبت تو، زخمدار، و اشكش به گاه ياد تو، جارى است! سلام فاجعهديده اندوهگين، سرگردان و در هم شكسته! سلام كسى كه اگر با تو در طَف (كربلا) بود، تو را با جانش از تيزىِ شمشيرها، نگاه مىداشت و جانش را سپر تو مىنمود و پيش رويت مىجنگيد و بر
[١]. در بحار الأنوار اين فراز نيست:« سلام بر رگِ گردنِ بُريده».