صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٧ - پيروزى انقلاب و گردنههاى خطرناك
پيروزى رساند حفظش كنيد. و اين توجه به خدا، و همين ايمانى كه شما را پيش برد و بىاعتنايى به آن چيزهايى كه خود آدم مىخواهد بلااشكال شما توجه به اين داشتيد.
همه خواهرها، برادرها، آن روزى كه تو خيابانها مىآمديد و فرياد مىزديد كه اين رژيم را ما نمىخواهيم و جمهورى اسلامى را مىخواهيم، توجه داشتيد كه هيچ كدام فكر اين نبوديد كه لباستان چى است، خانهتان چى است، زندگىتان چى است، مدرسههايتان چه جورى است، هيچ، ابداً، اين فكر در مغز شماها نبود. اگر اين فكر بود پيروز نمىشديد.
اگر هر كدام فكر اين بوديد كه زندگىام بايد چه جورى باشد، پيروز نمىشديد. براى اينكه هر كس فكر خاصى دارد و دنبال آن است. همه جهات مربوط به خودتان را رها كرديد و وجهه قلبتان خدا بود و اينكه اسلام را مىخواهيم زنده كنيم. از ظلم و از بيدادگريها به تنگ آمده بوديد. توجه كرده بوديد به عدالت الهى. و آن روزى كه پيش مىرفتيد هيچ در فكر نبوديد. همه به فكر آن مقصد بوديد. اين معنا اگر از دست شما گرفته بشود و حالا [دائماً] مربوط باشد به كارهاى خودتان، اگر ما به آخر رسيده بوديم، آن وقت وقت اين بود كه بنشينيم راجع به اينكه چه بايد بكنيم، سازندگى. اما ما به آخر نرسيديم ما. الآن نظير همان وقتهاست كه توى خيابانها فرياد مىزديد. حالا آن جهت خيابانىاش از بين رفته است لكن مواجهيد با يك قدرت بالاتر و آن قدرت امريكا و ديگران.
پيروزى انقلاب و گردنههاى خطرناك
اگر ما خودمان را پيروز حساب كنيم و برويم دنبال اينكه بايد ما حالا كه پيروز هستيم برويم ببينيم كى چى دارد، كى چى ندارد، برگرديم به خودمان و به حال خودمان، اين پيروزى همين جا توقف مىكند. اگر توقف هم بكند خوب است، عقب مىرود. آنها توطئه مىكنند و با هم مجتمع مىشوند. شماها وقتى برگشتيد به حال خودتان، با هم متفرق مىشويد. آن وقت شما مجتمع بوديد و آسيب ناپذير و آنها نمىتوانستند كارى بكنند. حالا شياطين با هم اجتماع مىكنند و با هم پيوند مىكنند. و شما چنانچه از آن