صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٣ - جنايات بيشمار شاه و حمايت كارتر
اينكه به خيال خودش يك مفلوكى را، يك مريضى [١] را ببرد و در امريكا حفظش كند، و عرض كنم كه، معالجهاش كند، تا اينكه به ملت امريكا و ساير ملتها وفادارى خودش را از آن خائنهايى كه براى او خيانت كردند، نشان بدهد و در دوره آتيه هم رئيس جمهور بشود، براى خاطر اين خودش را رسوا كرد.
جنايات بيشمار شاه و حمايت كارتر
الآن هر جا اشخاص دانشمند دنيا، اشخاص متفكر دنيا تقبيح مىكنند او را. براى خاطر يك آدمى كه اين قدر خيانت به يك ملتى كرده است. و حالا ملت مىگويد آقا، اين جانى كه آمده پيش شما و او را پناه داديد، اين «پناهنده سياسى» نيست، تا اينكه بگوييد پناهنده سياسى را تحويل نمىتوانيم بدهيم. روى قواعد، اين يك مجرم است. روى قواعد همه عالم يك كسى كه به يك ملتى پنجاه سال، و اين آدم سى و چند سال، به يك ملتى آن قدر جرم كرده و آن قدر اذيت كرده و آن قدر از اين ملت كشته و آن قدر در تاوهها اينها را بو دادند، بعضى از اشخاص را پاهايشان را قطع كردند، جرايم آنها را ما نمىتوانيم، الآن تصورش هم نمىتوانيم بكنيم، كه در اين حبسهايى كه در زير زمين بوده و دالانهايى [كه] يك وقت نشان دادند؛ دالانهايى كه از اين سازمان جنايتكار امنيت بوده است. در اين دالانها به اين مردم اسلامى، به اين مردم انسانى، به اين متفكرين، به اين روشنفكرها چه گذشته است. ما نمىتوانيم تصور بكنيم. اينها هم كه رفتند و آمدند، شايد براى ما همه مسائل را نتوانند بگويند كه چه كردند با اينها. ما يك ملتى هستيم كه اعلام مىكنيم به همه دنيا كه اين قدر جريمه بر ما وارد شده. اموالمان اين قدر به غارت رفته و به جيب آقاى كارتر و امثالش رفته است به دست اين آدم، آن قدر جنايات به اين مملكت واقع شده است. اين قدر قتل و غارت وارد شده است. ما اين را مىخواهيم بياوريم اينجا و محاكمهاش كنيم. ببينيم چرا اين كارها را كرده. اساس مطلب اين است كه كارتر از همين مىترسد كه نبادا يك وقتى اين بيايد و بروز بدهد. مىگويند مشغول شدند كه اين را يك
[١] محمد رضا پهلوى.