صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٥ - انقلاب پاكباختگان و از خود گذشتگان
را دستشان را كوتاه كردند و از ايران راندند و دستهاى جنايتكار اجانب هم آنها كه ظاهر بود قطع شد. لكن ريشههاى زيرزمينى، توطئههاى دامنهدار همه جانبه در همه قشرها مشغولاند. و ملت ما گمان نكند كه پيروزى نهايى را پيدا كرده است نه، بين راه هستيم، در حال انقلابيم ما. تا تمام اين قشرها، و تمام اين ريشههاى فاسد از اين مملكت قطع نشود ملت ما نبايد آرام بگيرد. همين نهضت را كه بحمد اللَّه با قدرت تا اينجا رسانده است، بايد با قدرت هم پيش ببرد. و من اميد دارم كه با اين روشنى كه پيدا شده است، با اين نورى كه در دل همه فرزندان اسلام روشن شده است و راه خودشان را پيدا كردهاند و فهميدهاند كه دشمنها كى هستند و دوستها كى و توطئه گرها چه سنخ مردمى هستند. اميد اين هست كه ان شاء اللَّه پيروزى را شماها در آغوش بگيريد.
انقلاب پاكباختگان و از خود گذشتگان
لكن مهم دو مطلب است: يكى كه بسيار مهم است، اين است كه جوانهاى ما در هر رشتهاى كه هستند و خصوصاً آنهايى كه در رشته خدمت به نهضت هستند، چه آنهايى كه در كميتهها هستند و چه آنهايى كه پاسدار هستند و چه قواى انتظاميه و همه قشرها، توجه كنند كه اسلام است كه ما را پيروز كرده. همين فرياد «اللَّه اكبر» و تقاضاى شهادت كه در همه قشرها پيدا شده است. پدرى كه فرزندش را از دست داده افتخار مىكند كه شهيد شده است. مادرى كه چند تا فرزند داشته و بعضىاش را از دست داده و آرزو مىكند، مىگويد كه، دعا كنيد آنهاى ديگر هم شهيد بشوند. و اين دنبال اين است كه نهضت اسلامى بوده. اگر يك نهضت غير اسلامى بود، براى دنيا بود، معنا نداشت كه يك كسى بگويد، من بچههايم را مىدهم براى دنيا، چون براى خداست و نهضت براى خدا بوده است. و در آن وقتى كه همه شما توجه داشتيد به اينكه پيش ببريد، هيچ راجع به خودتان ديگر توجه نداشتيد. و بايد گفته بشود كه از خود گذشته و به خداى تبارك و تعالى پيوسته بوديد، پيروزى را به دست آورديد، آن هم يك پيروزى كه در تاريخ نظير بايد گفت ندارد.