صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧١ - مطرح نبودن شكست و پيروزى در انجام وظيفه
به خدا اعانت كرده باشد. يكى هم اينكه شماها برويد كار انجام بدهيد. شماها راه بيفتيد در دهات و در جاهاى ديگر، و جادهسازى كنيد با اينكه كار شما مثلًا نيست .... همين كه شما مىرويد آنجا و آنها مىبينند كه از شهرها اشخاصى آمدند براى رسيدگى به حال آنها، همين يك ارزشى خودش دارد. يك ارزش ديگر اين است كه آنها را تقويت مىكند. روح آنها تقويت مىشود.
و ان شاء اللَّه من اميدوارم اين طورى كه همه ملت قيام كردند براى اينكه مملكت خودشان را درست بكنند، خرابيهاى چندين ساله را هم جبران بكنند. همين اجتماعشان پشتوانهاش خداست. وَ
يد الله مع الجماعة [١].
يك جمعيت وقتى كارى را مىخواهند انجام بدهند زود انجام مىگيرد. و اين مايه دلخوشى است. و هيچ وقت هم ما مأيوس نخواهيم شد از اين كارهايى كه پيش مىآيد. و با قدرت، با قوه، پيش مىرويم.
مطرح نبودن شكست و پيروزى در انجام وظيفه
و من اين را كراراً در پاريس هم كه بودم، وقتى كه مىآمدند و «خيرخواه» بودند خيليهايشان كه: «نمىشود كار، پيشرفت نمىكند و قدرت نيست و قدرت آنها كذاست» و مىخواستند ما را مثلًا به خيال خودشان منصرف كنند از اين راه. من به آنها مىگفتم كه ما يك تكليفى داريم عمل مىكنيم. تكليف عمل كردن كه ديگر نتيجهاش اين نيست كه من بايد برسم به آن. اگر رسيديم و توانستيم خوب الحمد للَّه كه كارمان را هم انجام داديم.
و اگر نتوانستيم و شكست خورديم، ما كه بالاتر از حضرت امير نيستيم. حضرت امير هم شكست خورد، اما تكليفش را عمل كرد. ما در حال اداى وظيفه شكست خورديم. حالا هم همين را مىگويم كه ما نمىترسيم از اين هياهوها، براى اينكه اولًا اميد داريم كه يك جمعيت، يك ملت كه با هم مجتمع شدند و يك مقصد دارند، آن هم مقصد صحيح، كسى نمىتواند خلافش را به آنها تحميل بكند. نتوانند اينها غلبه كنند به آنها. و ثانياً فرض آخر اين است كه غلبه كنند و بيايند ما را از بين ببرند، ديگر بيشتر از اين كه نيست. باز هم
[١] حديث نبوى، صحيح ترمذى، ج ٣، ص ٣١٦: «دست خدا با جماعت است».