صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٠ - احزاب و گروههاى نوظهور
نكند معناى آن اين است كه نظمى تو كار نيست. وقتى بنا شد كه متفرقات باشيد، هر كسى يك رأيى براى خودش داشته باشد- زائد معناى آن اين است كه، نظم تو كار نيست.
انسجام تو كار نيست. انسجام تو كار نباشد تمام مىشود. خودش تمام مىشود. اين سرايت مىكند به خارج و در بين ملت هم همين مسائل هست.
احزاب و گروههاى نوظهور
احزاب مختلفه بعد از اين انقلاب، از قرارى كه مىگويند، حدود دويست گروه پيدا شده. دويست گروه معنايش اين است كه يك جمعيتى كه بايد منسجم بشوند دويست گروه شدند كه از هم جدا بكنند همه را. در تهران اگر بنا باشد دويست تا حزب و گروه و امثال اينها باشد و [دائماً] اظهار وجود، هر روز تو روزنامه فلان گروه هم اظهار وجود كرد، اين معنايش اين است كه ٣٥ ميليون جمعيت مىخواهد از هم منفصل بشود. جدا جدا بشود يعنى آن انسجامى كه باعث پيروزى شما شد، آن كارشناسهايى كه ملتها را شناختند و راه ملتها را مطالعه كردند، راه شكست آنها را مطالعه كردند و طرح دادند براى آن، بهتر از اين چه بكنند، بدون اينكه محتاج باشد كه يك قدرتى و قوايى بيايد، خودشان را به جان هم مىاندازند. احزاب را دستشان قلم بدهند. اين او را چيز بكند؛ تهمت به او بزند. او تهمت به او بزند او، او را تضعيف كند. من گمان مىكنم كه از اول كه احزاب پيدا شده است در امثال ايران، اين يك طرحى بوده است از خارج. آنها احزاب دارند، آن مملكتهاى ديگر، لكن احزابى كه آنها دارند فرمش يك جور ديگر است.
اين طور نيست كه يك كارى بكنند كه براى كشورشان مضر باشد. لكن وقتى صادر شد به اين مملكتها براى اينكه توجه به عمق مسائل ندارند، احزابى درست مىشوند كه به حال كشورشان مضر است. آنها يك چيزى درست مىكنند كه اينها خيال مىكنند بايد ما احزاب داشته باشيم. عمق اين مطلب كه احزاب آنجا، وضعشان چه جور است و احزاب اينجا بايد چه جور باشد، اين را درست ادراك نكردند. احزاب درست كردند، لكن هر حزبى براى ديگرى كارشكنى مىكند، آن حزب هم براى آن.