دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧ - ١/ ١ - ١٠ گزارشهاى پراكنده
مشرق هستند، وى با آنها ميان دمشق و جايى به نام بنيه مىجنگد و [سردار] سفيانى همه آنها را شكست مىدهد.
سپس هر كس در دمشق و حمص است، به سفيانى مىپيوندد و با اهل مشرق در جايى از سرزمين حمص، به نام بدين در كنار سَلَميّه رويارو مىشوند و شصت هزار و اندى از مردم، در اين نبرد كشته مىشوند كه سه چهارم آنها از اهل مشرق هستند و شكست مىخورند و لشكرى كه سفيانى به مشرق روانه كرده بود، حركت مىكند تا در كوفه فرود مىآيد و جنگى شديد ميان آنها و كوفيان در مىگيرد كه كشتههاى فراوانى دارد و سرانجام، كوفيان شكست مىخورند و چه بسيار خونها ريخته و شكمها دريده و كودكها كشته و دارايىها غارت و ناموسها هتك مىشود و مردم به مكّه مىگريزند.
و سفيانى به فرمانده آن لشكر مىنويسد: به سوى حجاز حركت كن و او پس از آن كه كوفه را با خاك يكسان مىكند، در مدينه فرود مىآيد و شمشير در ميان قريش مىنهد و از آنان و از انصار، چهارصد نفر را مىكشد و شكمها را مىدرد و كودكان را مىكشد و دو برادر و خواهر را از قريش از بنىهاشم مىكشد و آن دو را بر در مسجد به دار مىكشد؛ مردى به نام محمّد كه نام خواهرش فاطمه است، و مردم از دست او به مكّه مىگريزند. او با لشكرش براى تصرّف مكّه به سوى آن حركت مىكند و در بيداء فرود مىآيد و خداوند متعال به جبرئيل فرمان مىدهد كه با صداى بلند بگويد:" اى بيداء! آنان را هلاك كن" و آنها تا نفر آخرشان هلاك مىشوند و دو مرد از آنها مىمانند كه جبرئيل آنها را مىبيند و سر و صورتشان را وارونه مىكند و گويى آنها را مىبينم كه عقبعقب مىروند و آنچه را ديدهاند، به مردم خبر مىدهند».[١]
١١٩٥. مختصر بصائرالدرجات- با سندش به نقل از مفضّل بن عمر-: از سَرورم امام صادق عليه السلام پرسيدم: آيا مهدى كه انتظار و آرزويش را دارند، در وقت مشخّصى كه مردم بدانند، ظهور مىكند؟
[١]. الفتن: ج ٢ ص ٦٩٩ ح ١٩٧٦.