صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١ - جنايتهاى شاه و ضرورت مجازات او
بوده است، و نبايد هيچ نگرانى از اين باب داشته باشند.
جنايتهاى شاه و ضرورت مجازات او
و اما راجع به رهايى اينها؛ بايد ما ببينيم كه ما چه مىخواهيم و ملت ما چه مىخواهد.
آن چيزى كه ملت ما مىخواهد، آيا يك امر غير مشروع است يا يك امر انسانى است؟
آيا بشر دوستى وادار كرده است اين جوانهاى ما را كه بروند و اين مركز را بگيرند و نگذارند توطئه به ثمر برسد يا خلاف اين بشر دوستى است؟ آن چيزى كه ملت ما مىخواهد اين است كه اين ملت از اين آدم كه الآن در امريكا هست، سى و هفت سال تقريباً رنج ديده است. سى و هفت سال، اين به ملت ما خيانت كرده است. و سى و هفت سال، ذخاير ما را به باد فنا داده است. و سى و هفت سال، جوانهاى ما در تحت سلطه اينها زندگى انسانى نداشتند. و سى و هفت سال، اختناق همه جانبه بر اين مملكت و بر اين ملت از طرف ايشان حكمفرما بوده. و با دست خود ايشان، به طورى كه اشخاص نقل مىكنند، و با مباشرت در پانزده خرداد، عدّه كثيرى را به قتل رسانده است. و با امرِ او از پانزده خرداد تا كنون، ما شايد بيش از صد هزار نفر مقتول و صدها هزار نفر مجروح و معلول داريم. اين ملت با اين همه رنج كه كشيده است، حالا مىخواهد كه اين جانى برگردد و محاكمه به طور عدالت بشود. محاكمه بشود، اگر محكوم شد كه اموال ما را برده است، از او بگيرند. الآن اموالى كه از مملكت ما به دست ايشان و كسانى كه مربوط به ايشان است، بانكهاى خارج را از امريكا گرفته تا ممالك غربى پُر كرده است. در صورتى كه من خودم مىدانم و ملت ما هم- آن كه به سنّ من است- مشاهده كرده است، و آن كه نيست، شنيده است، و تاريخ براى او گفته است، ديگران براى او گفتهاند كه پدر ايشان وقتى كه كودتا كرد هيچ نداشت. يك سرباز بود؛ صِفْرُ الْيَد [١] وقتى كه سلطه پيدا كرد بر اين مملكت، شروع كرد املاك مردم را به زور از آنها گرفتن. شمال مملكت ما، مازندران، بهترين املاك سرسبز ما، با فشارهاى او و عُمّال او به قَباله او به زور
[١] تهيدست، بىچيز.