صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧١ - محاكمه غيابى رؤساى جمهور امريكا
بدهند و جاسوسها را بايد رها كنند. اگر اين را گفتند يك حكمى بر ضد ما هست. اما اينهايى كه گفتيد، حكمى بر ضد ما نيست. براى اينكه ما كه مركز جاسوسى را گرفتيم نه سفارتخانه را. اصلًا ما هيچ سفارتخانهاى را نگرفتيم. امريكا سفارتخانه ندارد اينجا. پس آقايان مىگويند كه سفارتخانه را بايد تحويل امريكا داد. نه، سفارتخانه ندارد تا ما تحويل بدهيم. امريكا مأمورين سياسى ندارد اينجا. اينكه مىگويند بايد مأمورين سياسى را تحويل بدهيد. مأمورين سياسى كى است. پيدا كنند تا ما تحويل بدهيم. ما مدعى هستيم كه اينها هيچ كدام مأمور سياسى نيستند. و مىگوييم بفرستيد و ببينيد. قضيه را بررسى كنيد.
محاكمه غيابى رؤساى جمهور امريكا
و ما مىآوريم بررسى مىكنيم اين مطلب را. ما محاكمه مىكنيم اينها را. و محاكمه مىكنيم رؤساى جمهور را؛ منتها محاكمه غيابى. دستمان به آنها نمىرسد. محاكمه غيابى آن مقدارى از پروندههايشان كه در اينجا هست. و آن مقدارى از جناياتشان كه بر ما در اينجا ثابت است. كه اين مقدار، من مكرر اين را گفتم. اينها يك كارهاى زير پردهاى داشتند، كه شايد غير از رئيس جمهور و شاه كسى نمىدانسته آنها را. ما نمىتوانيم پيدا كنيم آن مقدارى كه منعكس است در خارج. آن مقدارى كه در وزارتخانههاى ما منعكس است، آن مقدارى را ما مىخواهيم حالا بررسى بكنيم، و پروندههايشان را مشغول جمعآورى هستند گروههايى تا اينكه جمع بشود، و ما دعوت كنيم از اشخاص بيايند بررسى بكنند. ما يك حرف غير حقى نداريم. ما يك حرف سادهاى كه همه عالم اين حرف را اگر بفهمند، بايد بپذيرند. البته آقاى كارتر نمىپذيرد. براى اينكه آقاى كارتر اصلًا از آن مفلوكهايى هست كه حق را نمىتواند بپذيرد. مغز او ديگر حق را نمىتواند بپذيرد. آن دارد شاه را از اين دست به آن دست مىگرداند. و در يك جزيرهاى در آنجاها بردند و نگهدارىاش مىكنند كه مبادا گرفتار بشود و به ايران بيايد، و مقدارى كه بين خودش و او هست هم كشف بشود. آن اسرارى كه ما بين شاه و كارتر