صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٠ - لزوم انسجام و هماهنگى ميان نيروهاى نظامى
است. بر خلاف ملت ايران است. بر خلاف كشور است. بر خلاف مصالح مسلمين است.
يك همچو كار غلط را نكنند. هم قواى لشكرى و هم- عرض مىكنم- ارتش و هم ژاندارمرى و هم پاسداران نبايد هرج و مرج باشد. پاسدار: من پاسدارم، انقلابى است، هر كارى دلم مىخواهد بكنم، اين معنايش اين است كه يك انسجام نباشد در يك مملكت.
لزوم انسجام و هماهنگى ميان نيروهاى نظامى
وقتى هرج و مرج در يك مملكت باشد، زندگى تباه مىشود. اگر فردا به شما هجوم كردند، نمىتوانيد جواب بدهيد. اگر يك دشمنى به شما رو آورد، نمىتوانيد جواب بدهيد. خوب، مىبينيد الآن هم در داخل، هم در خارج، ريختند به جان هم و يك قوهاى نيست كه جلو اينها را بگيرد. براى چى؟ براى اينكه انسجام در بين خودتان نيست. بين خود قواى انتظاميه اصلًا نيست. پاسدارها براى خودشان على حده، يك زندگى دارند، هر كدام براى هر جا، براى خودش و همين طور ديگران. اينها بايد فكر بكنيد خودتان اولا فكر بكنيد. اين پاسدارهايى كه من از آنها خيلى هم تشكر مىكنم، كه مملكت ما را پاسدارها حفظ كردند. لكن حالا بين آنها هم افتادند اشخاصى كه نمىگذارند اينها منسجم بشوند. اينها انسجام مىخواهد. اين قوا بايد هماهنگ بشوند. اگر يك قواى مملكت هماهنگ نشوند نمىتوانند كار انجام بدهند. همه جا بايد هماهنگ بشوند. هر جا مىروى؟ مىبينى كه پاسدار مىرود توى پادگان ژاندارمرى، تو پادگان ارتش، تهديدش مىكند، چه مىكند، اهانت مىكند، به ما نوشتند مىآيند اهانت مىكنند. آخر چه وضعى است اين معنا؟ آخر شما مسلمانيد. شما ملى هستيد. شما براى خدا كار مىكنيد. براى كشورتان كار مىكنيد. خوب، بايد همهتان با هم هماهنگ باشيد تا كار را بتوانيد انجام بدهيد. اين هم يكى از گرفتاريهايى است كه الآن مملكت ما مبتلا به آن هست؛ و مبتلاى به يك دسته دوست؛ دوستى كه توجه ندارد، نادان. اشخاصى كه متعهدند، اشخاصى كه مىخواهند كار بكنند، لكن يك دسته خدانشناس اينها را